از شیطنتهای خانگی محمدطاهر رضایی تا سکوی قهرمانی
صادقانه اعتراف میکند به شیطنتهایی که در خانه میکرد و خرابکاریهایی که به بار میآورد. در چنین شرایطی، معلوم بود که خانواده رضایی، به ثبتنام فرزند تهتغاریشان، محمدطاهر، در کلاس ورزشی رضایت بدهند، بلکه انرژی بیپایان او به شکل صحیح، جهتدهی شود.
او تابستان۱۴۰۳، زمانیکه کلاس دوم ابتدایی را به پایان رسانده بود، به باشگاهی در محله خیرآباد رفت و پس از آن با درخششی زودهنگام، به یکی از امیدهای قهرمانی کاراته کشور در عرصه بینالمللی تبدیل شد؛ بهطوریکه به گفته مربیاش، علیرضا صبوری، اگر برنامه حضور این کودک خوشآتیه در مسابقات برونمرزی، بهدلیل جنگ تحمیلی سوم با چالش مواجه نمیشد، اکنون کارنامه افتخارات او در رده سنی خردسالان، وزن سنگینتری داشت.
-انتخاب کاراته از روی شناخت بود یا اتفاقی بهسراغ این رشته رفتی؟
کاراتهکارهای زیادی اطرافم هستند و تمریناتشان را دیده بودم؛ مثل برادرم که کمربند آبی دارد و دوستم، نوید که کمربند قهوهای دارد.
-برنامه تمریناتت چطور است؟
بهجز تمرینهایی که در خانه انجام میدهم، سه بار در هفته، روزهای زوج، از ساعت ۱۸ تا ۱۹:۳۰ میروم به باشگاه.
-باشگاهت کجاست؟
زیرزمین مسجد بلال در خیابان شیخ صدوق.
-برایت ورزش مهمتر است یا درس؟
هردو مهم است. الان من هم کمربند مشکی کاراته دارم، هم شاگرد ممتاز کلاس چهارم مدرسه شهید محمد رضایی هستم.
-از اولین افتخاری که به دست آوردهای، بگو.
اردیبهشت دو سال پیش، وقتی کمربند نارنجی داشتم، در مسابقات استانی شرکت کردم. فکر میکردم حداکثر بتوانم مدال برنز به دست بیاورم ولی وقتی دوم شدم و مدال نقره را گرفتم، خیلی شیرین بود. همان سال با کمربند آبی در مسابقات کشوری شرکت کردم و طلا گرفتم.
-افتخار ورزشی دیگری هم به دست آوردهای؟
تا الان کلا ۹مدال به دست آوردهام؛ پنج طلا، سه نقره و یک برنز. یک طلا و یک نقره کشوری هستند.
-الگوی ورزشیات کیست؟
مربیام، استاد صبوری که قهرمان آسیا هستند و لچی قربانوف، کاراتهکار روسی که فیلم مسابقاتش را زیاد تماشا کردهام.
-کاراته را تا کجا ادامه میدهی؟
تا وقتی که بتوانم مدالهای جهانی به دست بیاورم. به مربیشدن هم فکر کردهام.
-چه کسانی بیشتر به تو انگیزه میدهند؟
استادم آقای صبوری، در خانواده هم برادر و پدرم. مادرم، اما بیشتر نگران است که موقع تمرینات آسیب نبینم.
-تا حالا آسیب دیدهای؟
موقع مسابقات، یکیدو بار ساق پایم به خاطر ضربه حریف، درد گرفت. در رده سنی ما آسیبها در همین حد است و آسیبهای جدیتر اگر قرار باشد پیش بیاید، مال بزرگسالان است.
-کسی بوده است که با دیدن تو، جذب کاراته شود؟
بله، چندتا از دوستانم و بچههای کلاسمان مثل مرتضی، امیرمحمد و امیرحسین. مربیام وقتی مدالهای من را سرکلاس آورد و بچهها فهمیدند من قهرمان هستم، خوششان آمد و آنها هم سراغ کاراته آمدند.
-به رشته ورزشی یا فعالیت دیگری هم علاقه داری؟
کوهنوردی را دوست دارم و در برنامههای خانوادگی و دوستانه، موقع بالارفتن از کوه از همه جلو میزنم. به مداحی علاقه دارم و در هیئت نوجوانان مسجد بلال، مداحی میکنم. به اجتماعات شبانه هم که میروم، برای دشمنان ایران رجز میخوانم.
* این گزارش یکشنبه ۱۷ خردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۶۶ شهرآرامحله منطقه ۳ و ۴ چاپ شده است.