خدیجه عرفاتی بانوی انقلابی از خاطرات انقلاب و دفاع مقدس میگوید: بهترین خاطره من در زندگی، جاریشدن خطبه عقدمان توسط امام راحل در مهرماه ۱۳۵۹ و در جماران است.
محله
امام خمینی
در مطبوعات و کتابهای تاریخی از این بخش شهر به نام اراضی پادگان یاد شده است. ساختمانهای این پادگان را در دوره قاجار؛ روسها و انگلیسیها ساخته بودند و در زمان پهلوی با تشکیل ارتش، ساختمانهای جدید جایگزین آن شدند. اکنون پادگان لشکر ۷۷ در این محله قرار دارد. پیش از انقلاب این محله را به نام «پهلوی» میشناختند.
روایت کتابفروشی باستان و انتشارات قدیمی مشهد در کوچه سراب که پاتوق اهل ادب و نویسندگان صاحبنامی، چون مهدی اخوان ثالث، دکتر علی شریعتی، دکتر غلامحسین یوسفی و دیگران بوده است.
سیدمحمدجواد هاشمی، یکی از قاریان نوجوان محله امام خمینی است که به تشویق خانوادهاش از کودکی به سمت امور قرآنی بهویژه تلاوت کلام وحی رفته و استعدادهای خود را در این زمینه شکوفا کرده است.
«مهری زارع» نوجوانی بود که در دوازدهسالگی، کلمه «شهید» را به نام خانوادگیاش الصاق کرد، او ۹ دی ۵۷ در راهپیماییهای مشهد در راه نجات دوستش شهید شد.
تیم فوتسال یاران خراسانی منتسب به شهیدان نجفی، یکی از تیمهای موفق منطقه ۸ مشهد است که ۱۵ سال میشود فعالیتش را از مسجدالرضا (ع) چهارراه لشکر آغاز کرده است.
سالهای۱۳۶۳ و ۱۳۶۵ خاطرات تلخی را در ذهن خانواده رفیعزاده حک کرده است؛ خاطراتی که با گذشت ۳۰ سال هنوز هم اشک را بر گونههای خواهر شهید جاری میکند.
مهدیه علمدار از نهسالگی ضربهزدن به توپ سنگین بسکتبال را شروع کرد، اما بعد از حدود یکسال تصمیم گرفت رشتهاش را تغییر دهد و به ورزش انفرادی کونگفو روی آورد.
کودکان مسجد ارشادالرضا (ع) در ماه رمضان بهجای جزءخوانی، کلاسهای آموزشی قرآن برگزار میکند و به مرکز تخصصی برای آموزش صوت و لحن تبدیل شده است.
استارتآپ «شتاب دهنده انسان» به نوجوانان کمک میکند با انجامدادن تستهای آنلاین در زمینهای که استعداد دارند، مشغول به تحصیل یا کار شوند.
هیئت متوسلین به امامرضا (ع)» عصر روز شهادت امامرضا (ع)، مراسم نمادین تشییع پیکر حضرت را برگزار میکنند. این مراسم از امامخمینی ۹۳ آغاز شده و به سمت حرم، ختم میشود.
رهبر انقلاب اگر به خانه شهیدی پا بگذارد، اهالی فقط سکوت میکنند تا فیض این حضور و دیدار از دستشان نرود. اتفاقی که برای خانواده شهید محمد شاهنگی در چند سال گذشته رخ داد.
فاطمه رودمعجنی مادر شهیدحسن شجیعی تعریف میکند: چطور میخواستم رضایت بدهم او با سن کم، زیر گلوله و آتش باشد! او، اما به باوری رسیده بود که خیلی از ما در سن و سال زیاد هم نمیتوانیم آن را درک کنیم.
«علیاکبر مقیمی» بخشی از تاریخ گذشته است، با خاطره جنگها، مهاجرتها، رفتنها، آمدنها، اعتصابها، پیروزیها؛ پیرمردی که باوجود سنوسالش، حافظه نسبتا خوبی دارد.
میرزا حمید قربانپور میگوید: کار من اسم خاصی ندارد؛ تنها یک تلاش دلی است که خودم شروع کردهام؛ تلفیقی از کار تذهیب، گل و مرغ، کاشیکاری و دیگر هنرهای سنتی؛ کتابهای قدیمی را ورق میزنم.
حسین امانی میگوید: نباید بهخاطر مشکلات، کاری را که به آن علاقه داریم، کنار بگذاریم. سهماه بعداز آخرین جراحی، دوباره تمرینهایم را شروع کردم و بهمن۷۸ به اردوی تیم ملی دعوت شدم.
مهدی لوحی مهندسی کامپیوتر خوانده و کارآفرین جواهرساز است. او میگوید: آدم اگر هدفش را در زندگی پیدا کند و برای آن، همت داشته باشد دست به هر کاری بزند، به قول معروف طلا میشود.
آزمایشگاه بوعلیسینا در کوچه سجادی یک، سال ۱۳۴۸ به دستور مدیرکل آموزشوپرورش آن زمان و بههمت مرحوم مصطفی فراشباشی، مرحوم جعفر مهرزاد و قاسم حسینی تاسیس شد.
سبحان ایراندوست، ارتشی محکوم به اعدامی است که در چندقدمی مرگ، خبر یک آزادی بزرگ، او را از اسارت چندساله ساواک نجات داد تا او ۲۱ بهمن ۵۷، را هیچوقت فراموش نکند.
عمر جلسه قرآنخوانی خانگی ۹۰ نفره بانوان محله امام خمینی(ره) به سه دهه میرسد و هر هفته چهارشنبهها خانهبهخانه در محله میچرخد. کمک به تهیه جهیزیه و یاری بیماران از دیگر برکات خیر این جلسات است.
«آوابوک» نرمافزاری بود که توانست تعدادی جوانِ خلاق و تحصیلکرده در شاخههای کامپیوتری را که دغدغه کار فرهنگی داشتند، در سال ۱۳۸۶ در خیابان دانشگاه دورهم جمع کند.