بازدید از بازارچه محصولات دستی بانوان، در کنار بوستان مادر و کودک را از دست ندهید.در این بازارچه، رؤیاهای کوچک بانوان تولیدکننده با واقعیت بازار گره خورده است و هر غرفه، قصهای از ایستادگی را روایت میکند.
زهرا قبادی که از سال۱۳۹۷ مسیر هنریاش در زمینه سفالگری را شروع کرده، این هنر را با پیشینه قوی میداند که تا به امروز توانسته است در دل جامعه امروزی، حرفی برای گفتن داشته باشد. او میگوید: بسیاری از هنرجویان، این هنر را نوعی تراپی و درمان روحی میدانند.
پروژه مرمت بازار ثبتملیشده فرش مشهد سالها در انتظار تأیید طرح و اعتبار بود تا اینکه سرانجام در سال ۱۳۹۷ آغاز شد، اما باز هم اتمام آن هر سال به بهانهای به تعویق افتاد و بالاخره امسال همزمان با روز ملی فرش افتتاح شد.
سیدمهدی کفاشبخارایی از روزگار گذشته صنعت چرم خاطرات بسیاری دارد؛ روزهایی که پدرش یکی از چرمفروشان شناختهشده مشهد بود و رفتوآمد مشتریان و اهل این حرفه، بخشی از زندگی روزمره خانواده به شمار میآمد.
در حاشیه جنوبی مشهد، جایی که کوههای تیره رنگ با رگههای سنگ «سرپانتین» به چشم میخورد، هنر قدیمی سنگ تراشی هنوز زنده است. این منطقه، معدن اصلی سنگی است که مشهدیها به آن «هرکاره» میگویند.
شرکت برانوبیل تا مدتها در مشهد شعبه و نمایندگی رسمی نداشت. بازرگانان خراسانیِ مرتبط با عشقآباد، محصولات شرکت را شخصا و بعد از پرداخت عوارض گمرکی وارد ایران میکردند و کار توزیع آن را در کاروانسراهای داخل شهر برعهده داشتند.
نیمقرن پیش، در خیابان دانشِ آن روزها ــ که امروز «علامه مصباح یزدی» نام دارد ــ پاساژی شکل گرفت که آرامآرام چهره یک محله را تغییر داد؛ «پاساژ بلور».
شهریورماه سال۱۳۲۰، روسها مشهد را به اشغال خود در میآورند و وضعیت معیشتی مردم تحتتأثیر آن قرار میگیرد. آشفتگی بازار در این شرایط، صدای اعتراض مردم از کمبود مواد غذایی و دیگر اجناس ارزشمند را بلند کرده بود و احتکارها شروع شد.
گلیم کلات و به ویژه گلیم پلاس در خطه خراسان و مشهد، هنری ریشه دار در خطه خراسان است که هم در روایتهای خانوادگی بافندگان و هم در نگاه پژوهشگران فرش دست باف، ظرفیتی زنده برای توسعه فرهنگی و اقتصادی به شمار میآید.
روغن گیری حاج حسین سلمان فاضلی را همه محله جلالیه میشناسند. حاجی با اینکه عمری از او میرود حاضر نیست دستگاه را جانشین هاون بزرگ چوبی کند، میگوید: «هاون ما روغن را نمیسوزاند اما دستگاهها روغن را میسوزاند.
مسعود محقق میگوید: «آقبابا» پدربزرگم بود. از کلیدسازهای قدیمی مشهد بود. مرد خوب و مهربانی بود، همه دوستش داشتند؛ من هم بیشتر از همه. وقتی این مغازه را راه انداختم، برای اینکه یادش را زنده کنم اسمش را «آقبابا» گذاشتم.
آقاموسی در بازارچه شهید آستانهپرست دستفروش است و دورتادور بساطش را پرچمهای سیاه زده و روی آنها عکس رهبر را چسبانده است.میگوید: چهل روز که هیچ، یک سال هم برای پدرمان سیاهپوش باشیم، کم است.
عبدالعلی براری از فروشندگان قدیمی لوازم عزاداری در منطقه ثامن است که در مغازهاش رشتهها دلت را به زنجیر میکشد و چشمهایت با صدای خسته سنج میلرزد. او میگوید هیچ وقت این کاسبی کساد نمیشود.
مسعود کمالآبادی، قدیمیترین شیشهبر قاسمآباد است. مغازهای واقع در فلاحی ۱۰ قاسمآباد و در ضلع غربی مجتمع تجاری محله لشکر مشهد که نزدیک به ۲۴ سال است پذیرای خدمات شیشهای و آیینهای اهالی است.
با الگوبرداری از جمعهبازار کتاب اصفهان و با مشارکت حدود سی غرفهدار، جمعهبازار کتاب مشهد در نهم مهر سال ۱۳۷۸ آغاز بهکار کرد.
بازار طلاب یکی از دو بازار بزرگ عرضه مواد اولیه کفش در مشهد است که هر روز بیش از ۸۰ درصد تولیدکنندگان سرتاسر مشهد به این مکان میکشاند.
مرکز آموزش استثنایی «آهستهگام» در سال ۸۳ با کمک جمعی از خیران به سرپرستی دکتر افروز، رئیس موسسه احیای کودکان استثنایی کشور ساخته شد. این موسسه علاوه بر دکتر افروز ۲۵ خیّر دیگر دارد.
شبهای هفتتیر برای خودش عالمی دارد. شبهایی پرازدحام با طعم انواع خوردنیها که شاید بتوان به لطف آن، بر استرسهای روزمره غلبه کرد و به احترام فلاش دوربین هم که شده، لبخندی را میهمان چهرههای درهم کشیده نمود.
محمدجواد سیدی علاقه زیادی به کوهنوردی دارد، به طوری که بعد از ۱۶ سال کسب و کار در رشته طلاسازی و طلافروشی، آن را رها کرده و به کار فروش تجهیزات کوهنوردی، سنگنوردی، غارنوردی و گردشگری مشغول است.
بازار سمساریها در محله کاشانی منطقه دو، یکی از بازارهای مهم و پر تاریخ مشهد است. قدیمیها با آن خاطرات بسیار دارند.