۳ نسل دلدادگی در هیئت متحده شاهزاده علیاصغر(ع)
وارد مسجد و حسینیه هیئت متحده شاهزاده علیاصغر (ع) که میشوی، بوی چای تازهدم بعداز افطار در فضا میپیچد و علمها محرم را به خاطر میآورند. انگار شهدا در قاب عکس روی دیوار به بیننده خوشامد میگویند. فرشهای پهنشده، خاطره هزاران قدم را در خود نگه داشتهاست. اینجا هر گوشهاش داستانی دارد؛ از اشکهای بیصدا تا آرامش بعداز روضه، از همدلیهای ساده تا تصمیمهای بزرگ.
در بنای اینجا میتوان خط روایتی پیدا کرد از مردانی که با دستهای خالی، هیئت را ساختند و با دلهای لبریز از شوق، مجلس برپا کردند. ساختمان هیئت، تازه بازسازی شده است، اما نشانههای گذشته هنوز در گوشهوکنارش نفس میکشند؛ از تابلو چوبی قدیمی هیئت گرفته تا علمهای بلند و پرده ظهر عاشورا که نگاه را میخکوب میکند.
اینجا فقط یک هیئت نیست؛ خاطره مشترک چندنسل از محله امامخمینی (ره) در خیابان بوستان۸ است. جایی که نام بانیانش با احترام برده میشود. پای صحبت اعضای قدیمی که مینشینی، قصه شکلگیری هیئتی را میشنوی که از خانههای مردم شروع شد، با همت اهالی قد کشید و امروز به وسعت یک خانواده بزرگ در آمده است.

ساخت بنای اصغریه در دهه ۳۰
هادی مسلمدوست، ۶۱ ساله، از وقتی به خاطر دارد همراه پدر در مسجد وقت گذرانده است. او از سال۱۳۷۶، بعداز فوت پدرش، مسئولیت هیئت متحده شاهزاده علیاصغر (ع) را به عهده گرفت.
به گفته آقاهادی، این تشکل مذهبی سال۱۳۲۸ در مسجد صنعتگران محله امام رضا (ع) دایر شد و مراسم هفتگی خود را آنجا برگزار میکرد، تا اینکه مرحوم محمدحسین مسلمدوست به محله امامخمینی(ره) نقل مکان کرد. او تصمیم گرفت هیئت را به محله خودشان انتقال بدهد. در این مسیر، مرحوم غلامرضا یزدیان، مرحوم کربلایی غلام صادقلو و مرحوم محمد ظریف نیز آقای مسلمدوست را همراهی کردند.
پدرم همیشه میگفت اولین کمک از طرف دختری قالیباف بود. پولی که با زحمت برای ساخت بنا جمع شده، برکت دارد
آقاهادی میگوید: آن وقتها بیشتر ساکنان محله امامرضا (ع) نظامی و مذهبی و متدین بودند. آنها شبهای دوشنبه برای دوره قرآن و سینهزنی، به مسجد صنعتگران که به آن مسجد «خُردو» (کوچک) هم میگفتند، میرفتند. در مناسبتهای دیگری مانند ولادت امامحسین (ع) و عید غدیر، ابتدای کوچه «بوستان» فعلی، طاق نصرت میبستند و شربت و شیرینی توزیع میکردند. با آمدن هیئت به محله امامخمینی (ره) این فعالیتها به این محله منتقل شد.
در ابتدا بهدلیل نداشتن فضا، هیئت در منزل افراد در محله امامخمینی (ره) میچرخید. مرحوم حاجمحمد صیفی سال۱۳۳۶ زمینی حدود ۱۵۰مترمربعی خریداری و وقف هیئت کرد. بنای «حسینیه و اصغریه هیأت متحده شاهزاده علیاصغر (ع)» در سال۱۳۳۷ در این زمین ساخته شد.
دل بزرگ دختر قالیباف
از همان روزی که زمینی به هیئت واگذار شد، مردم محله برای ساخت بنای اصغریه پیشقدم شدند. هرچند اعضای هیئت برای ساخت بنا، کمکهای مالی بزرگی تقدیم کردند، ساختمان بدون کمک مردم احداث نمیشد.
بین سالهای۳۳ و ۳۴ بااینکه ساختمان اصغریه نصفهنیمه بود، مردم روی زمین خاکی که کنار مسجد ۱۴ معصوم (ع) بود، چادر میزدند و مراسمشان را برگزار میکردند. وقتی بانیان برای ادامه ساختوساز نیاز به کمک مالی داشتند، تصمیم گرفتند از مردم کمک بگیرند.
هادی به نقل از پدرش میگوید: در شب اول محرم و شروع عزاداریها، بانیان ساخت بنای اصغریه به میان عزاداران آمدند و اعلام کردند برای ادامه ساختوساز نیاز به همت آنها دارند. در همان جمعیت، دخترخانمی پسانداز یک سال قالیبافیاش را که ۱۸قران و ۱۰شاهی بوده، برای ساخت بنا اهدا کرد. پدرم همیشه میگفت اولین کمک از طرف آن دختر بود. پولی که با زحمت و کارگری برای ساخت بنا جمع شده است، برکت دارد. در آن شب ۳۲هزارتومان کمکهای مردم و هیئتیها جمع شد و کار ساخت بنا ادامه پیدا کرد. سال۱۳۳۷ بنای اصغریه تکمیل شد.
هیئتمتحده شاهزاده علیاصغر(ع) هیئتی سنتی است که در آن قرائت قرآن، مولودیخوانی، عزاداری در محرم و صفر و مراسم ویژه ماه مبارک رمضان برگزار میشود. این هیئت، ولادت حضرت علیاصغر(ع) را باشکوه هرچه تمامتر برگزار میکنند. این همان رسم و آیینی است که از گذشته بوده است و هنوز اجرا میشود.

علم قدیمی هیئت
این هیئت، ماه مبارک رمضان هرسال، شبها جلسه روخوانی قرآن برگزار میکند. مراسم شبهای قدر برای بانوان و آقایان هم بهصورت ویژه در این فضا برگزار میشود.
علم قدیمی هیئت در دهه۶۰، هنگامیکه شهدا در مشهد تشییع میشدند، پیشاپیش پیکر شهدا حرکت میکرد. مسلمدوست میگوید: هیئت ما در دهه۶۰ که پیکر شهدا از خیابان خسروی تا حرم تشییع میشد، در مراسم حضور داشت. مرحوم پدرم که شاعر و مداح اهلبیت (ع) بود، با اشعاری که خودش برای شهدا میسرود، به فضا شوری حماسی میداد. پدر در سال۱۳۶۴ اشعارش را در کتابی به نام «نغمههای جانسوز» جمعآوری کرد که از آن در هیئت، برای مولودی و مداحی استفاده میشود.
ناگفته نماند که هیئت متحده شاهزاده علیاصغر (ع) ۱۴شهید دارد که عکسهای آنها روی یک بنر روی دیواری در ساختمان اصغریه نصب شده است.
دعا کن غذا کم نیاید
آقاهادی بعداز فوت پدرش مسئولیت هیئت را برعهده گرفت. در این مدت خاطرات بسیاری برایش رقم خورده است. اما هیچ وقت خاطره محرم سال۱۳۸۶ را فراموش نمیکند. حتی حالا هم که آن را برایمان تعریف میکند، میخندد و میگوید: نمیدانم چرا وقتی مرحوم حسنآقا، آشپز قدیمی هیئت، فهرست خرید برای شام شب را به من داد، هنگام تهیه برنج برای ۵۰۰ تا ۷۰۰نفر، از میزان همیشگی ۱۳کیلو کمتر برنج خریدم. وقتی خریدها را به مرحوم حاجحسن دادم، او حسابی ناراحت شد و گفت: «دعا کن غذا کم نیاید.»
آن شب هیئت از همیشه شلوغتر بود و آقاهادی با دیدن جمعیت، دل توی دلش نبوده که چطور این جمعیت با آن مقدار برنج قرار است پذیرایی شوند. هنگام توزیع شام، مرحوم حاجحسن، آقاهادی و چند نفر دیگر را صدا کرد و به هیچفرد دیگری اجازه ورود نداد؛ «از پلههای آشپزخانه که پایین رفتم، دیدم مثل همیشه سجادهاش کنار دیگها پهن و درحال راز و نیاز است. حسنآقا گفت درهای آشپزخانه را ببندم و خورش را توی ظرفها بریزم. آن شب حدود ۷۰۰نفر را غذا دادیم و بعد خودمانیها و بعد هم من و خودش و سایر کسانی که دستاندرکار بودیم، شام خوردیم. اضطرابی را که آن شب، من و آشپز هیئت تجربه کردیم، هیچ وقت از خاطر نمیبرم.»
در این سالها برخی از اعضای هیئت از محله رفته و برخی دیگر با آمدن به این کوچه، عضو هیئت شدهاند. مسلمدوست میگوید: خیلی از آنهایی که از محله رفتهاند، برای مراسم، حتی از دورترین نقاط شهر به اصغریه میآیند. پدرها با پسرها و نوههایشان میآیند و این زیبایی هیئت ماست. ما بیشاز ۶۰عضو ثابت داریم و نزدیک به ۳۰۰عضو که به همراه خانوادههایشان در مراسم حضور پیدا میکنند. هرهفته مراسم دعای ندبه و جلسه قرآن قدیمی برپاست.
مرحوم حسنآقا، آشپز خاص هیئت
احمد قیاسی، هفتادوسه ساله، از قدیمیهای این محله است. او نانواست و از سال۱۳۵۴ که نانوایی خودش را دایر کرده، تأمین نان دعای ندبه هیئت را به عهده گرفته است. احمدآقا ارادت خاصی به اهلبیت (ع) دارد و معتقد است با این خیرات، کسبوکارش بیمه میشود.
او خاطرات بسیاری از مراسم و افرادی که در این هیئت خدمت میکردهاند، دارد، اما آشپز هیئت، مرحوم حاجحسن قربانی، را هیچگاه از خاطر نمیبرد. او درباره این آشپز میگوید: اخلاق خاصی داشت و اجازه نمیداد که هرکسی پا به آشپزخانهاش بگذارد. همیشه وضو داشت و قبل از اینکه غذای هیئت را توزیع کند، کنار دیگهایش، دو رکعت نماز میخواند و بعد دست به کار میشد.
نذر عاشورایی
پرده بزرگ ظهر عاشورا روی یکی از دیوارهای هیئت جلوه خاصی دارد. علی علیپور از سال۱۳۷۵ با این هیئت آشنا شده و پرده ظهر عاشورا را او تهیه و اهدا کرده است. خودش میگوید: خوابی از واقعه کربلا دیدم که بسیار رویم تأثیر گذاشت. بعد از آن دنبال فردی گشتم تا تصویر ظهر عاشورا را روی پردهای برایم بکشد. حالا سالهاست که در مراسم محرم و صفر، این تصویر همراه هیئت بهسمت حرم رضوی فرستاده میشود.
علیآقا با اینکه در محله دیگری سکونت دارد، در بیشتر مراسم هیئت شرکت میکند. برای او هیئتمتحده شاهزاده علیاصغر جایی است که مراسم سنتی با خلوص برگزار میشود و از تجملات برخی هیئتها دور مانده است.

ارثیهای که خرج بازسازی شد
سال۱۳۹۳ هادی مسلمدوست با سهم ارثی که از پدرش به او رسید، تصمیم گرفت بنای قدیمی اصغریه را بازسازی کند. در این راه، او ۷۰میلیونتومان وسط گذاشت و سایر خیران و هیئتیها هم هرکدام مبلغی کمک کردند. در مجموع با مبلغ ۳۷۵میلیونتومان در سال۱۳۹۶ بازسازی به پایان رسید.
آشپزهیئت، اخلاق خاصی داشت؛ اجازه نمیداد هرکسی پا به آشپزخانهاش بگذارد. همیشه وضو داشت و کنار دیگها،دو رکعت نماز میخواند
مسلمدوست دراینباره توضیح میدهد: یکی از دلایلی که بنای اصغریه را بازسازی کردیم، کمبود فضا برای برگزاری مراسم بود. تعداد هیئتیها بیشتر شده بود و نیاز داشتیم مکان را گسترش بدهیم. با ارثیهای که به دستم رسید، کار را شروع کردم و دیگران هم کمک کردند. این مبلغ تنها برای خرید مصالح و آهن هزینه شد؛ هیچکدام از بنّاها، استادکاران و... دستمزدی نگرفتند.
بنای اولیه، حیاط کوچکی داشت که با مسجد چهاردهمعصوم (ع) که درکنار هیئت قرار دارد، مشترک بود. بعداز بازسازی، بخشی از فضای حیاط به مساحت اصغریه اضافه شد. علاوهبراین، در زیرزمین سرویس بهداشتی، آبدارخانه، اتاق کودک و در قسمت فوقانی ساختمان، بالکن بزرگی به ساختمان اصغریه اضافه شد. آشپزخانه هیئت هم که در زیرزمین بود، تجهیز شد.
این هیئت چندعلم دارد. قدیمیترین آن، ۱۷۰سال قدمت دارد و به گفته هیئتیهای شاهزاده علیاصغر (ع)، یکی از علمهای قدیمی در مشهد است که در اصفهان ساخته و به تهران فرستاده شد. مسلمدوست دراینباره میگوید: مرحوم حاجاحمد احمدزاده که همسایه قدیمی مسجد بود، حدود پنجاهسال قبل، این علم را از تهران خرید و آن را به هیئت هدیه کرد.
مسلمدوست وقفنامه علم را از مرحوم احمدزاده دراختیار دارد؛ در آن وقفنامه آمده است که این علم، حدود ۸۰۰ تا ۹۰۰کیلوگرم وزن دارد و دارای مقادیری طلا، نقره و فیروزه است.
برای آشپزی اجازه گرفتم
مهدی داغیانوسی از کودکی در همین محله بزرگ شده است. برادر مهدی یکی از شهدای این محله و خودش هم از جانبازان دفاع مقدس است. او یکی از آشپزهای هیئت است و به خاطر علاقهاش کنار دست مرحوم حسنآقا آشپزی را یادگرفت. او درباره حسنآقا میگوید: اوایل فقط برای شستن ظروف به آشپزخانه میرفتم، اما وقتی مرحوم علاقهام را دید، اجازه داد کارهای کوچک را انجام بدهم. بعدها که او فوت کرد، با کمک و همراهی دیگران، آشپزی هیئت را به دست گرفتیم.
علیاکبر جاویدان، پنجاهوسهساله و بزرگشده همین محله است. در ادامه صحبتهای داغیانوسی، خاطرههای ریز و درشتش از هیئت یکی پساز دیگر در ذهنش جان میگیرند. او میگوید: هیئت ما حال و هوای خاصی در روز عاشورا داشت و دارد. در گذشته، غذای روز عاشورا را روی چوب و کنده درست میکردند. بوی چوب سوخته کل فضا را میگرفت. بچهها هرکدام گوشهای از کار را میگرفتند؛ از شستن ظرف گرفته تا سفره جمعکردن و پهنکردن برای نزدیک به ۶۰۰نفر.

در کرونا هم مراسم دایر بود
حسین اسدیان که از هشت سال قبل در این محله ساکن و با هیئت آشنا شده است، میگوید: عزاداری و برگزاری مراسم در هیئت متحده شاهزاده علیاصغر (ع) شور و حال دیگری دارد.
او ادامه میدهد: مراسم در این هیئت از ساعت۲۰:۳۰ شروع میشود و ساعت۲۳ با پذیرایی به پایان میرسد. مدیریت هیئت در اجرای خوب برنامه، جایگاه ویژهای دارد. بانوان میتوانند در فضای مخصوص خود حضور پیدا کنند. برای بچهها نیز مهد کودکی در نظر گرفته شده است تا بزرگترها با خیال آسوده به مراسمشان بپردازند.
* این گزارش سهشنبه یکم اردیبهشتماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۵۵ شهرآرامحله منطقه ۷ و ۸ چاپ شده است.