درمانگاه خیریه محله سیدی با نام عباس هوشمند گره خورده است
اگر چه گرد پیری بر روی موهایش پاشیده و صدایش را لرزان ساخته، اما از گذران ۶۶ سال زندگی حکایت دارد و در محله برای خودش برو بیایی دارد. او که چند سالی است مدیرعامل تنها درمانگاه خیریه محله و همچنین نائب رئیس درمانگاههای خیریه استان است خاطرات ۴۰ سال پیش محله سیدی و زمانی که شورای محله را راه میبرد را در سینه اش حبس کرده تا هر جا خواهانی داشت و کسی به او سر زد، حکایت آن روزها و این محله را برایش بازگو کند. خاطرات زمانی که دارایی محله سیدی مشهد چند خانه و یک خیابان بود...
اندر احوال این پیر محله سیدی
عباس هوشمند متولد سال ۱۳۲۴ و از قدیمیهای محله سیدی است. گر چه تنها ۶ سال سواد مکتبی دارد، ولی حسن و نیکویی رفتار او در بنای درمانگاه خیریهای در محلهاش، همه مدیران این قبیل درمانگاهها را به این نتیجه رساند که او یکی از گزینههای بسیار مناسب برای دریافت سمت نائب رئیسی درمانگاههای خیریه استان خراسان رضوی از ۵ سال پیش است.
اینجا اغلب زمینها مال سیدی معروف است
حاج آقای هوشمند در بیان خاطراتش از این محله میگوید: سال ۵۲ که وارد این محله شدم اینجا تنها یک محله خارج از محدوده بود که از هیچ سویش به شهر متصل نمیشد. اینجا حدود ۱۰ کارخانه موزاییک سازی و سنگکوبی بود با ۳۰ خانوار که از کارگران همان کارخانهها بودند. کمکم هر سال ۵۰۰ خانوار به این محله اضافه شد.
محله سیدی سال ۵۲ حدود ۱۰ کارخانه موزاییکسازی و سنگکوبی داشت با ۳۰خانوار که کارگر کارخانهها بودند
سیدی که این محله به نامش است کسی بود که سالها پیش از ورود من به این محله، اکثر زمینهای اینجا را صاحب بود و به همین خاطر هم این محله و محلههای اطراف اینجا با نام او شناخته میشوند. او زمینداری بود که در قلعه خلج زندگی میکرد.
سیدی بعدها یعنی ۲۰ سال پیش از انقلاب در این محله بیآبوعلف چاهموتوری زد و استخری راه انداخت و درختهای زیادی کاشت و باغی هم برای خودش درست کرد. به قول قدیمیهای این محله دکان دستگاهی برای خودش راه انداخت و تمام محلههای بهارستان، خلج و ابوذر نیز به نام او شناخته شدند که بعدها و پس از مرگش مقبرهای برای او ساختند. در حال حاضر هم سه فرزند از ۶ فرزند او هنوز در قید حیاتاند.
آب محله از کجا آمد؟!
آن قدیمها با گاری اسبی آب میآوردند. مردم برای هر گاری که ۵۰۰ لیتر آب داشت ۷ تومان پول میدادند. بعدها خیری آمد و خواست برای این دنیای مردم و آن دنیای خودش کاری بکند. این شد که با سازمان آب صحبت کرد و موافقتشان را گرفت که در این محله چاه بزند، اما هر جا که کنده شد به آب نرسیدند تا اینکه او در جایی در محله فرودگاه به آب رسید و از آن پس گاری اسبیها از محلهای نزدیکتر آب میآوردند. پس از مدتی سازمان آبیها همه حاشیه شهر را تحویل گرفتند پس از آب هم همان سالهای اول پس از انقلاب بود که برق و گاز و تلفن هم با فاصلهی ۵، ۶ سال به این محله آمد.
اولین خیابان که آسفالت شد
اولین خیابان که آسفالت شد، خیابان ۲۰ متری خلج بود که از جاده سنتو آغاز میشد. خاطرم هست که آن زمان خواهر شاه میخواست به این محله بیاید تا تنها هنرستان این محله را که هنرستان صنعتی چمران بود افتتاح کند. همان زمان بود که شبانه از جاده سنتو که او میخواست به محله وارد شود تا پل آسفالت شد و حدود ۱۰ سال محلههای دیگر اینجا بدون آسفالت ماند، تا اینکه زمان شهردار شدن صابریفر مابقی را آسفالت کردند.
اولین خیابان که آسفالت شد، خیابان ۲۰ متری خلج بود که از جاده سنتو آغاز میشد
اولین اتوبوسهای واحد شهر به این محله آمد
انقلاب که شد صابریفر را که آن زمان مدیر عامل اتوبوسرانی بود دعوت کردیم اینجا بیاید. آن زمان مسئول شورای محلی بودم و از سوی مردم از او خواستم که به این محله که به شهر دسترسی ندارد هم چند واحد اختصاص دهد. محرومیت و دوری این محله سبب شد یکی از اولین محلههایی باشد که واحد دار شود. محله ما مسجد نداشت و شخص عطاری به نام ارجمند که مسجد را در حد یک زیرزمین ۱۰۰ متری ساخته بود کار را به من تحویل داد و من هم با کمک اهالی محله که آن زمان اغلب قشر کارگر بودند و محروم آنجا را در سه مرحله ساختم.
خیری سه اتاقش را برای درمانگاه داد
این قضیه به سال ۵۲ برمیگردد که به دلیل در محدوده نبودن اینجا زمان رژیم ستمگر شاه کسی به ساخت این مسجد گیر نداد. یکی دیگر از کارهای من در مسجد البته با حمایت مردم این درمانگاه بود که وقتی در سال ۵۸ به بودن آن نیاز پیدا کردیم، ساختمانی با سه اتاق را از خیری گرفتیم تا درمانگاه خیریه دوشیفته در محله داشته باشیم، درمانگاهی که اغلب خدماتاش رایگان بود و گاه بسیار ارزان قیمت.
آن خیر تنها برای سه سال ساختمانش را در اختیار ما قرار داد ولی، چون جای دیگری نداشتیم این سه سال شد ۱۴ سال، تا اینکه توانستیم زمینی از شهرداری بگیریم و کلنگ این درمانگاه خیریه را بزنیم و به میمنت حضور آن در محله حالا که درمانگاه شبانهروزی شده است تمام دانشآموزان بیبضاعت را هم رایگان مداوا میکنیم.
*این گزارش دی سال ۹۰ در شماره ۵ شهرآرامحله منطقه ۷ چاپ شده است.


