خانواده «رضایی» در شنا الگو هستند
چه با نگاهی جاهطلبانه به ورزش و چه با ارزشمند دانستن آن به خودی خود، خانواده «رضایی»، ساکن محله گوهرشاد مشهد را میتوان به عنوان الگو معرفی کرد. خانوادهای تمامقد ورزشی که همگیشان در رشته شنا سرآمد هستند. درواقع پدر خانواده که خود زمانی شناگر قابلی بوده و مادر که به هر حال سابقه ورزشی دارد، همه تلاششان را به کار گرفتهاند تا از سه فرزندشان، سه شناگر بیچون و چرا بسازند.
من دوازده سال به عنوان مربی شنا فعالیت کردم
علیرضا رضایی رشتی که متولد ۱۳۳۷ است درباره خود میگوید: ابتدا فوتبال بازی میکردم و اولین اردوی ورزشی کشوریام را به عنوان دروازهبان تیم استان در سن ۱۴-۱۳ سالگی گذراندم. ۱۴-۱۵ سالم بود که به علت آسیبدیدگی علاقهام را به فوتبال از دست دادم. در ادامه با تشویق آقای نادری مربی فوتبالم که در رشته شنا نیز تخصص داشت، توجهم را معطوف به این ورزش کردم.
ثمره ازدواج من و همسرم دو دختر و یک پسر است که همگی شناگر، ملیپوش و رکورددار ملیاند.
به مرور آن را ادامه دادم و در ۲۱ سالگی وارد رشته واترپلو شدم، بعد از آن با تیم واترپلو چندینبار به اردوهای کشوری رفتم و مقام آوردم. من ده دوازده سالی به عنوان مربی شنا در خدمت ورزش استان بودهام و الان هم مدیر استخر شهید هاشمینژادم.
او در ادامه به زندگی خانوادگیاش میرسد؛ «۲۷ سالم بود که با خانم قلیزاده ازدواج کردم؛ خانوادههای ما با هم آشنا بودند و من پیش پدربزرگ همسرم عکاسی میکردم، الان هم شغل اصلیام عکاسی است. ثمره این ازدواج دو دختر و یک پسر بود که همگی شناگر، ملیپوش و رکورددار ملیاند.
شناگر ۹ ساله دیروز، مربی ۲۵ساله امروز
رضوانه دختر بزرگ خانواده است. او ۲۵ سال دارد و دانشجوی ترم آخر معماری در مقطع کارشناسی ارشد است. آرزوها و رویاهای این جوان ورزشکار ورزشی نیست؛ دلش میخواهد در مقطع دکترا ادامه تحصیل دهد، با این حال با آن عرصه بیگانه هم نیست: از ۹ سالگی شنا را شروع کردم و یکیدو سال بعد به عضویت تیم استان درآمدم.
من سابقه شرکت در مسابقات قهرمانی کشور و المپیادهای ورزشی دانشآموزی را دارم و مقامهایی را هم در کشور کسب کردهام. بعد از دوره پیشدانشگاهی مربی تیم شنای بانوان خراسان رضوی شدم. الآن سه سال است مربی تیم شنای نوجوانان ۱۱-۱۲ ساله استانم و رکورددارهایی را در این رده سنی تربیت کردهام.
رکوردهایم در حد رقابتهای آسیاییست
رضیه یک سال از خواهرش کوچکتر است و از ۱۱-۱۰ سالگی وارد ورزش شنا شده. ادامهاش را از زبان خودش بخوانید: «از ۱۴ سالگی عضو تیم ملی بودهام و در سومین دوره مسابقات کشورهای اسلامی حضور داشتهام. بارها رکورد زده و مقام آوردهام که معمولا مقامهای اولم بیشتر در ماده شنای قورباغه است. همین سال گذشته هم پنج رکورد ملی زدم.»
حسن در ۱۰ سالگی قهرمان قهرمانان ایران و ۱۲سالگی بهترین شناگر ایران بوده و در حال حاضر هم ملیپوش است
او با وجود تواناییهای شنای استان، به دلیل نبودن حامی مالی برای آن، به عضویت تیمهای ذوبآهن و داماش ایرانیان درآمده، اما سقف آرزوهایش فراتر از اینهاست: کاش شرایطی فراهم شود که یا بانوان شناگر ایرانی را برای مسابقات کشورهای اسلامی اعزام کنند و یا آنها را به ایران بیاورند. وقتی رکورد خودم را با رکوردهایی که در مسابقات آسیایی زده میشود، مقایسه میکنم میبینم تواناییهایی در اندازه رقابتهای آسیایی دارم.
از حسن هم که کوچکترین عضو خانواده است و ساکت کنار رضیه نشسته میخواهم درباره خودش حرفی بزند. او که بارها مدال طلا آورده؛ همینقدر میگوید که؛ «۱۷ سال دارم و در رشته ریاضی و فیزیک درس میخوانم. شنا را از سهسالگی شروع کردم و در ۶ سالگی به عضویت تیم استان در آمدم. بارها رکورد زدهام، در ۱۰ سالگی قهرمان قهرمانان ایران و ۱۲-۱۱ سالگی بهترین شناگر ایران بودم. در حال حاضر هم ملیپوشم.»
هیچوقت از ورزش منع نشدیم
رضوانه میگوید: ما در خانواده هیچ وقت از ورزش منع نشدهایم، خود من تا شب کنکور هم تمرینهای شنایم را رفتهام و حتی رضیه در سالی که کنکور داشت، هم ملیپوش شد و به مسابقات بانوان مسلمان رفت و هم در رشته مهندسی برق قبول شد.
آمنه قلیزاده مادر خانواده نیز ضمن انتقاد از جامعه اقتصادی و تجاری استان به دلیل اینکه از ورزش استان حمایت مالی نمیکنند با خنده میگوید: اگر این همه صنایع طراز اول استان به این مسئله بیتوجهند ما خودمان به نوعی شدهایم اسپانسر بچههایمان؛ از یکسری خریدهای اضافی کم میکنیم و به تشویقها و امکانات ورزشیشان اضافه میکنیم.
*این گزارش اسفند سال ۹۰ در شماره هفت شهرآرامحله منطقه یک چاپ شده است.
