امیرحسین نوروزی میگوید: نقاشیهای کودکانه برایم جذابیت نداشت و از مادرم میخواستم برایم نقاشیهای پیچیده را دانلود کند. در ۹ سالگی اولین نقاشی چهره را کشیدم، بدون اینکه آموزش دیده باشم.
محله
شهید قربانی
محله شهید قربانی پرجمعیتترین محله مشهد است. بر اساس آخرین سرشماری، ۷۱ هزار و ۵۰۲ نفر در این محله سکونت دارند. محله شهیدقربانی تا حدود ۲۵سال پیش، همراه با محلههای اطرافش به محدوده التیمورمعروف بود. بعد از تقسیمبندی محلات بهدلیل سکونت شهید امیررضا قربانی، بهنام «شهید قربانی» نامگذاری شد.
«اگر بنای تعطیلکردن مغازهتان را داشتیم، از شما دعوت نمیکردیم اینجا تشریف بیاورید.» این جمله، آغاز تلاش اعضای شورای حل اختلاف است که رویه دیگری برای رسیدگی به پروندههای ارجاعشده در پیش گرفتهاند!
آسنا مقدسی، نوجوان محله التیمور از کمترین امکانات بیشترین بهره را برده است.
کمتر کسی باورش میشد، علیاکبر زوار، که نبوغ و استعدادش سرآمد بود، برای رزم عازم جبهه مقاومت ّشده باشد. اغلب اطرافیان معتقد بودند او به سوریه رفته تا از آنجا به کشورهای اروپایی پناهنده شود.
امیرحمزه غلامی میگوید: یکی از دلایلی که اکثر مواقع میتوانم بین درس و ورزش هماهنگی ایجاد کنم، این است که گوشی شخصی ندارم و زیاد هم اهل رفیقبازی نیستم.
دکتر مجتبی رئیسی میگوید: باتوجهبه هزینههای زیاد دندانپزشکی، شرایط به گونهای است که حتی اگر در مناطق برخوردار نیز چنین طرحهایی اجرا شود، مردم صف میکشند؛ البته این صرفا شامل دندان نیست.
درحالیکه نرمافزارهای خوشنویسی و فونتهای مختلف، هنر چندصدساله را مهجور کرده، قلم هنوز دوست معصومه سرائی، هنرمند محله شهید قربانی است.
کوچه شهیدحسینی محراب ۸۹ کمجمعیت، اما پرتردد است. زندگی ساکنان این معبر به زنگ کلاس و درس دو دبستان «غلامرضا اصغری» و دبیرستان «شهیدمحلاتی یک» و «لقمان حکیم یک» گره خورده است.
مراکز سوادآموزی هم دانش میآموزند و هم مهارتهای شغلی و زندگی و این موضوع یک امتیاز بزرگ و ویژه است. جالبی ماجرا به این است که برخی از مدرسان امروز مرکز در دورههای گذشته خود از شاگردان همین مکتب وکلاسها بودهاند.
محله شهید قربانی تا حدود ۲۵ سال پیش که هنوز محلات بهشکل امروزی تفکیک نشده بودند، همراه با دیگر محلههای اطرافش به محدوده التیمور معروف بود و بهصورت مجزا تاریخچهای ندارد.
کوچ جمعیت به حاشیه شهر، فضای آموزشی را کوچک و برخی دانشآموزان را مجبور به ترک تحصیل کرده است.
از سرسبزی و طراوت گذشته در کوچه شهید حسینیمحراب ۷۵ که اهالی حرف آن را میزنند، چیزی باقی نمانده است بهجز تک درختهایی که سایهای ندارند.
ساکنان مجتمعهای ابرار، علویه، محمدیه و... گلایه میکنند که از داشتن مدرسه، بوستان و امکانات تفریحی و رفاهی محروم هستند و صدایشان به جایی نمیرسد.
هر روز، خروسخوان صبح تا زوال آفتاب، پای دار مینشیند و بلندبلند میخواند؛ یک قرمز و دو تا زرد به زیر، یک زرد به رو.... حاجعلی رنجبر محله شهیدقربانی هنرمندی خاموش است.
بیشتر منازل محله شهید قربانی را خانههای ریزدانهای تشکیل میدهند که بدون هیچ گونه اصول و مقاومسازی بین همان خانههای قدیمی بنا شدهاند.
این کوچه اکنون با مشکلات زیادی دستوپنجه نرم میکند. این تعبیر بسیاری از ساکنان کوچه شهیدقربانی16 است که بهدلیل طولانی شدن اجرای طرح اگو در این کوچه، این روزها خلقشان تنگ است؛ معبری که مشابه خیلی از کوچههای این حوالی، تنگ، طولانی و باریک است و عبورومرور را برای اهالی سخت میکند، چه برسد به تردد خودروها. این معبر محل استقرار چند مجموعه آموزشی، فرهنگی و درمانی است. حداقل انتظاری که اهالی از مسئولان شهری دارند، تدبیر برای پیادهروهای زخمی و آسفالت خراب اینجاست.
زندگی علیاکبر زوار که دوکودک خردسال داشت اما عشق به دفاع از حرم بیبی، بر حس و محبت پدریاش غلبه کرد. زندگی علیاکبر و هفت شهید مشهدی مدافع حرم که با ترفندی متفاوت به پیکار داعش شتافتند، درقالب مجموعه تلویزیونی «بچهزرنگ» این روزها از شبکه2 سیما پخش میشود. در این روایت، ما میهمان پدر و مادر و خواهر شهید بودیم اما همسر شهید برای گفتوگو رضایت نداد.
در آخرین سرشماری مشهد در سال 1395، محله شهیدقربانی با داشتن جمعیت بیشاز 71هزارو502نفر بر صدر نشست؛ محلهای پرتراکم که خانههای نقلی کوچک آن در معابر فرسوده و قدیمی کنار هم نشستهاند. بیشتر خانههای این محدوده، قولنامهای است و کمتر از هفتادمتر مساحت دارد.
امیرعلی ذوق هنری هم دارد و خطاطی میکند. مدعی است این هنر را از خانوادهاش به ارث برده است. علاوه بر این در پایه ششم ابتدایی رتبه ممتاز ناحیه در رشته اذان را به دست آورده است. او موفقیتهای قرآنی، درسی و هنریاش را مدیون تشویق و پیگیریهای خانواده در لحظهلحظه زندگیاش میداند. آنها ساکن محله شهید قربانی هستند.
نشانههای بیماری در بدن سرباز لشکر77 ثامنالائمه ظاهر شد. او باز هم سکوت کرد. میکوشید این نشانهها را از همه پنهان کند. محمدرضا خاکساری هفتم اسفند سال 83 سربازی را به پایان رساند به این امید که نوروز 84 را در کنار خانواده سپری کند و لحظات خوبی برای همه آنها باشد، غافل از اینکه یک تومور در سرش چندان رشد کرده بود که هر لحظه میتوانست جانش را به خطر بیندازد.