محله امام خمینی - صفحه 8

محله

امام خمینی

محله امام‌خمینی(ره)

در مطبوعات و کتاب­‌های تاریخی از این بخش شهر به نام اراضی پادگان یاد شده است. ساختمان‌های این پادگان را در دوره قاجار؛ روس‌ها و انگلیسی‌ها ساخته بودند و در زمان پهلوی با تشکیل ارتش، ساختمان‌­های جدید جایگزین آن شدند. اکنون پادگان لشکر ۷۷ در این محله قرار دارد. پیش از انقلاب این محله را به نام «پهلوی» می‌شناختند.

محله امام خمینی
زهرا خادم می‌گوید: اوایل دوران دفاع مقدس ساکن رضاشهر شدم. آن‌زمان در مسجد المهدی(عج) بولوار رضوی و مسجد رضوی واقع در پیروزی6 فعالیت می‌کردم. یادم هست برای رزمندگان لباس می‌دوختند، من هم نشستم پابه‌پایشان یکی از لباس‌ها را بدوزم پس از پایان کارم یکی از خانم‌ها خندید و گفت بهتر است شما بروید پیگیر کمک‌های مردمی باشید، در آن زمینه موفق‌تر هستید. همان‌زمان هم در کار تدارکات بودم و کمک‌های مردمی را جمع می‌کردم.
در دوره قاجار است که پای دولت های خارجی برای تأسیس بانک، به ایران باز می‌شود. دقیق‌ترش این است که انگلیس و روسیه موفق می‌شوند امتیاز تأسیس بانک را از حکومت بگیرند و در ایران فعالیت کنند. «بانک استقراضی روس»، یکی از این بانک ها ست که پایش به مشهد می‌رسدو تجار مشهدی هم برای تجارت با روس ها به ناچار با این بانک وارد مراوده می‌شوند. در اردیبهشت1281 خورشیدی، شعبه مشهدی این بانک خارجی افتتاح می‌شود و خبرش در روزنامه «ادب» به چاپ می‌ رسد.
تلاوت قرآن را از زمانی که به پیش‌دبستانی و دبستان قرآنی رفت شروع کرد و به‌دلیل علاقه‌اش در کنار روان‌خوانی حفظ کلام‌الله مجید را هم شروع کرد. علیرضا معصومی سیزده‌ساله حافظ جزء30 قرآن کریم چهار سال پیاپی در مسابقات آموزش و پرورش ناحیه3 مقام آورده است. این ساکن محله امام خمینی(ره) در حال حاضر زبان و مفاهیم عربی را در مسجد محله‌اش به کودکان و نوجوانان علاقه‌مند آموزش می‌دهد.
با خبر شدیم در محله امام خمینی(ره) روضه‌ خانگی‌ای برگزار می‌شود که برای اولین سال برنامه‌ای نیز برای بهره‌مندی کودکان از فضای محرم دارد. در این روضه فضایی برای نقاشی کردن کودکان در نظرگرفته شده است. این ایده را امیرمهدی و امیرحسین خوشرو دو برادر دوقلوی یازده ساله به مادرشان داده‌اند و با تأیید او آن را اجرا کرده‌اند.
خیابان امام خمینی(ره)95 آخرین خیابان در محله امام خمینی(ره) است که در جوار پایانه انقلاب قرار دارد. این خیابان از سمت ثامن‌الائمه باز است، اما طرف دیگر آن بن‌بست و مکانی مناسب برای تعمیرکاران خودرو شده است. مهم‌ترین ویژگی این کوچه اتحاد اهالی آن است که این روزها در مناطق دیگر کمتر به چشم می‌خورد. ساخت و بهسازی مسجد حضرت رسول(ص) و برگزاری برنامه‌های مذهبی همه به همت اهالی محل برگزار می‌شود.
در کنار تغییر سبک زندگی ها و ورود مردان و زنان به مشاغل اداری و دولتی و صرف اوقات بیشتر در بیرون از خانه سبب شد لباس هایی که قرن ها تابستان ها و زمستان ها را تاب می آورده است، تغییر کند.
عطایی از قدیمی‌های صنف لوازم ورزشی است و 46سال از عمرش را در این راه صرف کرده است. او از دوران نوجوانی کارش را با فروش لوازم ورزشی شروع کرده و حالا در زمینه تولید لوازم و پوشاک ورزشی فعالیت دارد. او برایمان تعریف می‌کند: «از دهه50خیابان امام خمینی(ره)با دو مغازه به بورس لوازم ورزشی تبدیل شده بود. مغازه مرحوم حاج آقای خادم و فروشگاه پرسپولیس که هنوز هم با همین نام فعالیت دارند، جزو اولین مغازه‌های این راسته بودند.» این کاسب قدیمی ادامه می‌دهد: «با آنکه در آن سال‌ها مانند امروز سالن ورزشی و زمین چمن نبود، اما خرید لوازم ورزشی بسیار زیاد بود. خاطرم هست، اول مهر که می‌شد دم مغازه‌های لوازم ورزشی صف بود. آن سال‌ها کنار برادرم کار می‌کردم و برای اینکه بتوانیم پاسخ‌گوی مشتری‌ها باشیم پنج نفر پنج نفر مشتری به داخل مغازه راه می‌دادیم.»
پژوهش‌سرای فرهنگ، هنر و ادب پارسی ثابت فردوسی با وجود آنکه از ابتدای مهرماه 1396افتتاح شده و بیشتر برنامه‌هایش برای عموم است باز هم برای مردم و حتی ساکنان محله بهشتی ناآشناست. در این شماره قصد داریم اولین پژوهش‌سرای تخصصی ادبیات در ایران را به شما معرفی کنیم. مکانی که به‌عنوان یک ظرفیت می‌تواند مورد استفاده ساکنان محله قرار گیرد. فرنگیس فرهود، دکترای زبان و ادبیات فارسی، اولین مدیر این پژوهش‌سراست که با عشق و علاقه‌ای که به ادبیات دارد، تلاش می‌کند تا از این ظرفیت به بهترین شکل ممکن استفاده شود.
«سرهنگ2 علی کمالی» در نوزده‌سالگی‌ رشته سنگ‌نوردی را به‌طور حرفه‌ای انتخاب کرد و تا به امروز در آن فعالیت کرده است. رشته ورزشی‌ای که تا قبل از ورودش به دانشگاه افسری امام علی(ع) شناخت چندانی از آن نداشت و فکر نمی‌کرد یک روز بتواند در مسابقات این رشته مقام‌آور باشد. کسب مقام اول در نهمین دوره مسابقات سنگ‌نوردی قهرمانی ارتش گرایش سرطناب در سال گذشته؛ سبب شد تا گفت‌وگویی با این ورزشکار سی‌وهشت‌ساله داشته باشیم که معتقد است تلاش و کوشش در زندگی می‌تواند هر مشکلی را مانند موم نرم کند.
کم‌کم مادر متوجه شد که فرزندش موقع بازی با عروسک‌ها داستان خودش را تعریف می‌کند. حالا یگانه شمس‌نیا یازده‌ساله ساکن محله امام خمینی(ره) توانسته بیست‌داستان بنویسد و بعضی از آن‌ها را با تصویرگری خودش به شکل کتاب دربیاورد، او همچنین مقام‌های مختلفی در مسابقات داستان‌نویسی آموزش و پرورش دارد.
کوچه ثبت یا همان خیابان امام خمینی(ره)28 یکی از خیابان‌های قدیمی مشهد و منتهی به گنبد سبز است. وجود بانک ملی مرکزی در ابتدای این خیابان و بانک کارگشا و اداره ثبت اسناد در آن سبب تردد بسیاری در این خیابان شده که با ترافیک همراه است. نام خیابان برگرفته از ساختمان ثبت اسناد است که با بیش از یک قرن قدمت در این معبر برپاست و هنوز هم نمای قدیمی‌اش را حفظ کرده است.
مهری الهامی فرهنگی بازنشسته که 60بهار از زندگی‌اش می‌گذرد، یکی از فعالان محله امام خمینی(ره) است که در مسجد حضرت رسول(ص)، حسینیه امام رضا(ع)، مؤسسه خیریه فرهنگی علوی، خیریه امام حسن مجتبی(ع) و... همکاری می‌کند. فرقی ندارد در چه حوزه‌ای باشد؛ مهم این است که بتواند کاری برای مردم محله و حتی شهرش انجام دهد. آن‌قدر با ادب و احترام صحبت می‌کند که نوجوانان محله او را بانویی پیگیر و دلسوز معرفی می‌کنند.
خیابان ثامن الائمه(ع) که هنوز هم بسیاری از ساکنان محله امام خمینی(ره) آن را با نام سردادور(سرهنگ خوشنام ارتش در پیش از انقلاب) می‌شناسند یکی از خیابان‌های قدیمی منطقه8 است. این خیابان با درختان برافراشته نمای زیبایی دارد. عرض کم معبر و تردد زیاد خودروها در این مسیر سبب شده تا ساعاتی از روز به‌ویژه زمان‌هایی که اداره‌ها و مدارس تعطیل می‌شوند ترافیک زیادی در این مسیر به وجود آید. امید مردم این محله برای رفع ترافیک، تعریض این خیابان پس از جابه‌جایی پادگان ارتش است.
زلزله بم، انفجار قطار نیشابور، زلزله کرمانشاه، سیل سیستان و... اتفاقاتی هستند که هرکدام ما از آن‌ها چیزهایی را شنیده‌ایم و در قاب کوچک تلویزیون با تماشای اندوه و غم مردم شاید گریسته‌ایم. ما همه چیز را از کیلومترها این طرف‌تر تماشا کرده‌ایم و شاید گاهی کانال را چرخانده‌ایم چون دیگر توان دیدن آن را نداشته‌ایم در حالی که در همان زمان کیلومترها آن‌طرف‌تر افرادی در میان همین صحنه‌ها بوده‌اند و این حوادث بخشی از خاطرات زندگی‌شان شده‌ است، خاطراتی که زیستن با آن‌ها را خودشان انتخاب کرده‌اند. در این شماره شهربانو با سه بانو که در هلال احمر مشغول به کار هستند ، گفت‌وگو کرده‌ایم.
او در مدت 28سال خدمتش، سه کتاب «راهنمای معلم، پیام‌های آسمان»، «همیار معلم»، و «از ارزشیابی تا یادگیری» را منتشر کرد و تولید نرم‌افزار قرآنی «سراج»، ویژه درس‌های پیام‌های آسمان و قرآن را در سابقه کاری‌اش ثبت کرد. «طیبه خواجه بیدختی» سرگروه آموزشی استان خراسان رضوی، تمام فکر و دغدغه‌اش توانمندسازی دبیران در چگونگی انتقال صحیح مفاهیم دینی و اخلاقی به دانش‌آموزان است.
«قوی‌فکر» جوان خوش‌سلیقه‌‌ای است که علاقه زیادی به حوزه صنایع دستی دارد، به همین دلیل هم تصمیم می‌گیرد با برپایی مغازه‌ای در بولوار مدرس ابتدا صنایع دستی مشهد و سپس صنایع دستی شهرهای مختلف کشور را برای علاقه‌مندان به این حوزه عرضه کند. کم‌کم کسب‌وکارش رونق می‌گیرد و تنوع صنایع دستی‌ای که در بازار ارائه می‌دهد، بیشتر می‌شود. اکنون 20سال از ورود او به این شغل می‌گذرد و خوش‌ذوقی او در انتخاب این هنر نه‌تنها باعث شده است مشتریان خاص خودش را داشته باشد
سید محمد جواد هاشمی سه ساله بود که در کنار پدر و مادرش می‌نشست و صدای آهنگین تلاوت قرآن آن‌ها را گوش می‌داد، شنیدن این صدا آن هم در سن بسیار کم برایش بسیار لذت‌بخش بود، به‌طوری که با وجود نداشتن سواد از پدرش خواست تا خواندن سوره‌های قرآن را به او یاد دهد. می‌خواست مانند پدر، مادر و برادر بزرگ‌ترش بتواند قرآن را با صدایی زیبا بخواند. پدر که علاقه او را می‌دید فرزندش را به جلسات قرآن در خانه استاد محمد بیداد می‌برد و بعد از مدتی او را در مهدالرضا(ع) ثبت‌نام کرد.
17اسفند سال 63 حمله هوایی جنگنده‌های عراقی نوع دیگری زخم بر پیکره این شهر گذاشت. «یوسف آقاپور» که اکنون پنجاه‌ونه‌ساله است نیز در ماه‌های پایانی خدمت سربازی از این زخم بی‌نصیب نماند. حالا دست راستش قطع است، چشم راست مصنوعی است و دست چپ آرنج ندارد و دو انگشت آن کاملا بی‌حس است و با گذشت 37سال ترکش‌هایی هم در سر، قلب و مهره سوم از پایین در بدنش به یادگار دارد. جراحاتی که باعث شده است درجه جانبازی او 70درصد ثبت شود. تجربه 140بار عمل جراحی و پنج سال زندگی روی تخت بیمارستان حتی در واژه‌ هم به‌سختی می‌گنجد.
محمدباقر(حمید) جهانگیر فیض آبادی یکی از آن رفیق های ناب روزگار است که بعد از شهادت همسایه دوران کودکی، دوست، همکلاسی و هم رزمش، شهید سید محمدرضا شعاعی آستانه، به دنبال چاپ خاطره های دوستش شده است. کتاب«ستاره کلاشین» که توسط «سمیه جوادی» و «محدثه دبستانی» نوشته شد به خاطره ها و معرفی شهید محمدرضا شعاعی پرداخته که روزگاری ساکن محله امام خمینی(ره) بوده است.
ستوان یکم محمد محتشمی پور یکی از نیروهای ارتشی است که در سال های منتهی به انقلاب اسلامی کنار مردم بود و از نفوذش در این سازمان نظامی برای پیشبرد اهداف مردمی انقلاب اسلامی استفاده کرد. او اکنون در آستانه 74سالگی هنوز به خوبی خاطرات آن روزهای انقلاب اسلامی را که بخشی از آن را در کتاب «عکاس لشکر خراسان» چاپ کرده است، به خاطر دارد و از بازخوانی اش لذت می برد.