سرباز - صفحه 2

مهدی میرزایی وقتی به جبهه رفت، هنوز پشت لبش سبز نشده بود. اما هشت‌سال بعد، مردی تمام‌عیار بود که در‌کنار فرماندهانی چون قالیباف، چراغچی و‌... سرد و گرم‌ها چشیده‌بود.
امیر آن‌قدر صبور بود که هیچ‌وقت از سختی‌های خدمتش برایمان تعریف نمی‌کرد؛ هیچ‌وقت به‌جز آخرین مرخصی که از وضعیت جیره آب و غذایش گفته بود، از کویر و تنهایی خسته‌کننده آنجا.
شهید محمدقاسم موحدی محصل‌ طوسی جانشین فرمانده‌تخریب لشکر ۵ نصر، به دو دلیل می‌توانست از خدمت سربازی معاف شود، اما او عاشق خدمت بود و هیچ دلیلی نمی‌توانست جلودارش باشد.
درست همان شب بازی مقتدرانه ایران مقابل اسپانیا، یک درگیری شجاعانه دیگر هم در هنگ مرزی زابل روی داد. در این درگیری دو مرزبان شهید شدند که یکی از آنان یعنی جلال بهبودی از اهالی محله طرق است.
جوی آبی وارد پادگان می‌شد. صفرعلی گیلاسی فکری به ذهنش رسید. منتظر شد هوا تاریک‌تر شود؛ «دمدمه‌های غروب هوا گرگ‌و‌میش بود. در گودال آب نشستم. از همان کانال آب شناکنان خود را به بیرون پادگان رساندم.»
رضا رضوانی، سربازی که آبان سال گذشته در پایش مرزی سیستان و بلوچستان به شهادت رسید، به پدر و مادرش قول داده‌بود باعث افتخارشان شود.
حسین عجمی می‌گوید: معلمان سپاه‌دانش در دوره سه‌ماهه آموزشی اطلاعات مختلف بهداشتی، پزشکی، حقوقی و حتی اداری را می‌آموختند تا گره‌گشای مشکلات مردم در روستا‌ها باشند.
شهید مهدی جعفری خانچه در روز شهادتش، برگه مرخصی در دستش بود و می‌خواست به خانه برگردد. دم در دژبانی ایستاده بود تا ماشینی پیدا کند و او را به شهر برساند.
مرز، همه اش نگرانی است، به همین دلیل باشنیدن خبر اعزام محمد به سراوان خیلی نگران شدیم. اما محمد در  این چهارماه خدمتش می‌گفت آنجا امن است.
اتفاقاتی رخ می‌دهد که عباس فرازی فقط ۱۰ سال نام «شهید» را یدک می‌کشد و بعد از این مدت، نامش از لیست شهدای بنیاد شهید خط می‌خورد.
یک‌بار به عنوان نیروی گارد شاهنشاهی انتخاب شدم تا برای گذراندن دوره‌ها بروم، ولی نماینده هنگامی که متوجه بینایی کم چشم چپم شد، من را کنار گذاشت.48روز به همین شکل می‌گذرد و دوستانش هر کدام برای گذراندن دوره آموزشی او را ترک می‌کنند. حالا تعداد کمتری از داوطلبان باقی‌مانده بودند. روزی فرمانده پادگان به محوطه خوابگاهی آن‌ها می‌آید و می‌گوید که نیروهای سرباز امسال تکمیل شده‌اند و باید به شهرهایشان بازگردند.