محله امام خمینی - صفحه 3

محله

امام خمینی

محله امام‌خمینی(ره)

در مطبوعات و کتاب­‌های تاریخی از این بخش شهر به نام اراضی پادگان یاد شده است. ساختمان‌های این پادگان را در دوره قاجار؛ روس‌ها و انگلیسی‌ها ساخته بودند و در زمان پهلوی با تشکیل ارتش، ساختمان‌­های جدید جایگزین آن شدند. اکنون پادگان لشکر ۷۷ در این محله قرار دارد. پیش از انقلاب این محله را به نام «پهلوی» می‌شناختند.

محله امام خمینی
علی‌اصغر خاکساری که متولد سال ۱۳۴۲ قائن است و ساکن محله امام خمینی(ره) است. او عضو کانون قلم‌زنان برتر دنیا در آمریکا نیز است و ۲۰ اثر قلم‌زنی او در نمایشگاه دائمی این مرکز نگهداری می‌شود.
عده‌ای دلسوز دور هم جمع شده‌اند و موسسه‌ای را برای فراموش‌نشدن آزادگان تاسیس کرده‌اند؛ موسسه فرهنگی پیام آزادگان معروف به «خانه آزادگان» در امام خمینی ۴۰، خانه‌ای معمولی بدون تابلو و نشانی است.
خیابان آخوند خراسانی ۳۱ که رازی نام دارد، حدود سی‌سال پیش به‌دلیل وجود مجموعه ورزشی مهران به همین نام شهرت داشت. بیمارستان و زایشگاه سینا اولین بیمارستان خصوصی استان خراسان است که سال‌۱۳۴۷ در این خیابان تأسیس شد.
عباس آقا مدیر آژانسی در محله امام خمینی(ره) بانی وصلت‌هاست. می‌گوید: در این سال‌ها در ۷۵ مجلس عروسی شرکت کرده‌ام. ۲۴ بار به خواستگاری رفته ام و در تحقیقات ۲۹ ازدواج هم به سوالات دیگران پاسخ داده‌ام.
نشان وطنش اگر به افغانستان می‌رسد، نشانی خانه‌اش می‌رسد به محله امام‌خمینی (ره). ۳۰ سال پیش از کابل به اینجا آمده و هر سه فرزندش در این محله به دنیا آمده‌اند و اینجا قد کشیده‌اند.
سعید سهیلی شور و شر جوانی‌اش را با خود به میانسالی آورده و با وجود اینکه با آخرین فیلمش به جمع میلیاردر‌های سینما پیوسته، هنوز هم به فکر هم‌محله‌ای‌های قدیمش در محله امام خمینی(ره) هست.
«کوچه پله»، در خیابان بهار ۹ قرار دارد و ۱۲ پله می‌خورد. هنوز زیبایی گذشته را حفظ کرده و حتی برخی از در‌های این کوچه قدیمی‌و پیچ‌در‌پیچ با همان ظاهر قدیمی دارای دق‌الباب است.
استاد عثمان محمد‌پرست، ملقب به عثمان خوافی، از نوازندگان چیره‌دست «دوتار» هنرمند توانا و نام‌آشنای موسیقی مقامی خراسان و ایران است.
این باستانی‌کار نوجوان می‌گوید: گاهی در کودکی همراه پدربزرگم تمرین باستانی کاران را تماشا می‌کردم. حرکات ورزشی باستانی، احترام به بزرگ‌تر و پیشکسوت، جوانمردی و‌... را در این ورزش می‌دیدم.
زهرا غلامی‌مقدم می‌گوید: وظیفه انسانی و اخلاقی‌مان ایجاب می‌کرد که کاری برای مردم جنگ‌زده لبنان و فلسطین انجام دهیم. پخت آش و فروشش مطرح شد و همه بانوان به نوعی پای کار آمدند.
محمدرضا مهتاش تحصیل‌کرده کشاورزی با گرایش زراعت و اصلاح است و چند سالی است به همراه پدرش در این شغل فعالیت می‌کند. او می‌گوید: کار ما شبیه کار داروخانه‌هاست.
سید مصطفی میرشجاعی عنبرانی درباره نحوه اسارتش می‌گوید: من ترکش خورده بودم و خودم را به کناری کشیدم. هوا گرگ و میش شده بود. عراقی‌ها همان‌طور که جلو می‌آمدند، تیر خلاصی می‌زدند؛ تیر خلاصی را در قلب یا مغز می‌زنند.
معصومه قاسمی بین خانم‌هایی که برای ورزش به سالن می‌آیند، به «عمه‌خانم» معروف است. او که بیست‌سالی می‌شود ورزش می‌کند، می‌گوید: سالمندی نباید بهانه شود که زن‌ها در خانه بنشینند.
افسانه عبداللهی متولد‌۱۳۷۰ از نویسندگان محله امام‌خمینی (ره) است که خانواده‌اش در کودکی او را «آن‌شرلی» صدا می‌زدند. «آن‌شرلی» محله ما مانند شخصیت کارتونی‌اش با یک دنیا رویا به نوشتن داستان و شعر علاقه زیادی دارد.
امیر سرتیپ منوچهر کهتری معروف‌ به «امیر آبادان» می‌گوید: وقتی به پشت سر خود نگاه می‌کنم، می‌بینم تا آنجاکه توان و امکان داشتم به وظیفه‌ام عمل کرده‌ام و خداوند هم پشتیبان من بود.
بیشتر همسایه‌های کوچه امام‌خمینی‌۸۹ قدیمی هستند و دست‌کم بیشتر از سی‌سال است که یکدیگر را می‌شناسند. به گفته خودشان شاید در طول هفته یک مرتبه اقوامشان را ببینند، اما همسایه‌هایشان را هر‌روز می‌بینند.
امیر نیازی، آقای گل لیگ برتر استان و ساکن محله امام خمینی (ره) است. او زندگی ورزشی‌اش را از زمین خاکی خیابان عدل خمینی شروع کرده و بعد‌ از ۱۲ سال ورزش، اکنون به‌عنوان آقای گل سوپر لیگ استان خراسان رضوی شناخته شده است.
علیرضا زنده‌دل پنجاه‌و‌شش‌ساله به یاد دارد که از چند کوچه بعد از میدان امام‌خمینی (ره) خبری از خیابان‌کشی و آسفالت نبود. خانه‌ها با فاصله و در‌میان تپه‌های خاکی ساخته شده بود.
خیابان دیدگاه لشکر که در مجاورت پادگان لشکر‌۷۷ پیروز ثامن‌الائمه (ع) قرار دارد، با مغازه‌های کوچک و بزرگ از نظامی‌دوز‌ها و نظامی‌فروش‌ها که غیر از سرباز‌ها و نظامی‌ها مشتری‌های پروپا قرص دیگری هم دارد.
هنوز چند‌کیلومتری دور نشده بودند که طوفانی به پا شد. حسن‌ اسماعیلی هرچه چشم می‌گرداند هیچ‌یک از همراهانش را نمی‌دید. تعریف می‌کند: چفیه دور گردنم را باز کردم و روی سر و صورتم پیچیدم، اما فایده نداشت.