کد خبر: ۱۳۵۸۳
۰۱ تير ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۰
دو دهه پرچم‌داری پیرغلام محله چهنو

دو دهه پرچم‌داری پیرغلام محله چهنو

علی‌اصغر شاهدی از بچگی در محله چهنو زندگی کرده است. از سال ۱۳۴۱ در حیاط منزلشان و سپس از سال ۱۳۶۰ در مسجد امام‌حسین (ع) پرچم مجالس عزاداری سرور و سالار شهیدان را برافراشته نگه داشته است.

علی‌اصغر شاهدی از بچگی در محله چهنو در دستگاه امام حسین (ع) رشد یافته است و این سعادت را بزرگ‌ترین افتخار زندگی‌اش می‌داند. او در حال حاضر عضو هیئت‌امنای مسجد امام حسین (ع) و مسئول هیئت «متوسلین به حضرت جوادالائمه (ع)» در این مسجد است.

وی به همت بچه‌های محله‌شان از سال ۱۳۴۱ در حیاط منزلشان و سپس از سال ۱۳۶۰ در مسجد امام‌حسین (ع) پرچم مجالس عزاداری سرور و سالار شهیدان را برافراشته نگه داشته است. وارد فضای محله‌شان که می‌شویم، از ابتدای خیابان چمن ۵۰ نخل‌هایی که دوطرف خیابان بلند شده، همراه‌با پرچم‌های سیاهی که بر درودیوار محله نصب است، فضایی معنویی را ترسیم می‌کند. در خیمه‌ای که کنار مسجد برپا شده است، درحال مهیاکردن کار این ایستگاه صلواتی است. در گفتگوی کوتاه ما با این پیرغلام ابا عبدا... (ع) همراهمان باشید.

 

-چه شد که پاگیر مجالس عزاداری سیدالشهدا (ع) شدید؟

نزدیک خانه ما مسجد بود. مادرم هم سواد مکتبی داشت و هم قرآن می‌خواند. همواره با ایشان در مجالس مسجد حضور داشتیم و به برکت وجود مادر با مجالس عزاداری امام حسین (ع) آشنا شدیم. شیر همان مادر که ارادت خاصی به اهل بیت داشت، ما را نمک‌گیر مجلس ائمه کرد و تا امروز لذت خدمت به مجالس اهل بیت را به ما هدیه کرده است.

 

پیرغلام محله چهنو که پرچم‌دار هیئت عزاداری محله است

 

-تابه‌حال این نگاه (بودن در مجالس اهل بیت (ع)) باعث شده که گرهی از مشکل اهالی محله باز کنید؟

خداوند به برکت خدمتگزاری و نوکری در مجلس ائمه آبرویی به من عطا کرده است که توانسته‌ام به برکت آن مشکلات چند خانواده از اهالی محل را رفع کنم. یکی از اهالی محل با فرزندش کدورتی داشت که سال‌های سال باعث قطع رابطه این مادر و فرزند شده بود و به برکت حرف ما این مشکل برطرف و صلح و صفا در این خانواده برقرار شد.

سعی کرده‌ایم مشکلات مالی اهالی محل را هم در حد توانمان و با حمایت بچه‌های محل همواره حل کنیم. سال‌ها پیش بچه یکی از دوستان و هم‌هیئتی‌ها بیماری سختی گرفته بود و دکتر‌ها جوابش کرده بودند.

شب ۱۹ یا ۲۱ ماه مبارک رمضان بود؛ بچه را به مجلس آوردیم و شفای او را از خدا خواستیم. آن پسر الان پزشک شده و در یکی از بیمارستان‌های تهران مشغول به کار است.

-عزاداری‌های امروز با گذشته چه تفاوتی کرده است؟

در گذشته در یک اتاق کوچک با «جان فدایت یا حسین (ع)» سینه می‌زدیم. اگرچه امروز جمعیت در مساجد جا نمی‌شوند، آن موقع شعور/شور حسینی مردم بیشتر بود. قبلا خبری از سیستم صوتی نبود، بچه هیئتی‌های امروز شورشان بیشتر است و تلاش کرده‌ایم تا در هیئت متوسلین به جوادالائمه (ع) با استفاده از سخنرانان خوب و قالب‌های سینه‌زنی و عزاداری در این راه قدم برداریم.

در مجالس عزاداری ما همواره ابتدا قرآن‌خوانی انجام می‌شود و بعد با استفاده از سخنرانان خوب سعی کرده‌ایم در افزایش شعور حسینی بچه‌های هیئت که اغلبشان جوان هستند، تاثیرگذار باشیم.

 

محله ما مذهبی است و همه در آن از احوال یکدیگر باخبر هستند و در مشکلات کنار هم ایستاده‌اند

-بچه‌های هیئتی چقدر به اهالی محله‌شان توجه دارند و اهالی محله در نگاه بچه‌هیئتی چه جایگاهی دارند؟

همواره سعی کرده‌ایم در مسجد هیچ‌گونه مزاحمتی برای اهالی نداشته باشیم. اهالی محله هم در تمام برنامه‌ها کنار بچه‌های هیئت حضور داشته‌اند و جزئی از هیئت هستند. چندروز پیش برای دیگ آبگوشت یکی از اهالی محل گوسفندی نظر داشت که هدیه کرد. چند دقیقه بعد همسایه دیگری ۳۰۰ گرم گوشت برای دیگ آورد. شاید باورتان نشود که ۳۰۰ گرم آن همسایه برای ما خوشحال‌کننده‌تر بود.

بچه‌های هیئت، اهالی محله را مانند خانواده خود می‌دانند و در مشکلات و شادی‌ها کنارشان هستند و از هیچ تلاش و کوششی برای هم‌محله‌ای‌ها دریغ نمی‌کنند.

 

-به نظر شما تفاوت محله شما با محلات دیگر در چیست؟

در محله ما در چهنو و بیشتر محله‌های پایین‌شهر به‌خاطر بافت قدیمی، همه اهالی از احوال یکدیگر باخبر هستند و اگر دوروز همسایه‌شان را نبینند، جویای احوالش می‌شوند. وقتی خبردار شدیم یکی از اهالی که از این محله رفته بود، فوت کرده است، باهم محلی هاجمع شدیم و برایش ختم گرفتیم.

زندگی در محله‌های جدید و به‌طور کلی زندگی ماشینی باعث شده که همه به‌اجبار کنار هم قرار گیرند و از این نوع همسایگی هیچ لذتی نبرند. محله ما محله‌ای مذهبی است که همه در آن از احوال یکدیگر باخبر هستند و در مشکلات کنار هم ایستاده‌اند. محله ما به‌معنای واقعی یک «محله» است که همه در آن کنار یکدیگر حضور دارند و خوشی و غمشان با هم است.

 

-پیرغلامی اباعبدا... (ع) باعث شده که از حقی بگذرید یا حقی را به کسی بدهید؟

این که من این حرف را بزنم درست نیست؛ باید بگویم همواره به‌دلیل مهر افتخاری که بندگی بر خاندان رسول ا... (ص) بر سینه‌ام زده است، سعی کرده‌ام حق را به طرف مقابلم بدهم.

در این راه هیچ‌گاه متضرر نشده‌ام و چه‌بسا عزتم بیشتر هم شده است. خدا آنچه در راه اهل بیت و اباعبدا... (ع) انجام داده‌ام، ازمن روسیاه بپذیرد.

 

* این گزارش در شماره ۸۱ شهرآرا محله منطقه ۶ مورخ ۲۵ آذرماه سال ۱۳۹۲ منتشر شده است.

کلمات کلیدی
آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام