دیدن برنامه عصر جدید و بچههایی که استعداد و تواناییهای خود را در قالب حرکات مختلف ورزشی نشان میدادند سبب شد تا یسنا مقیمیزاده در رشته ژیمناستیک ثبتنام کند و همین مسیر او را تا مقام دوم استانی رساند
محله
امام خمینی
در مطبوعات و کتابهای تاریخی از این بخش شهر به نام اراضی پادگان یاد شده است. ساختمانهای این پادگان را در دوره قاجار؛ روسها و انگلیسیها ساخته بودند و در زمان پهلوی با تشکیل ارتش، ساختمانهای جدید جایگزین آن شدند. اکنون پادگان لشکر ۷۷ در این محله قرار دارد. پیش از انقلاب این محله را به نام «پهلوی» میشناختند.
دوشنبه اول ماه که از راه میرسد، مسجد علیابنابیطالب (ع) در محله امامخمینی (ره) فقط میزبان نمازگزاران نیست؛ گوشهای از مسجد رنگوبوی دیگری میگیرد. بانوان هنرشان را به فرصتی برای درآمدزایی تبدیل کردهاند.
زندگی مهیا سوزنچی میان خانه و خیابان میگذرد؛ او که ساکن محله امامخمینی (ره) است، از نوجوانی سراغ کارهای مختلف رفته و حالا چندسالی است درکنار کسبوکار خانگیاش، پشت فرمان تاکسی هم مینشیند.
علی قربانزاده ۹ سال از بهترین سالهای زندگیاش را در اردوگاههای عراق گذرانده است. او پیش از اسارت کلاه بافتنی با دست خط یکی از هم وطنان هدیه میگیرد که او را در اردوگاه دلگرم نگاه میدارد.
نزدیک به ۹ سال است که زندگی الهه کاظمیان، ساکن محله امامخمینی(ره) با پرورش پرنده گره خورده است؛ کاری که برایش از یک علاقه شروع شد و کمکم به کسبوکار خانگی تبدیل شد اما، رابطه او با پرندههایش چیزی فراتر از حسابوکتاب فروش و درآمد است.
احمد رحیمی و امید روحینژاد، نوزدهسال است که رفیقاند؛ رفاقتی که از علاقه مشترکشان به تیراندازی شکل گرفت و پای آنها را به دنیای مسابقات باز کرد. احمد در این سالها ۱۲۰مقام استانی به دست آورده و امید هم ۱۵ مقام استانی دارد.
حمید قربان پور، هنرمند شناخته شده مشهدی را این شبها میتوان در تجمعات مردمی و در متن رویدادهای اجتماعی دید. او به تازگی عنوان چهره سال هنر انقلاب اسلامی خراسان رضوی را از آن خود کرده است.
درست نبش کوچه لشکر ثامنالائمه۱۳؛ خانههایی با نام «کوی سازمانی ارتش» شناخته میشوند و در هر بلوک آن، چهلخانواده زندگی میکنند. برخی از این خانوادهها از شهرهای دور و نزدیک به مشهد آمدهاند و همچنان رسم همسایهداری را زنده نگه داشتهاند.
اینجا فقط یک هیئت نیست؛ خاطره مشترک چندنسل از یک محله است. جایی که نام بانیانش با احترام برده میشود. شکلگیری هیئت متحده شاهزاده علیاصغر (ع) از خانههای مردم شروع شد و با همت اهالی قد کشید.
«زورخانه امیرکبیر»؛ یکی از معدود باقیماندههای نسل زورخانههای مشهد است. در و دیوار این زورخانه به عکس چهرههایی مانند سلمانی، طوسی، سخدری، زندی، نوری، رزاز، قمی، توکلزاده، شورورزی که در این زورخانه ورزش کردهاند مزین است.
زهرا نجفی نه مؤسسه خیریهای به نام خودش دارد و نه عنوان خاصی برای کارهای نیکوکارانهاش انتخاب کرده است. او فقط گاهی چندعکس یا کلیپ کوتاه در گروه فضای مجازی منتشر میکند تا همراهانش بدانند حمایتهایشان به ثمر رسیده است.
خانواده هاشمیکتاب تعلیمات اجتماعی دوران ابتدایی را که یادتان هست؟! درست حدس زدید؛ اینبار خانواده هاشمیمصداق عینی پیدا کرده است و البته هممحلهای ما در محله امام خمینی(ره) مشهد به شمار میآید.
استادهادی ذوالریاستین نعمتاللهی، ۴۰ سالی میشود که دارد قلم میزند، نتیجهاش شده است تربیت بیشترین تعداد فارغ التحصیل خوشنویسی در رده ممتاز در سطح کشور.
خیابان ارگ محلی بود که به آن تالار اعتبارالسلطنه میگفتند. از سال ۱۲۸۸ شمسی، از این تالار به عنوان سالنی برای اجتماع اعیان و اشراف استفاده میشده و این مکان اولین سینمای سرپوشیده مشهد به شمار میآید.
به فاصله یکیدوسال، دیواربهدیوار هم خانه خریدند و همسایه شدند. شاید روزی که به این کوچه اسبابکشی کردند، تصورشان این نبود بتوانند با همسایههایشان آنقدر صمیمی و دوست شوند که حالا نزدیکتر از خواهر باشند.
در کوچه ارگ خاطرههای نو و کهنه را میخرند و به کسانی که دنبال خاطره میگردند، میفروشند. اگر در این کوچه قدمی بزنی چیزهایی میبینی که شاید فقط در فیلمها دیده باشی؛ از رادیوهای لامپی «شاپ لورنز» آلمانی تا پیهسوز و آفتابهلگنهای مسی
محله امامخمینی(ره) برای میترا ارزمانزاده فقط یک محل سکونت نیست. حالا هجده سال از زمانی که میتراخانم بهواسطه ازدواج ساکن محله شده میگذرد و به یکی از چهرههای شناختهشده تبدیل شده است.
زمین مسجد قمر بنی هاشم(ع) حدود ۵۰۰ متر است و سال تاسیسش هم به ۵۰ سال قبل یعنی ابتدای سال ۱۳۴۰ برمیگردد. مسجد دارای مستغلاتی است که درآمد آن، کفاف بیشتر هزینهها را میدهد.
شنیدن داستانهای قرآنی از زبان پدر باعث شد مجتبی صادقیپور به این کتاب آسمانی علاقهمند شود. او طی ۶ سال توانسته است ۲۳ جزء قرآن را حفظ کند. او از کلاس سوم تا حالا در مدرسه قرآنی حضرت روحالله(ره) درس میخواند.
هنوز که هنوز است بعد از گذشت ۳۰سال پدر و مادرم شهادت رحیم را باور نکرهاند. در قسمت مقبره شهدای مفقودالاثر در بهشت رضا سنگ قبری که به نام رحیم حک شده، بیشتر حکم یادبود را دارد.