کد خبر: ۱۵۵۲۱
۰۵ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۰
مصطفی اکبری‌خور

مصطفی اکبری‌خور درس و ورزش را کنار هم پیش می‌برد

مصطفی اکبری‌خور، تابستان سال‌۱۳۹۹ و درحالی‌که به گفته خودش جثه‌ای کوچک و قدرت بدنی ضعیفی داشت، کاراته را شروع کرد. حالا بعد‌از ۶‌سال تمرین، کمربند دان یک فدراسیونی دارد و مدال طلای مسابقات آسیایی را هم در کارنامه‌اش ثبت کرده است.

مصطفی اکبری‌خور، نوجوان یازده‌ساله محله مسلم، تابستان سال‌۱۳۹۹ و درحالی‌که به گفته خودش جثه‌ای کوچک و قدرت بدنی ضعیفی داشت، کاراته را شروع کرد. حالا بعد‌از ۶‌سال تمرین، کمربند دان یک فدراسیونی دارد و مدال طلای مسابقات آسیایی را هم در کارنامه‌اش ثبت کرده است. مصطفی در‌کنار ورزش، درس‌هایش را هم جدی دنبال می‌کند و دوست دارد در آینده، مهندس عمران و یک مربی موفق کاراته شود؛ مربی‌ای که استعداد‌های محله را پیدا و راه ورزش را برایشان هموار کند.

 

-چه شد که به‌سراغ کاراته رفتی؟

تابستان سال‌۱۳۹۹ بود. آن موقع خیلی در خانه حوصله‌ام سر می‌رفت. جثه‌ام هم کوچک بود و قدرت بدنی زیادی نداشتم. با پرس‌وجو باشگاه مالک‌اشتر و استاد ظفرانلو را پیدا کردیم. وقتی تمرینات کاراته را دیدم، از حرکاتش خوشم آمد و تصمیم گرفتم ثبت‌نام کنم.

-چند روز در هفته تمرین می‌کنی؟ مسیر خانه تا باشگاه سخت نیست؟

روز‌های فرد از ساعت ۷ تا ۸:۳۰ تمرین دارم. معمولا حدود ۱۰‌دقیقه طول می‌کشد تا از خانه به باشگاه برسم و مسیرش برایم سخت نیست.

-با این همه تمرین، به درس‌هایت هم می‌رسی؟

بله، تا الان همیشه معدلم ۲۰ بوده. من سر کلاس به حرف‌های معلم گوش می‌دهم و وقتی به خانه می‌رسم، بعد از یک استراحت کوتاه، مستقیم سراغ درس‌هایم می‌روم و تکالیفم را انجام می‌دهم. این‌طوری هم درس‌هایم را خوب می‌فهمم و هم به ورزشم می‌رسم.

-از افتخاراتی که به دست آورده‌ای، برایمان بگو.

یک مدال طلای آسیایی دارم که سال‌۱۴۰۳ در اصفهان گرفتم. مدال نقره و برنز کشوری و یک مدال برنز استانی هم از سال‌۱۴۰۰ تا الان دارم.

-مسابقات آسیای چطور بود؟

زمستان سال‌۱۴۰۳ به مسابقات آسیایی اعزام شدم. مسابقات در اصفهان برگزار می‌شد و رفت‌وبرگشتمان حدود پنج روز طول کشید. با حریف‌هایم مسابقه و همه را شکست دادم. خیلی خوشحال بودم و توانستم مدال طلا بگیرم.

-این چند روز از درس‌هایت عقب نیفتادی؟

چرا، چند روزی از درس‌هایم عقب افتادم، ولی وقتی برگشتم جبرانشان کردم. یک اتفاق خیلی خوب هم افتاد. مدیر مدرسه‌ام، آقای شیرمحمدی، عکس من را روی بنر در مدرسه نصب کرد. خیلی خوشحال شدم و انگیزه بیشتری گرفتم.

-کاراته تا امروز چه تغییری در تو ایجاد کرده است؟

هم از نظر جسمی قوی‌تر شده‌ام و هم قدم بلندتر شده و احساس می‌کنم بدنم رشد کرده است. استرسم هم کمتر شده. استادمان تمرین‌هایی به ما می‌دهد که کمک می‌کند آرام‌تر باشیم و بهتر تمرکز کنیم.

-اگر قرار باشد آینده‌ات را تصور کنی، دوست داری چه‌کاره شوی؟

دوست دارم مهندسی عمران بخوانم و درکنارش مربی کاراته هم بشوم، مثل استادم که مربی باشگاه است.

-اگر یک روز باشگاه خودت را داشته باشی، دوست داری کجا باشد؟

دوست دارم همین محله خودمان، در مسلم شمالی، باشگاه بزنم. می‌خواهم بچه‌های بااستعداد محله را پیدا کنم و کمکشان کنم به ورزش بپردازند. اگر پول نداشتند، تخفیف خوبی به آنها بدهم یا راه دیگری پیدا کنم که بتوانند رایگان یا با هزینه کمتر تمرین کنند.

 

* این گزارش یکشنبه ۵ مهرماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۸۰ شهرآرامحله منطقه ۳ و ۴ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
05:00
03:04
اینستاگرام