از نقش کَحالان دوره قاجار تا چشمپزشکی نوین در مشهد
چشمپزشکی یکی از تخصصهای بسیار ظریف در فن طبابت است که به دلیل حساسیت بالای عضو مورد معالجه، پرداختن به آن توانمندی فوقالعادهای نیاز دارد؛ آنقدر که از قرنها پیش، تخصص چشمپزشکی به عنوان گرایشی مستقل در طب مورد توجه قرار گرفت و «کَحالان» به عنوان چشمپزشکان سنتی، نسبت به طبیبان، تمایز پیدا کردند. آنها با تکیه بر دستاوردهای پزشکان نامداری همچون رازی و ابن سینا، اقدام به درمان بیماریهای چشم میکردند.
با اینحال، فناوریهای چشمپزشکی به شدت محدود بود و به درمان با موادی همچون سُرمه، توتیا و گاه ترکیبات داروهای گیاهی در قالب قطره و ضُماد خلاصه میشد و در موارد استثنایی، مانند درمان «آب مروارید»، روشهای جراحی سنتی مانند «میل کشیدن» مورد استفاده قرار میگرفت. هر چند که به گفته «سیریل الگود» در «تاریخ پزشکی ایران»، چنین جراحیهایی معمولا خوشفرجام نبود و در اغلب موارد به نابینایی افراد منجر میشد.
از سوی دیگر، دستمزد کحالان مانند پزشکان نبود و آنها ناچار بودند به مبلغی بسیار کمتر از آنچه اطبا دریافت میکردند، رضایت دهند. این رویه باعث میشد آنها کمتر به تغییر روشهای درمانی روی خوش نشان دهند. به همین دلیل، نوآوریهای پزشکی کمتر سمت و سوی «چشمپزشکی» داشت و بیماریهایی مانند «تراخم» و «التهاب ملتحمه» و از این دست، بخش مهمی از جمعیت ایران، به ویژه کودکان و افراد سالمند را که بنیه بدنی خوبی نداشتند، آزار میداد و گاه در برخی لایههای پایین جامعه، بیداد میکرد.
«ویلم فلور» در کتاب «سلامت مردم ایران عصر قاجار»، به مواردی از شیوع چنین بیماریهایی اشاره میکند که دردسرهای زیادی را برای خانوادههابه وجود میآورد و گاه باعث نابینایی و از کارافتادگی افراد و وخامت شرایط اقتصادیشان میشد.
با وجود این شواهد تاریخی، کحالانی هم بودند که شهرت فراگیر پیدا میکردند و تبحرشان در این فن که حاصل انتقال دانش به صورت «سینه به سینه» بود، در بین مردم مشهور بود و حتی تحسین اطبای اروپایی، مانند «یاکوب ادوارد پولاک» را برمیانگیخت. این کحالان با استفاده از همان دانش محدود، درمانهای مؤثری برای بیماریهای چشمی ارائه میدادند.
این سطرها را بگذارید کنار این توضیح که روزنامه ادب نخستین جریده است که میتوان در آن خبری از چشمپزشکی نوین را دید.
آغاز چشمپزشکی نوین در ایران
آغاز چشمپزشکی نوین در ایران و به تبع آن، در شهر مشهد با تاریخ فعالیت مدرسه دارالفنون و تدریس رشته طب در نخستین دانشگاه مدرن ایران، پیوندی ناگسستنی دارد. پزشکان توانمندی مانند «یوهان لوئیس شلیمر» به تدریس فنون نوین چشمپزشکی و توسعه روشهای بهداشت عمومی برای جلوگیری از شیوع بیماریهای چشمی پرداختند و اطبای حاذقی را با دانش نوین در ایران تربیت کردند و این، یک آغاز مؤثر برای تغییر شرایط محسوب میشد.
«میرزایحییخان لسانالحکما» یکی از نخستین اطبای تربیت یافته در دارالفنون بود که به چشمپزشکی روی خوش نشان داد و نخستین چشمپزشک تربیت شده با دانش نوین در ایران لقب گرفت. او بعدها در توسعه این فن کوشش بسیار کرد و به پایهگذاری و گسترش آن در جامعه پزشکی کشور پرداخت و پدر چشمپزشکی نوین ایران لقب گرفت. در این بین، تعدادی از اطبای علاقهمند به این تخصص، برای تکمیل دانش راهی بلاد فرنگ شدند و از این طریق نیز، بخش مهمی از دانش چشمپزشکی نوین به ایران انتقال پیدا کرد.
یک گزارش دست اول
دقیقا نمیدانیم که دانش نوین چشمپزشکی چه زمانی به مشهد رسید. این شهر ۱۲۰۰ ساله نیز، مانند دیگر شهرهای ایران، از دیرباز کحالانی داشت که به فن کحالی و درمان امراض چشمی اشتغال داشتند؛ نمونههایی از چنین افرادی را میتوان در گزارش «نفوس ارض اقدس» (سرشماری مشهد در سال ۱۲۵۷ خورشیدی و به همت زینالعابدین میرزای قاجار) مشاهده کرد.
تردیدی نمیتوان داشت که چشمپزشکی نوین، همراه با نخستین اطبای آگاه به دانش جدید، مانند خاندان «سالاری» در نیمه دوم دوره قاجار در مشهد گسترش یافت. میدانیم که این پزشکان، هرچند تخصصی در رشته چشمپزشکی نداشتند، از توانایی درمان امراض چشمی برخوردار بودند و میتوانستند با استفاده از فنون جدید، برخی بیماریها را درمان کنند.
چشمپزشکی نوین، همراه با نخستین اطبای آگاه به دانش جدید، در نیمه دوم دوره قاجار در مشهد گسترش یافت
با این حال، تأسیس مطب تخصصی چشمپزشکی در مشهد، تا مدتها اتفاق نیفتاد. قدیمیترین گزارش عمومی و رسانهای در مورد تأسیس چنین مرکزی مربوط به روزنامه «ادب»، به مدیریت میرزاصادقخان ادیبالممالک فراهانی است. این روزنامه در شماره نخست سال سوم خود (مورخ ۱۶ رمضان ۱۳۲۰ قمری / ۲۵ آذر ۱۲۸۱ خورشیدی)، زمانی که در کوچه مدرسه «دودر» (جایی در غرب حرم رضوی) منتشر میشد، گزارشی را درباره افتتاح یک مطب چشمپزشکی نوین در مشهد منتشر کرد که به احتمال قدیمیترین نشانه موجود رسانهای در این زمینه باشد.
خبر ادیبالممالک که بیشتر به یک «رپورتاژ» شبیه است، تیتر جالبی دارد: «ضریرانرا مژدهباد»؛ «ضریر» در زبان فارسی به معنای نابینا و کمبیناست. اجازه بدهید با هم متن این آگهی فوقالعاده جالب را مرور و بعد، به اتفاق برخی جزئیات را بررسی کنیم: «ضریرانرا مژدهباد / مقربالحضرة العلّیه حسنبیک دوکتور (دکتر) که تقریباً از سی سال قبل تا کنون در اسلامبول مشغول معالجه چشم و صنعت کحّالی بوده و به کحّالی مخصوص سفارت کبرای دولت علّیه ایران امتیاز داشتهاست و نگارنده [این]اوراق در سفر قسطنطنیه با مؤمیالیه (فرد مورد اشاره) در سفارتخانه کبری آشنایی یافته و بمراتب علم و تجربه و کارهای ایشان بصیرت به هم رسانیده و دیپلومهایی (دیپلمهایی) که از اساتید بزرگ اروپایی گرفته و تصدیقهائی که در جرائد از ایشان نگاشتهاند و عجائب معالجات و خوارق احکامی که از ایشان صادر شدهاست همه را دیده و شنیده و وجود محترم این شخص عزیز را در خراسان بینهایت مغتنم دانسته و صریحاً اعلان مینماییم که هموطنان بدانند و آگاه شوند بیمبالغه و اغراق این شخص در مملک ایران اول کحّالهاست و در تجاویف (حفرهها) و خلل و فرج چشم "اهدی من دعیمیص الرمل" (کنایه از غلامی توانا و بسیار آگاه به هر چیز) و "اول من القطا" (ضربالمثل عربی و کنایه از جلوتر بودن نسبت به دیگران است) میباشد و چشمی را که او نتواند معالجه کند غیر از حضرت مسیح که "ابرء الاکمه و الابرص" فرمود (کوری و برص را شفا داد) احدی نمیتواند معالجه نمود. منزلش در پشت مسجد گوهرشاد خانه مرحوم مبرور حاجی میرزاابراهیم شریعتمدار سبزواری طابثراه است.»
«حسنبیک دوکتور» کیست؟
هماکنون، اطلاعی درباره «حسن بیک دوکتور» نداریم و آنچه میدانیم محدود به گزارش مختصر ادیبالممالک است. به احتمال حسنبیک، ایرانی نیست و باید او را از اتباع دولت عثمانی بدانیم که طبق گزارش، مدت ۳۰ سال به چشمپزشکی در اسلامبول اشتغال داشته و شهرت زیادی به هم زدهاست.
البته شهرتی که از آن صحبت میکنیم، صرفا در میان ایرانیان مقیم عثمانی بودهاست. نباید تردید کرد که اگر حسنبیک در ولایت خودش شهرتی فراگیر داشت، خانه و زندگیاش را در اسلامبول رها نمیکرد تا به شرق ایران – و نه پایتخت کشور – کوچ کند و به طبابت بپردازد.
با اینحال، بگذارید خوشبین باشیم و حضور او را در مشهد، چنانکه ادیبالممالک میگوید، به فال نیک بگیریم. اینکه آیا مطب چشمپزشکی حسنبیک، قدیمیترین مطب چشمپزشکی نوین در مشهد باشد، محتمل است، اما تا انجام بررسیهای دقیقتر نمیتوان عیار قطعیت آن را تعیین کرد. براساس گزارش، این چشمپزشک، آموزش خود را در اروپا گذرانده و مدرک خود را هم از آنجا دریافت کردهاست.
با توجه به طبابت ۳۰ ساله حسنبیک در اسلامبول، باید سن وی، دستکم، بیش از ۵۵ سال بودهباشد. سخن ادیبالممالک درباره توانمندی و حاذقبودن حسنبیک را باید بیشتر حمل بر تبلیغ رسانهای کرد. زیرا در همان زمان، چشمپزشکان سرآمدی در تهران و دیگر نقاط ایران حضور داشتند که به دلیل فعالیت طولانی در کشور ما، از بیماریهای بومی و روشهای درمانی آنها اطلاعات بیشتری در اختیار داشتند.
با وجود این، ورود حسنبیک به مشهد در آذرماه سال ۱۲۸۱ خورشیدی، فصل نوینی در توسعه طبابت تخصصی این دیار بود و مسیر را برای ایجاد مراکز تخصصی درمان در شهر مشهد گشود.
* این گزارش شنبه ۹ خردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۴۷۷۱ روزنامه شهرآرا صفحه تاریخ و هویت چاپ شده است.