دستان مسعود آقا نرمه شیشه زیاد دارد اما خورده شیشه نه!
احمد فیاض| مسعود کمالآبادی، قدیمیترین شیشهبر قاسمآباد است که با رویی گشاده ما را مهمان نرمهشیشههای مغازهاش میکند! مغازهای واقع در فلاحی ۱۰ قاسمآباد و در ضلع غربی مجتمع تجاری محله لشکر مشهد که نزدیک به ۲۴ سال است پذیرای خدمات شیشهای و آیینهای اهالی محله میباشد وگرنه خود آقا مسعود عاری از هرگونه خُرده شیشه است.
عضو پرجمعیتترین خانواده قاسمآباد
قدیمیترین شیشهبر محله فلاحی، متولد آخرین روز سال ۱۳۴۳ و فرزند هشتم یک خانواده ۱۲ نفره است که شاید پرجمعیتترین خانواده قاسمآباد نیز باشد. مسعود کمالآبادی میگوید: خانواده ما جزو اولین ساکنان شهرک لشکر است. ما، در سال ۱۳۵۸ ساکن این منطقه شدیم. دو تن از برادران دو قلویم به نامهای مهدی و مجید از همان زمان به حرفه شیشه و آیینه مشغول شدند که البته اکنون بازنشستهاند.
آن سالها بولوار فلاحی و شهرک لشکر مجتمع تجاری نداشت، اطراف منطقه بیابان بود و تعداد بسیار کمی مغازه داشت. سایر شهرکهای مسکونی مانند هما، شهرک فرهنگیان و شهرک اتوبوسرانی پس از انقلاب و از سال ۱۳۶۵ به تدریج به این منطقه اضافه شدند. من از سال ۱۳۶۶ در مغازه برادرانم به عنوان شاگرد مشغول فراگیری این حرفه شدم و پس از یک سال از آنها جدا شده و به صورت مستقل مغازهای تاسیس کردم. نخستین مغازه من در سال ۶۶ همین مغازه روبهرو و متعلق به آقای رضوانی بود.
قدیمیترین شیشهبر قاسمآباد در حالیکه مغازه روبهرو را با دست نشانم میدهد، میافزاید: حدود ۹ سال در این مغازه به کار شیشهبری مشغول بودم تا اینکه اوایل سال ۷۵ با آغاز به کار مجتمع تجاری شهرک لشکر، این واحد تجاری را خریدم و اولین پروانه صنفیام را از همین جا گرفتم.
۷۰ درصد شیشههای بولوار فلاحی را من نصب کردهام
قدیمیترین شیشهبر قاسمآباد با افتخار میگوید: از آنجا که قدیمیترین شیشهبر این محله با پیشینهای حدود ۲۴ سال کار حرفهای هستم، حدود ۷۰ درصد نصب شیشه و تعمیرات منازل مسکونی بولوار فلاحی بر عهده من بوده است، البته ثمره تلخ این سابقه چندساله این است که به خاطر ورود پلیسهها یا همان نرمهشیشهها، اکنون در چشم راستم با ۷۵ صدم و در چشم چپم با ۲۵ صدم کاهش بینایی مواجه شدهام!.
خطرات این حرفه بسیار است. مثلا روزی یک جام شیشه را برداشتم و از آنجا که مویه داشت به سرم خورد و خاکشیر شد. افراد خبره در این کار میدانند که مویه در شیشه دیده نمیشود و ناگهان شیشه هنگام جابهجایی فرو میریزد. همچنین بارها انگشتانم بریده و در آنها نرمهشیشه فرو رفته؛ به عبارتی انگشتان ما اکنون انگشت شیشهای است!
این کاسب قدیمی میگوید: کار ما ساعت خاصی ندارد، شغلی ایجاب میکند تا مثلا در آستانه حلول سال نو نیز برای تعمیرات به منزل اهالی برویم. چرا که همه ما اغلب تعمیرات منزل را به ثانیههای آخر واگذار میکنیم. مشتریمداری باید برای یک کاسب که حبیبخداست، در راس امور باشد.
دراین ۲۴ سال حدود ۷۰ درصد نصب شیشه و تعمیرات منازل مسکونی بولوار فلاحی بر عهده من بوده است
برای مثال مشتریانی بودهاند که بعد از پنج تا هفت سال دستمزد را پرداخت کردهاند. افرادی هم بودهاند که توان پرداخت دستمزد را نداشتهاند و تنها هزینه قوارههای شیشه به کار رفته را از آنها گرفتهام، حتی مشتریانی هم بودهاند که بعد از هفت سال مراجعه کرده و شیشههای تعمیراتی و یا قاب عکس و... را که چندین سال قبل سفارش دادهاند تحویل گرفتهاند و هنگام مراجعه گفتهاند اصلا انتظار نداشتیم هنوز کار ما را نگه داشته باشی!
مسعود آقا از قدیمیهای مسجد جامع شهرک لشکر است
البته تمام کارهای مسعود کمالآبادی به همین جا ختم نمیشود. او در سال۱۳۶۰ به همراه جانباز علی پیراسته، عیسیزاده، مرحوم صدقی، مرحوم مدرس و شهید حسین رئوف نخستین پایگاه بسیج منطقه قاسمآباد را تاسیس کردند. وی از قدیمیهای مسجد جامع شهرک لشکر نیز هست و به قول خودش دستیار ثابت دیگهای شله حاجعلی سلطانی در آشپزخانه مسجد.
در انتها از او میخواهم تا چند ضربالمثل راجع به شیشه برایمان بگوید کمالآبادی هم با خنده میگوید: «فلانی نرمهشیشه دارد» کنایه از کسی که ریگی در کفش دارد و «نونش را پشت شیشه میمالد» کنایه از آدم خسیس است. تعدادی ضربالمثل آنور آبی هم در چنته دارد که تاکنون نشنیدهام. مانند: «اگر سر شیشهای داری؛ سنگ پرتاب نکن» که یک ضربالمثل انگلیسی است و جالبتر از آن هم یک ضربالمثل سرخپوستی است که میگوید: «آدم باید مثل شیشه دوغ شفاف باشد!»
*این گزارش چهارشنبه، ۳۱ خرداد ۹۱ در شماره ۹ شهرآرامحله منطقه ۱۰ چاپ شده است.
