کد خبر: ۱۴۷۶۵
۳۰ تير ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۰
خانواده ورزشکار

خانواده ورزشکار آقای نوروزی ۲۴۵ مدال و حکم قهرمانی دارند

محمد نوروزی، معصومه قرایی، مریم و زهرا نوروزی اعضای خانواده‌ای ورزشکارند و هر کدام در رشته‌ای خاص و به صورت تخصصی به ورزش مشغولند. محمد نوروزی فوتبال بازی می‌کند، همسرش مربی آمادگی جسمانی است، مریم و زهرا نیز هر دو ووشوکارند.

بعضی‌ها همین که اسم ورزش به میان می‌آید، یاد سکو‌های قهرمانی می‌کنند و نگاهی توی آینه می‌اندازند و دستی لای مو‌های سفیدشان می‌برند و نتیجه می‌گیرند که «ای آقا؛ از ما که دیگر گذشت.» بعضی‌های دیگر هم همه‌چیز را می‌اندازند گردن «حس و حال» و فقط در ذهن‌شان صدمتر را سه‌سوته می‌دوند و وزنه‌های چندصد کیلویی را با سرانگشتشان بلند می‌کنند. برای این پهلوان پنبه‌ها، ورزش چیزی در قواره یک فوق برنامه تعریف می‌شود.

اما قضیه ساده‌تر از این حرف‌هاست. به قول قدیمی‌ها، طرف اگر قدر سلامتش را بداند و بداند که ورزش چه کمکی به سلامتش می‌کند، منتظر این حرف‌ها نمی‌نشیند: همان ۲ تا پیت حلبی خالی را که گوشه آشپزخانه افتاده، برمی‌دارد و از گچ و سیمان پر می‌کند و میله‌ای، چوبی، چیزی از میان آنها عبور می‌دهد و یا علی مدد.

معجزه ورزش را فقط می‌شود از زبان آنهایی شنید که مسیر زندگی‌شان از این طریق دستخوش تغییر شده است. یکی از بارزترین مثال‌ها در این زمینه خانواده تمام‌قد ورزشکار نوروزی است که یک صبح سرد زمستان پیاده‌رویی در فرعی بیست و هشتم خیابان حر ما را به منزل آنها می‌رساند.

همین ابتدا برایتان بگوییم که؛ محمد نوروزی، معصومه قرایی، مریم و زهرا نوروزی اعضای خانواده‌ای را تشکیل می‌دهند که همگی ورزشکارند و هر کدام در رشته‌ای خاص و به صورت تخصصی به ورزش مشغولند. محمد نوروزی اکنون در تیم باشگاهی کاوه فوتبال بازی می‌کند، همسرش مربی آمادگی جسمانی است، مریم و زهرا نیز هر دو ووشوکارند.

 

۲۰۰ مدال و بیش از ۴۵ حکم قهرمانی

بیش از ۲۰۰ مدال و ۴۵ حکم قهرمانی کشور و استان خود گویای افتخارات خانواده ورزشکار نوروزی است که اغلب حکم‌های قهرمانی متعلق به مریم و زهرا دو دختر این خانواده است. از قهرمانی در استان تا قهرمانی در کشور و حضور در برخی مسابقات آسیایی در این آلبوم‌ها وجود دارد.

 

از پدر خانمم در ۵۰ سالگی ورزشکار ساختم

محمد نوروزی که اولین ورزشکار این خانواده فوتبالی است، می‌گوید که از جوانی فوتبال بازی می‌کرده است. او که تنها فرد ورزشکار در خانواده پدری خود بوده بعد از ازدواج عزمش را جزم می‌کند تا الفبای زندگی مشترک و تربیت فرزندانش را با ورزش بگذارد. آن‌طور نیز که خودش تعریف می‌کند، پادرد پدر خانمش یکی انگیزه‌هایی او بوده برای اینکه از این مرد ۵۰ ساله زحمتکش نیز یک ورزشکار مطرح بسازد.

نوروزی توضیح می‌دهد: آن زمان یعنی حدود ۲۰ سال پیش پدر خانمم مدام از درد پا شکایت می‌کرد، من که از این جریان ناراحت بودم، او را قانع کردم که ورزش و پیاده‌روی برای درمان درد پایش بهترین نسخه خواهد بود.

با هیجان تعریف می‌کند: هر روز صبح با هم می‌رفتیم خیابان کشاورز امروزی، آن زمان آنجا بوستانی وجود نداشت، با این وجود با هم پیاده‌روی می‌کردیم، بعد از مدتی متوجه شدم ورزش و پیاده‌روی اثر خود را گذاشته و پادردش را تا حد زیادی بهبود یافته است. کمی بعد هم چندنفر به وی مراجعه کردند تا ملک کارگاهش را برای راه‌اندازی یک باشگاه ورزشی اجاره کنند. از آن زمان به بعد بود که همه‌چیز روی روال خود قرار گرفت و پدر خانم من که حالا یکی از ووشوکاران مطرح کشور است، به‌طور حرفه‌ای با این ورزش آشنا شد.

 

ورزش خانواده‌م را شاد کرده است

نوروزی بر سبک زندگی متفاوت یک خانواده ورزشی تاکید دارد و در بیان ویژگی‌های آن می‌گوید: حال و هوای خانواده من با دیگر خانواده‌ها فرق می‌کند. ما همیشه شاد هستیم و احساس می‌کنیم حرف هم را خوب می‌فهمیم. از طرفی یک دل بودن ما باعث شده در تصمیم‌گیری‌هایمان نیز تفاهم داشته باشیم.

 

وزن ۱۱۷ کیلویی‌ام انگیزه شد تا ورزشکار شوم

اما جریان ورزشکار شدن معصومه قرایی که تا سن ۲۰ سالگی با ورزش میانه‌ای نداشته هم جالب است. او برای شروع حرفش عکسی از دوران شبابش نشان‌مان می‌دهد، به‌سختی باور می‌کنم که این زن پر نشاط ۴۰ ساله همان باشد که با ۱۱۷ کیلوگرم وزن، ۲۰ سال پیش در عکس جا خوش کرده است.‌

می‌گوید: وقتی ازدواج کردم همسرم خیلی تشویقم کرد تا به وسیله ورزش کمی خود را لاغر کنم، من نیز که تا آن زمان چندان با فضای ورزشی میانه‌ای نداشتم، همان ابتدا عزم کردم تا وزنم را به زیر ۶۰ کیلو برسانم. قرایی هنوز هم روزش را با ورزش آغاز می‌کند، اما نیت دیروز او امروز به حکم مربیگری برای وی تبدیل شده تا دیگران را هم به تحرک و پویایی دعوت کند.

حال و هوای خانواده من با دیگر خانواده‌ها فرق می‌کند. ما همیشه شاد هستیم. از طرفی یک دل بودن ما سبب شده در تصمیم‌گیری‌هایمان نیز تفاهم داشته باشیم

پدرم کارگاهش را تبدیل به باشگاه کرد

قرایی از معجزه دیگر وزرش در زندگی‌اش می‌گوید. او که صاحب پسری ۲۰ ساله نیز هست که در دوران کودکی دچار فلج مغزی شده، بیان می‌کند: پسرم در کودکی و به خاطر اشتباه پزشکان دچار فلج مغزی شد. شاید اگر ورزشکار نبودم و این فضای شاد در خانواده‌ام نبود اصلا نمی‌توانستم با این موضوع کنار بیایم، اما حالا این موضوع هیچ اثر منفی در زندگی‌ام نگذاشته و با وجود بیماری پسرم جریان زندگی را در خانواده حفظ کرده‌ام.

 

خانواده ورزشکار

در ۵ سالگی اولین حکم قهرمانی را گرفتم

زهرا فرزند کوچک خانواده که اولین حکم قهرمانی‌اش را در سن ۵ سالگی گرفته یک بار نیز در مسابقات آسیایی دعوت شده و مقام چهارم آسیایی را از آن خود کرده است. او که اکنون نیز به مسابقات آسیایی ووشوی چین دعوت شده، دارای مقام‌های بی‌شمار کشوری و استانی است، می‌گوید: اولین‌بار ۵ ساله بودم که در استان حکم قهرمانی گرفتم و قصد دارم در رشته تربیت‌بدنی تحصیل کرده و مدرک دکترای این رشته را بگیرم.

 

مسابقه شنا یکی از برنامه‌های هر میهمانی خانه ماست

زهرا ادامه می‌دهد: هر‌وقت میهمانی به خانه ما می‌آید، برای سرگرمی مسابقه شنا می‌گذاریم و به نوعی فضای ورزشی خانه‌مان را به آنها نیز منتقل می‌کنیم. پدر و مادرم در دعوت اهالی محله و فامیل به ورزش خیلی جدی هستند تا خانواده‌های دیگر هم از این نعمت بهره‌مند شوند.

 

خانواده ورزشکار داشتن؛ یعنی حمایت همه‌جانبه

مریم دختر بزرگ خانواده نوروزی‌ها نیز ووشو‌کار است. کارنامه ورزشی او با عنوان مربیگری و داوری در این رشته کامل شده است. به اینها مدال‌های رنگ و وارنگ و حکم‌های مختلف را هم اضافه کنید. او که اکنون در مقطع کارشناسی رشته تربیت‌بدنی تحصیل می‌کند، قصد دارد مدارج عالی تحصیلی را در این حوزه نیز طی کند.

برای مریم، خانواده ورزشکار داشتن یعنی؛ «حمایت همه‌جانبه، یعنی اینکه خیالم راحت باشد نه تنها خانواده مانعم نمی‌شوند، بلکه خودشان پله‌های ترقی من خواهند بود.» او از تجربه بعضی هم‌تیمی‌ها و یا دوستانش می‌گوید که عدم حمایت خانواده آنها را در میانه مسیر متوقف کرده و یک استعداد را از رسیدن به مدارج بالاتر بازداشته است.

حرف آخر را این دختر جوان می‌زند: کاش خانواده‌های ما بدانند که با ترغیب فرزندانشان به امر ورزش چه هدیه بزرگی به آنها می‌دهند.

 

*این گزارش در شماره هفتم شهرآرا محله منطقه ۶ مورخ اسفندماه سال ۱۳۹۰ منتشر شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام