بازار - صفحه 2

با الگوبرداری از جمعه‌بازار کتاب اصفهان و با مشارکت حدود سی غرفه‌دار، جمعه‌بازار کتاب مشهد در نهم مهر سال ۱۳۷۸ آغاز به‌کار کرد.
بازار طلاب یکی از دو بازار بزرگ عرضه مواد اولیه کفش در مشهد است که هر روز بیش از ۸۰ درصد تولید‌کنندگان سرتاسر مشهد به این مکان می‌‏کشاند.
مرکز آموزش استثنایی «آهسته‌گام» در سال ۸۳ با کمک جمعی از خیران به سرپرستی دکتر افروز، رئیس موسسه احیای کودکان استثنایی کشور ساخته شد. این موسسه علاوه بر دکتر افروز ۲۵ خیّر دیگر دارد.
شب‌های هفت‌تیر برای خودش عالمی دارد. شب‌هایی پرازدحام با طعم انواع خوردنی‌ها که شاید بتوان به لطف آن، بر استرس‌های روزمره غلبه کرد و به احترام فلاش دوربین هم که شده، لبخندی را میهمان چهره‌های درهم کشیده نمود.
محمدجواد سیدی علاقه زیادی به کوهنوردی دارد، به طوری که بعد از ۱۶ سال کسب و کار در رشته طلاسازی و طلافروشی، آن را رها کرده و به کار فروش تجهیزات کوهنوردی، سنگ‌نوردی، غارنوردی و گردشگری مشغول است.
بازار سمساری‌ها در محله کاشانی منطقه دو، یکی از بازارهای مهم و پر تاریخ مشهد است. قدیمی‌ها با آن خاطرات بسیار دارند.
زینب شیبانی‌راد پس از آنکه کسب‌وکار آنلاین‌شاپی خود را تعطیل کرد، به سمت تولید پوششی آمد که خیلی‌ها به او می‌گفتند: مگر از چادر استقبال می‌شود که تو آن را تولید می‌کنی! و او همیشه یک جواب دارد: تا زمانی که روی سر خودم چادر است؛ تولید می‌کنم.
کوچه دانشجو ۶، معبری فرعی در محله دانشجو‌ست، مسیری که از‌سوی دیگر به خیابان شهید‌عقدایی می‌رسد. هنوز برخی ساکنان اولیه که از فرهنگیان بازنشسته هستند، این مسیر را با نام قدیمی‌اش یعنی «سی‌متری فرهنگیان» می‌شناسند.
جلال اسکندری ۵۰ سال است که در محله حسین‌باشی در منطقه دو به کسب‌و‌کار در حوزه پرده فعالیت دارد.
راسته بازار مسگران مشهد حوالی خیابان «سرخس» از بازارهای قدیمی مشهد است. اغلب کسبه آن سابقه‌ای نزدیک به نیم قرن دارند. پیشینه مسگری به ۵ هزارسال قبل می‌رسد و یکی از هنر‌های سنتی ایرانی به شمار می‌آید.
۵۰ سال پیش که مهرآباد جز زمین کشاورزی، قنات، کاریز و چند خانوار روستایی چیز دیگری نداشت، حاج‌ابراهیم نامی، بانی کشت جارو و رونق حرفه جاروبافی در محله مهرآباد مشهد شد.
خیابان مجلسی شرقی پیشترها راسته خیمه‌های عشایری بود، حتی چادر‌های هلال احمر هم داشتیم، اما از اوایل دهه هشتاد شد راسته فروش چادر‌های مسافرتی.
از بانک‌ها و فروشگاه‌های زنجیره‌ای متعددی که نیاز اهالی و رهگذران خیابان شهیدمفتح در محله‌های طلاب، ایثار و گلشور را رفع و رجوع می‌کردند، فقط اسکلت‌هایی سیاه و بدشکل، باقی مانده است.
مجید حسن‌زاده به دنبال راه پدر ۱۲ سال پیش اولین پلاستیک‌فروشی خیابان میرزاکوچک‌خان را دایر می‌کند و بعد از آن نوبت به توسعه‌اش می‌رسد و مقدمات آن را هم خودش جور می‌کند.
در کوچه ارگ خاطره‌های نو و کهنه را می‌خرند و به کسانی که دنبال خاطره می‌گردند، می‌فروشند. اگر در این کوچه قدمی بزنی چیز‌هایی می‌بینی که شاید فقط در فیلم‌ها دیده باشی؛ از رادیو‌های لامپی «شاپ لورنز» آلمانی تا پیه‌سوز و آفتابه‌لگن‌های مسی
در اين راسته بازار مي‌شد دكان رفوگري قالي، حصيربافي، دوچرخه‌سازي و... را ديد. خيلي از كارهايي كه زماني براي خودشان بروبيايي داشتند و حالا از آن‌ها خبري نيست.
در مشهد، سابقه تأسیس نخستین میدان‌بار که با هدف عرضه مستقیم کالا به‌وجود آمد، به دوره قاجار می‌رسد. برابر اسناد موجود، آصف‌الدوله اولین میدان‌بار را راه‌اندازی می‌کند. روزنامه ایران، گزارش شادی و شکرگزاری مردم را از این اتفاق چاپ می‌کند.
پاساژ جواد با گذشت بیش‌از نیم‌قرن هنوز در خاطره مشهدی‌ها حضور پررنگی دارد. این پاساژ در خیابان خسروی یا همان شهید‌دیالمه، سال‌هاست که به‌عنوان یکی از مراکز اصلی و بورس لوازم خرازی شناخته می‌شود.
احمد رضایی برای کسانی که به اشتباه فکر می‌کنند نیکوکار‌بودن، جیب پرپول می‌خواهد و خاطری آسوده از تنگنا‌های اقتصادی، می‌گوید: غرفه‌ام اجاره‌ای است و خانه‌ای دارم هشتاد‌متری در محله دروی که خودم و زن و بچه‌هایم زندگی می‌کنیم.
بازارچه خانگی محله‌بلال با کمک فعالان محلی به مسجد منتقل شد و فروشش رونق گرفت. اعظم دهقان می‌گوید: در مدت کوتاهی، نزدیک به چهل نفر از زنان محله که در زمینه‌های مختلف فعالیت داشتند، اعلام آمادگی و استقبال کردند.