محمد حطیطه، دانشجوی حوزه علمیه و مربی فوتبال است
همهچیز از زمانی شروع شد که میخواست خود را در لباس مربیگری ببیند. همان زمان که به هممحلهایهایش پیشنهاد تشکیل تیم داد و آنها نیز از آن استقبال کردند و بعد از آن، تمریناتشان را برای مسابقات فوتبال و فوتسال محلی ادامه دادند و کمکم مقامهای مختلفی بهدست آوردند و جامهای زیادی کسب کردند.
تا حدی که به شکارچی جامها معروف شد. حال از اولین تجربه مربیگری محمد حطیطه بیستویکساله که ساکن خیابان شهیدریاضی در محله ولیعصر (عج) است، چهار سال میگذرد و او در ادامه این مسیر مصممتر شده است.
او در دو سال گذشته تیم منسجمتری از نونهالان محله خود به نام «شهید محمد حطیطه» تشکیل داده و بهعنوان سرپرست و مربی این تیم فعالیت میکند. با اینکه با حداقل امکانات بازی میکنند، امسال تیمش به مسابقات شهری نیز راه یافته است.
پیشینه این علاقهمندی در حطیطه به کودکیاش برمیگردد. زمانی که خود در تیمهای فوتبال و فوتسال بازی میکرد و آیندهای ورزشی برای خود در این رشته، ترسیم مینمود، اما آینده درسی حطیطه، جدا از این رشته ورزشی است و او در حال تحصیل در پایه پنجم حوزه علمیه است و قصد دارد به بهترینهای علمی نیز برسد.
اولویت اولم در زندگی، درس است، بعد فوتبال
زمانی که در سن نونهالان بودم، به این رشته ورزشی علاقهمند شدم و از ده سالگی فوتبال و فوتسال تمرین کردم؛ البته بیشتر در بازی چمنی مهارت دارم تا سالن، بنابراین فقط حدود ۷۰ درصد با فوتسال آشنا هستم و بیشتر فوتبال بازی کردهام.
این تمرینات تا رده سنی نوجوانان، یعنی شانزدهسالگی ادامه داشت و در تیمهای محلی شرکت میکردم، تا اینکه به رده سنی جوانان رسیدم. بهدلیل هزینه سنگینی که مدرسههای فوتبال داشت، نتوانستم آنطور که دوست داشتم، این ورزش را ادامه بدهم و درنتیجه، بازی کردن در تیمها را کنار گذاشتم و تصمیم گرفتم از راه دیگری این علاقهمندی را ادامه دهم و به مربیگری روی آوردم.
در بازی، سقف آرزوهایم خیلی بالا نیست و اگر به تیم ملی نرسیدم، مهم نیست، اما در درسهایم آینده بزرگی برای خود ترسیم کردهام؛ چراکه اولویت اولم درس است. پدرم نیز دوست دارد من درسم را ادامه بدهم و میگوید تا زمانی که فوتبال به درسم لطمه نزند، با من همراه است و حمایتم میکند.
یکی از دلایل علاقهام به درس، پدرم است و من بهخاطر او تمام هفته را مشغول درس هستم و در سال تحصیلی، تنها روزهای جمعه که حوزه تعطیل است، تمرین میکنیم.
ثبتنام در مسابقه آقای گزارشگر
حدود دو سال گذشته در برنامه آقای گزارشگر شرکت کردم. این مسابقه با هدف تربیت گزارشگر اجرا شد که نیروی کم و انگشتشماری در این حرفه میخواستند، بنابراین بدون اینکه مهارت افراد را درنظر بگیرند، همان ابتدای کار، فقط افرادی را پذیرش کردند که سطح تحصیلاتشان، فوقدیپلم به بالا بود و من نیز جزو این دسته بودم که تعدادشان نزدیک به ۴ هزار نفر رسید و آزمونی برگزار کردند و این مرحله را با موفقیت گذراندم.
مرحله بعد، آزمونی شفاهی توسط محمد خیابانی بود که نیمی از شرکتکنندگان که من هم جزوشان بودم، در این مرحله حذف شدند. درنتیجه به مرحله بعدی نتوانستم ورود پیدا کنم و درنهایت از میان ۷ هزار شرکتکننده، تنها ۴۰ نفر به مرحله نهایی مسابقه راه پیدا کردند.
با هم محلهایهایم تیم تشکیل دادم
روبهروی منزل ما، شهرکی صنعتی قرار داشت و زمین خاکی بزرگی بود و سال ۹۰ در آن فنس کار گذاشتند و بچههای محله به آنجا میآمدند و بازی میکردند. هنوز به هفدهسالگی نرسیده بودم.
یکی از روزهایی که در این زمین بازی میکردیم، چون میدانستم در شهرداری مسابقات ورزشی برگزار میشود و ورودیاش رایگان است، کارت مربیگری نمیخواهد و شرط سنیاش برای مربی با من مطابقت داشت.
چند نفر از افراد را که میشناختم، جمع کردم و به آنها گفتم: شما که همیشه برای بازی وقت میگذارید، بهتر نیست با هم تیم تشکیل بدهیم و در مسابقات محلی شرکت کنیم و همانجا پیشنهاد مربیگری خودم را نیز مطرح کردم.
من بزرگتر از آن افراد بودم و درس حوزه میخواندم، دوستانم نیز به دلیل احترامی که برایم قائل بودند، پیشنهادم را پذیرفتند. بعد از تشکیل تیم، در مسابقات ثبتنام کردیم و سال۱۳۹۱ اولین بازی تیم خود را در مسابقات فوتبال جام شهرآرای شهرداری منطقه ۷ در رده سنی نوجوانان ارائه دادیم و مقام سوم را کسب کردیم.
فوتبال، بهانهای است برای تربیت بچهها
سال ۱۳۹۱ و ۹۲ با رده سنی نوجوانان مسابقات را برگزار کردیم، اما مدتی که گذشت، با خودم فکر کردم اگر از ابتدا با سنین نونهالان بازی داشته باشیم، بهتر است. تابهحال نیز در مسابقاتی که انجام دادیم، موفقتر بودیم و امسال نیز به مسابقات شهری راه پیدا کردیم که چند ماه دیگر، دور مسابقاتش شروع میشود.
از طرفی به عقیده من، اگر انسان بخواهد هدفی در زندگیاش انتخاب کند و آن را پایهریزی نماید، باید از همان سنین کودکی در این مسیر گام بردارد. از اینرو، افرادی را که میشناختم، جذب تیم کردم و تیم قبلی نیز بزرگتر شدند و به طور طبیعی به رده سنی بالاتر رسیدند.
اگرچه چهار سال پیش، فوتبال و فوتسال و مربیگری هدف من بود، در حال حاضر بیشتر بهانهای است برای تربیت بچهها و من در طول کلاسها و تمریناتی که داریم، مطالب دینی و اخلاقی و عقیدتی را ابتدای هر جلسه به آنها آموزش میدهم.
شاید یکی از دلایلی که باعث شده نگرش من به وضعیت فعلی تغییر کند، حضورم در حوزه علمیه است؛ چراکه انسان وقتی بزرگ میشود، مشغلهها و گرفتاریهایش نیز بیشتر میشود و دیگر فرصتی برای یادگیری مبانی و احکام دینی خود نمیگذارد و با همان بینش کودکانه بزرگ میشود و این سن، بهترین زمان برای پایهریزی اصول درست زندگی است.
شروع تمرینهایمان با قرآن است
ابتدای هر تمرین، بچهها با لباسهای ورزشی که به تن دارند، حلقهوار روی زمین مینشینند و هر جلسه یکی از بچهها چند آیه قرآن میخواند. سپس حدود ۱۰ دقیقه برای بچهها احکام و مسائل شرعی را که مناسب سنشان است، بیان میکنم و بعد از آن بچهها سوالاتی که در ذهن دارند، مطرح میکنند.
به سوالاتی که عقیدتی است، همان لحظه پاسخ نمیدهم و از آنها میخواهم تمام تیم در طول هفته آینده این سوال را با والدین خود مطرح کنند و جلسه آینده، دربارهاش صحبت میکنیم و بعد از آن، تمرین ورزشیمان را شروع میکنیم. این برنامه و نحوه شروع کلاس، به قدری برای بچهها مهم شده که حتی زمانی که خودم در تمرینهایشان حضور ندارم، برنامه قرآنخوانی را برگزار میکنند.
تیم ما به نام «شهید محمد حطیطه» است
دوسالی که با نوجوانان تیم داشتم، اسم مشخصی برای خود انتخاب نکردیم، تا اینکه به یک گروه منسجم رسیدیم و باید نامی بر روی تیم میگذاشتیم. وقتی در کوچههای محله خودمان قدم میزدم، دیدم هر کوچه به نام یکی از شهیدان محله است؛ چون تیم ما از محله برخاسته است، با خودم فکر کردم چه خوب که نام تیم ما هم به اسم یک شهید باشد.
از پدرم پرسیدم شهیدی به نام حطیطه میان خویشاوندان داریم که پدرم، پسرعمویش را که همنام من است، معرفی کرد
با پدرم صحبت کردم و پرسیدم شهیدی به نام حطیطه میان خویشاوندان داریم که پدرم، پسرعمویش را که همنام من است، معرفی کرد و در نتیجه، تیم به اسم «شهید محمد حطیطه» نامگذاری شد؛ البته، چون قرار است از این به بعد تیم خود را باشگاهی کنیم و تیمهای باشگاهی غالبا کلمه «نوین» را به اسم قبلی اضافه میکنند، با مشورتی که با بچههای تیم داشتم، مخالفت کردند و راضی به تغییر نام نشدند و تصویب نشد.
من از بچهها شهریه نمیگیرم
برخی تیمهای محلی، از اعضای خود هزینه دریافت میکنند؛ درحالیکه من تابهحال از بچهها شهریه نگرفتهام جز هزینه لباس تیم خودمان؛ حتی هزینه تمرین سالنها را نیز خودم پرداخت کردهام و حدود هشتماه است در سالن ورزشی حوزهیک کمیل مشغول تمرین هستیم.
پیش از این، به دلیل اینکه در سالن صبا ۸ تمرین میکردیم، به دلیل برگزاری مسابقات و... اجازه تمرین در آن را نداشتیم و گاهی برنامه تمرینمان لغو میشد، اما خوشبختانه بعد از آشنایی با مسئول تربیتبدنی این حوزه بسیج و بعد از صحبتها و جلسات طولانی و نامهنگاریها، آنها با حضور ما در اینجا موافقت کردند و هرجمعه تمرین داریم؛ چراکه میگفتند این سالن فقط در اختیار بسیجیها قرار میگیرد.
دو دوره سهماهه با آنها قرارداد بستم و هر دوره، هزینه اجاره سالن را از جیب خودم پرداخت میکردم تا اینکه در مسابقات جام رمضان که مربوط به این حوزه بود، قهرمان شدیم و از آن پس، از این سالن به صورت رایگان استفاده میکنیم.
منتظر اجرای مسابقات شهری هستیم
شرکت در مسابقات مختلفی که در شهر برگزار میشود، هزینه ورودی میخواهد جز بازیهای شهرداری.
تا سال گذشته از مسابقات دیگر ارگانها و سازمانها در جام رمضان اطلاع نداشتم و فکر میکردم فقط میتوان در جام رمضان شهرداری شرکت کرد که هزینه ورودیاش ۵۰۰ هزار تومان بود و این مبلغ برای ما بسیار سنگین بود و درنتیجه سال ۹۳ فقط در مسابقات فوتبال جام شهرآرای منطقه ۷، مقام نایبقهرمانی را از میان ۶۰ تیم و در مسابقات فوتسال این مجموعه نیز نایبقهرمانی را از بین ۱۲۰ تیم شرکتکننده از آن خود کردیم.
اما امسال در مسابقات جام رمضان بسیج، حوزهیک کمیل که ورودیاش ۳۰ هزار تومان بود، شرکت کردیم و توانستیم از میان ۱۰ تیم، به مقام قهرمانی دست پیدا کنیم.
همچنین در سال جاری، در مسابقات فوتبال و فوتسال جام شهرآرای شهرداری منطقه ۷، مقام سوم را کسب کردیم و به مرحله شهری رسیدیم و درحالحاضر منتظر رسیدن زمان این مسابقات هستیم و بچهها با جدیت تمام، مشغول تمرین هستند.
حطیطه از کمک برادرش به نام فرشید یاد میکند که امسال، مربی تیم بوده و درحالحاضر سرپرست گروه است و فقط روی تیم نظارت دارد.
مربیگری با بازی کردن متفاوت است
بازی کردن با مربیگری متفاوت است. کسی که بازیکن خوبی است، ممکن است مربی خوبی نباشد و بالعکس. من در بازیکردن مهارت دارم، اما فکر میکنم در مربیگری موفقترم.
مدتی قبل در یکی از برنامههای ورزشی، گزارشگر که بازی یکی از تیمهای موفق اروپایی را گزارش میکرد، از سابقه مربی آن تیم صحبت میکرد که گفت این مربی، بازیکن خوبی نبوده ولی موفقتیش در مربیگری درخورتوجه است و جامهای زیادی کسب کرده است.
ما بدون خرید امتیاز بازی میکنیم
برخلاف تصور افراد، همه فوتبالیستهای چهره، از مدرسههای فوتبال به تیمهای باشگاهی نمیرسند. خیلی از آنها در محلات بازی کردهاند و الان به فوتبالیستی موفق تبدیل شدهاند؛ چراکه بازی واقعی و سخت را تجربه کردهاند و با پول، مهارت به دست نمیآید.
مدرسههای فوتبال بهخاطر درآمدی که دارند، از هیئت فوتبال خراسان امتیاز میخرند و خود را به تیمهای باشگاهی نزدیک میکنند و خرید امتیاز برای کسی که پول نداشته باشد، مقدور نیست. خرید امتیاز در هر رده سنی نیز متفاوت است و بالاترین قیمت مربوط به رده سنی جوانان است. من نیز تابهحال چنین تجربهای نداشتم.
شهرداری، هزینهای برای مربی درنظر بگیرد
حطیطه انتقادی نیز به عملکرد شهرداری درباره اجرای مسابقات دارد و میگوید: شهرداری فقط از ما بازی میخواهد، درحالیکه بسیاری از تیمهای محلی از لحاظ مالی، ضعیف هستند و نیاز به کمک مالی دارند.
او ادامه میدهد: بهتر است حقوقی برای مربی تیمهای محلات درنظر بگیرند یا حداقل برای کسانی که در مسابقات مقام کسب میکنند، در کنار یادبودی که به تیم میدهند، هزینهای نیز برای مربی درنظر بگیرند.
همچنین تندیس یا کاپی که بهعنوان یادگاری از مسابقات به تیمها اهدا میکنند، همراه با ثبت مشخصات کامل آن مسابقه از جمله سال و اسم تیم و نوع مسابقات باشد تا هرکس آن را دید، نیاز به توضیح ما نباشد؛ علاوه بر این، لوح تقدیری نیز به مربی اهدا کنند تا بهعنوان سابقهای برای او باقی بماند.
مربی ما یکبار هم ناسزا نگفته است
تعداد بازیکنانی که در تیم فوتبال و فوتسال «شهید محمد حطیطه» حضور دارند، حدود ۲۰ نفر است و متولدان سالهای ۸۰ تا ۸۴ را شامل میشوند.
با اینکه بچهها در این رشته بهخوبی گام برداشتهاند، در رشتههای ورزشی دیگر از جمله ووشو، پینگپنگ، والیبال، تنیس و شطرنج نیز شرکت کردهاند و برخی از آنها، مقامهای استانی بهدست آوردهاند.
آنها تجربه بازی در تیمهای دیگر را نیز دارند همراه با مربیهای دیگر، اما نظرشان درباره حطیطه خیلی خوب است و از او راضیاند. یکی از بچهها میگوید: مربی ما خیلی بااخلاق است. مربی قبلی، مرا کتک میزد ولی او تابهحال یکبار هم به ما ناسزا نگفته است.
* این گزارش سه شنبه، ۲۱ مهر ۹۴ در شماره ۱۶۵ شهرآرامحله منطقه ۷ چاپ شده است.
