همسایههای امن کوچه بنبست سناباد ۱۶
در خیابان سناباد۱۶ بیشتر اهالی از ساکنان قدیمیاند؛ کسانی که سالها زیر سایه مهر و اعتماد درکنار یکدیگر زندگی کردهاند. اهالی این کوچه باور دارند که اینجا همسایهها هرکاری را با نیتی خالص و برای رضای خدا انجام میدهند. در لحظههای شادی و در زمان سختی، کنار هم میایستند و همین همدلی و همراهی، به این کوچه بنبست، حسی از آرامش و امنیت بخشیده است؛ حسی که شاید در هیچجای دیگر شهر به این اندازه ملموس نباشد.
کار روی زمین نمیماند
شهین جعفریراد از زمان تولد در همین خیابان زندگی کرده است؛ خیابانی که در بخشی از آن باغ پدربزرگش قرار داشته و بعد به مادرش و حالا به بچهها ارث رسیده است. او همسایهداری را از مادربزرگ و مادرش آموخته است؛ کسانی که در همه امور همراه و همدل همسایهها بودند. مادرش به بچهها گوشزد میکرده که نباید خانهشان بیشاز دو طبقه باشد و روی خانه همسایه سایه بیندازد. مادربزرگش هم هرسال سهم میوه و سبزی همسایهها را کنار میگذاشته است.
حالا شهینخانم همان درسها را پس میدهد. از وقتی خودرو خریده هروقت همسایهای کاری دارد و دستتنهاست، شهینخانم به کمکش میرود و او را به مقصد میرساند و برمیگرداند.
مسئولیتپذیری شهینخانم زبانزد همسایههاست. زمستانها هر وقت یخبندان میشود، او به همسایهها سر میزند و خرید نان روزانهشان را برعهده دارد. این ویژگی او باعث شده است هیچ کاری در محله، مسجد یا کوچه روی زمین نماند.
شهینخانم میگوید: همسایههای اینجا مثل اعضای خانواده هستند؛ وقتی کاری از دستم برمیآید، برای آنها انجام میدهم.
مادر مهربان بچههای مسجد
منیره غیورمینایی حدود ۲۰ سال است که در این محله ساکن شده است. او میگوید امنیت و همراهی همسایههای این کوچه را با هیچجای دیگری عوض نمیکند؛ کوچهای بنبست که ساکنانش در کارها و موقعیتهای مختلف کنار یکدیگرند و به هم کمک میکنند.
منیرهخانم میگوید: در این کوچه همه نسبتبه هم احساس مسئولیت دارند. وقتی یکی از همسایهها مراسمی داشته باشد، بقیه به کمکش میروند. برای خودم هم بارها پیش آمده است که وقتی به سفر میروم، با خیال راحت، خانهام را به شهینخانم میسپارم.
وقتی یکی از همسایهها مراسمی داشته باشد، بقیه به کمکش میروند
یکی از فعالیتهای او در محله، نگهداری از کودکان در مسجد سناباد است. به گفته خودش، بسیاری از مادران بهدلیل داشتن فرزندان کوچک نمیتوانستند در کلاسهای آموزشی مسجد شرکت کنند. او وقتی متوجه این موضوع شد، تصمیم گرفت در پایگاه بسیج مسجد از بچهها نگهداری کند تا مادران با آرامش در کلاسها حضور پیدا کنند.
منیرهخانم میگوید ارتباط خوبی با کودکان دارد و به راحتی با آنها ارتباط برقرار میکند.
همدم سالمندان کوچه
ملیحه روضهخوان اهل اصفهان است و ۲۴سال پیش بهعنوان عروس به مشهد آمده. او از همان زمان در خیابان سناباد۱۶ زندگی میکند. ملیحهخانم حدود ۳۰ سال با مادرشوهرش در یک خانه زندگی کرده و ازطریق او با همسایهها و فضای مسجد سناباد آشنا شده است.
او میگوید: اوایل که به این محله آمده بودم، احساس غریبی میکردم، اما رفتار صمیمی همسایهها باعث شد خیلی زود با همهشان آشنا شوم. حالا همه آنها برایم مثل خواهر هستند و هر وقت کاری داشته باشم، دریغ نمیکنند.
ملیحهخانم ارتباط نزدیکی با سالمندان محله دارد. او هرروز به دیدن آنها میرود، پای صحبتهایشان مینشیند و تلاش میکند تنها نمانند. به گفته خودش، یکی از همسایهها که سالها پیش فرزندش را از دست داده، با همین همدلیها توانسته روزهای سخت را راحتتر پشت سر بگذارد.
در دهه پایانی ماه صفر، خانه ملیحهخانم میزبان مراسم روضه است. در روز آخر، دیگ بزرگی از آش در حیاط خانه برپا میشود و همسایهها برای آمادهکردن سبزی و حبوبات کنار هم جمع میشوند.
او با لبخند میگوید: در این محله هیچکس تنها نیست؛ همسایهها همیشه کنار هم هستند و حتی پیش از آنکه از آنها کمک بخواهی، برای همراهی حاضر میشوند.
* این گزارش شنبه ۱۹ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۴۶ شهرآرامحله منطقه ۱ و ۲ چاپ شده است.