اولین حوزه علمیه زنان مشهد با نام شهربانو صفری گره خورده است. زنی با اصلیتی گیلانی که نمیشود نامش را آورد و یاد ۴۰ شعبه حوزه علمیه عصمتیه در ایران، قطر، دبی و بحرین نیفتاد.
محله
امام خمینی
در مطبوعات و کتابهای تاریخی از این بخش شهر به نام اراضی پادگان یاد شده است. ساختمانهای این پادگان را در دوره قاجار؛ روسها و انگلیسیها ساخته بودند و در زمان پهلوی با تشکیل ارتش، ساختمانهای جدید جایگزین آن شدند. اکنون پادگان لشکر ۷۷ در این محله قرار دارد. پیش از انقلاب این محله را به نام «پهلوی» میشناختند.
زینب وکیلیزارچ با وجود متعارفنبودن رؤیایش، از آن دست نکشید. با آنکه کاردانی ارتباطات دارد، تعلیم رانندگی پایهیک را برای فعالیت در جامعه انتخاب کرد.
با صدای مأمور قطار بیدار شدیم. لو رفته بودیم. در ایستگاه شاهرود، ما را تحویل کلانتری دادند. پلیس خوشاخلاقی بود و برایمان توضیح داد که ممکن بود توسط منافقین دزدیده شویم.
حسین نجفی میگوید: طی سالهای خدمتم در برنامههای مذهبی به این نتیجه رسیدهام که آموزش باید به نوجوانان کمتر از هجدهسال صورت گیرد.
امیرحامد چوبدار به هر زورخانهای که وارد شود، مرشد موظف خواهد بود با همراهی زنگ و ضرب، آمدنش را به دیگران اطلاع دهد.
کلیسای مسروپ مقدس که مردم مشهد آن را به نام کلیسای میدان ۱۰ دی میشناسند قدمتی ۷۶ ساله دارد که از ۲۵ مرداد ۱۳۸۴ در فهرست آثار تاریخی فرهنگی کشور به ثبت رسیده است.
صدایش زدم و پرسیدم مادرجان چه چیزی انداختی؟ نگاهی به صورتم کرد و گفت من چیزی ندارم که بخواهم به رزمندگان کمک کنم، اما بلیت اتوبوسی را که قرار بود از حرم تا خانه بروم، دادم و خودم پیاده به خانه میروم.
ستاد پشتیبانی منطقه۴ واقع در چهارراه لشکر یکی از مراکز جمعآوری کمکهای مردمی به جبهه در استان خراسان بود.
آنچه مسجد مالکاشتر را خاص میکند پرورش نیروهای هنرمند و انقلابی است. در این مسجد داوود کیانیان نمایشنامه نویسی و علیرضا باوندیان قصهنویسی آموزش میداده است.
خدیجه غلامپور، مادر شهید «حسن بیناباجی» میگوید: سالها بعد از شهادتش یکی از دبیرهای دختر کوچکم که با حسن در یک مدرسه درس خوانده بود، وقتی میفهمد دخترم، خواهر شهید بیناباجی است، میگوید همان زمان دانشآموزان انقلابی شناسایی شده بودند و اسامی برخی که فعالتر بودند در فهرست ترور قرار گرفته بودند.
یک روز که به شهرستان به منزل مادرم رفته بودم، خواهرم با ظرف ترشی کوچکی به خانه آمد. همانجا جرقه شروع کار خانگی و درست کردن ترشی و سالاد در ذهنم زده شد.
مریم امید ساکن ۷۶ ساله محله امام خمینی (ره) ۵ سالی میشود به طور مداوم به ورزش روی آورده است. او میگوید: تنها راه برگشت روحیه و زندگی عادی را در ادامه ورزش دیدم. برای همین دوباره کفش و کلاه کردم و راهی سالن شدم.
علی طاهری، سنتورساز و سنتورنواز، مشهدی به دلیل تصادف دیگر نتوانست مثل قبل مضراب به دست بگیرد به همین دلیل دلتنگ شنیدن صدای سنتور میشود.
عباس نصیری میگوید: از ورودی اردوگاه تا داخل آسایشگاه در دو طرف، نیروهای نظامی با باتوم، کابلهای برق و قنداق تفنگ آماده بودند تا به قصد کشت، ما را بزنند. اینجا همان دالان مرگ بود!
«حمیده مشارالسلطنه قدیمی نوائی» معروف به «حمیده برقعی» یکی از قدیمیترین ماماهای دورهدیده و تحصیلکرده آلمان ساکن در مشهد، به گفته خودش ۴ هزار و ۶۳۵ کودک را طی ۵۰ سال به دنیا آورده است،
عماد شمعریز صنعتیکار محله امام خمینی(ره) معتقد است بزرگترین سرمایه مرد سختکوشی و تلاش اوست. او دوست دارد نان بازویش را سرسفره ببرد.
سیداحمد جاودانی ساکن محله امام خمینی بیست سال است که در راستای فرهنگسازی در زمینه دوچرخهسواری پا به رکاب است.
مهدی عسکری میگوید: در طول این سالها یاد گرفتم برای به سرانجام رساندن موضوعی مداومت بسیار داشته باشم، زیرا لازمه ختم به خیر شدن معضل یا مشکلی، پیگیری در قالب تکرار انتشار گزارش است.
عباس شیخالاسلامفاضل، پنجمین نسل از خاندان جواهرچی است، کسی که جد بزرگش در دربار قاجار سازنده کمربندهای جواهرنشان بود و پدرش دانشمندی بود که به لقب «شیخالاسلام فاضل» مفتخر شد.
مجید کمالشهسوار هر سهماه یکبار بهسمت پایگاههای اهدای خون قدم برمیدارد به این امید که در نجات جان سه انسان سهیم باشد.