کد خبر: ۱۴۲۷۶
۱۱ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۲:۳۰
قصه رفاقت ساکنان طبرسی جنوبی ۶۲

قصه رفاقت ساکنان طبرسی جنوبی ۶۲

اگر صبح زود، قبل از آنکه مغازه‌ها کرکره‌ها را بالا بدهند در کوچه طبرسی‌جنوبی‌۶۲ قدم بزنی، می‌شود رد یک جور رفاقت قدیمی را دید؛ رفاقتی که لای سلام و علیک‌های بلند و احوالپرسی‌های بی‌تکلف جریان دارد. اینجا همسایه‌ها پشت هم هستند.

اگر صبح زود، قبل از آنکه مغازه‌ها کرکره‌ها را بالا بدهند در کوچه طبرسی‌جنوبی‌۶۲ قدم بزنی، می‌شود رد یک جور رفاقت قدیمی را دید؛ رفاقتی که لای سلام و علیک‌های بلند و احوالپرسی‌های بی‌تکلف جریان دارد. اینجا همسایه‌ها پشت هم هستند. یک‌طرف کوچه، حاج‌رمضان است، با مرام صاحب‌خانه‌ای که حساب دل مردم را از حساب پول جدا می‌کند.

چند‌قدم آن‌سوتر، عطار محل را می‌بینی که اگر کاری زمین بماند، خودش آستین بالا می‌زند. آن‌طرف‌تر هم خادم مسجد که چراغ شبستان را روشن نگه می‌دارد. سه‌نفر، سه‌مسیر متفاوت؛ اما یک نقطه مشترک: «هوای هم را داشتن». قصه این کوچه، قصه همین نفس گرم همسایگی است.

 

۴۵‌سال رفاقت با یک کوچه

رمضان حسین‌زاده بیش‌از ۴۵‌سال است که در کوچه کافی زندگی می‌کند؛ دو پسر و یک دختر را به فرزندخواندگی بزرگ کرده است و حالا می‌گوید خداراشکر دختر و یک پسرم را به خانه بخت فرستاده‌ام.

حاج‌رمضان در این سال‌ها پای رسم همسایه‌داری ایستاده است. خوبی‌هایش را خیلی‌ها دیده و گفته‌اند. مرحوم علیرضا مین‌باشی، عضو جامعه توان‌یابان، بار‌ها از مرام او برایمان گفته بود؛ از روز‌هایی که وقتی بیشتر صاحبخانه‌ها ۴، ۵ میلیون تومان اجاره می‌گرفتند، حاج‌رمضان با لبخند می‌گفت همان یک‌میلیون کافی است و گاهی همان را هم نمی‌گرفت.

میان گفت‌وگویمان، هر رهگذری که از کوچه رد می‌شود، دستی برایش تکان می‌دهد و احوالی می‌پرسد. انگار کوچه، خانه دوم همه است.

از نگاه حاج رمضان «همه همسایه‌ها خوب‌اند»، اما مکثی می‌کند و نام رضا جلالیان را می‌آورد، عطاری که هم‌جوار خانه‌اش مغازه دارد؛ «آقا‌رضا خیلی به کارم می‌آید. هوایم را دارد. گاهی عصای دستم می‌شود.»

بعد با خنده ادامه می‌دهد: از باز‌کردن نرده‌های روی شیشه مغازه گرفته که برایم سنگین است تا گرفتگی لوله‌های خانه؛ آقا‌رضا کار راه‌انداز است.

 

عطر دارچین، طعم رفاقت

رضا جلالیان، از ۴۶‌سالی که از خدا عمر گرفته، پانزده‌سالش را ساکن محله رسالت بوده است. او از سال‌۱۴۰۰ مغازه عطاری‌اش را در کوچه کافی به راه انداخته است؛ مغازه‌ای کوچک با عطر ادویه‌ها. می‌گوید: اینجا رسم همسایه‌داری هنوز زنده است. همه هوای هم را داریم. من اگر کاری از دستم بربیاید برای همه همسایه‌ها انجام می‌دهم؛ آنها هم کم نمی‌گذارند.

با لبخند ادامه می‌دهد: بار‌ها شده که در اوج خستگی، حاج‌رمضان حسین‌زاده با یک سینی چای داغ آمده است سراغم. همین کار‌ها آدم را دلگرم می‌کند.

گاهی می‌خواهم بروم بازار؛ از همسایه‌ها می‌گوید من هم می‌آیم. با هم می‌رویم و برمی‌گردیم. همین با‌هم‌بودن‌ها حال آدم را خوب می‌کند

این دلگرمی دوطرفه است. آقا‌رضا تأکید می‌کند حتی خرید رفتن هم رنگ‌و‌بوی همسایگی دارد؛ «گاهی می‌خواهم بروم بازار؛ یکی از همسایه‌ها می‌گوید من را هم با خودت ببر. با هم می‌رویم و برمی‌گردیم. همین با‌هم‌بودن‌ها حال آدم را خوب می‌کند.»

آقا‌رضا در‌میان همسایه‌ها، از آقاسید موسوی یاد می‌کند؛ خادم مسجد ابوالفضلی که کار‌راه‌انداز است. می‌گوید: گاهی نردبان یا وسیله‌ای لازم داریم که اینجا نیست و از آقا‌سید امانت می‌گیریم. کارش واقعا سخت است؛ خودش را وقف خدمت به مردم محله کرده است و با جان و دل زحمت می‌کشد.

 

خادم کوچه پررفت‌وآمد

سیدعلی موسوی، خادم مسجد ابوالفضلی، اصالتش از شهرستان سبزوار است و ریشه‌ای که به گفته خودش نسل‌در‌نسل به خدمت در مسجد و حرم گره خورده. می‌گوید: ما از قدیم خادم بوده‌ایم. پدربزرگ‌هایم خادم مسجد و حرم بودند. انگار این مسیر در خون ماست.

۳۸‌سال سن داشته که خادم مسجد شده و الان حدود چهارده‌سال است که در مسجد بیشتر وقتش میان شبستان، حیاط و برنامه‌های مسجد می‌گذرد.

خدمت در مسجدی بزرگ مثل «ابوالفضلی» آسان نیست. خودش می‌گوید: خادمی در چنین فضایی، صبر زیادی می‌خواهد. باید در همه برنامه‌ها باشی و حواست به همه‌چیز باشد.

بعد مکثی می‌کند و ادامه می‌دهد: خدا را شکر در این چند سال، توفیق خدمت پیدا کرده‌ام. همین که می‌بینم کاری برای خانه خدا و مردم محله انجام می‌دهم، سختی‌ها را آسان می‌کند.

او از کوچه‌شان هم با محبت یاد می‌کند؛ کوچه‌ای پررفت‌وآمد که به گفته خودش هنوز رسم همسایگی در آن زنده است؛ «همسایه‌ها هوای هم را دارند. من هم اگر کاری از دستم بربیاید، کم نمی‌گذارم. اینجا همه کنار هم هستیم.»

 

* این گزارش یکشنبه ۱۰ اسفندماه ۱۴۰۴ در شماره ۶۵۴ شهرآرامحله منطقه ۳ و ۴ چاپ شده است.

کلمات کلیدی
آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام