محله جاهدشهر

محله

جاهدشهر

جاهدشهر یکی از آبادترین محلات منطقه ۱۲ است که به «محله اولین‌ها» شهرت دارد، زیرا نخستین کاربری‌های تفریحی، آموزشی، فضای سبز و... منطقه در این محله ایجاد شده است. جاهدشهر بیابانی بود که جهادگران با همتشان آن را به شهر تبدیل کردند و به همین‌دلیل بیشتر ساکنانش، شاغل در جهادسازندگی و ایثارگران بوده‌اند و علت نامگذاری‌اش هم همین بوده است.

محله جاهدشهر
به محض اعلام برنامه تشییع رهبر شهید، اعضای جوان و خلاق هیئت حضرت مهدی (عج) به‌دنبال یک کار متفاوت رفتند، کاری که برای زائرانی که در این هفته به مشهد می‌آیند، کاربردی باشد.
نزدیکی و یکدلی حجت‌الاسلام باهوش با اهالی محله جاهرشهر تا آنجایی است که حاجی شورای حل اختلاف محله هم محسوب می‌شود و خیلی‌ها که مشکلی با همسر، صاحب‌خانه یا هرکسی دیگر دارند به او مراجعه می‌کنند.
سه‌دهه قبل همراه خانواده و پدری که از جهادگران جهاد سازندگی بود، در محدوده بی‌آب‌وعلفی که حالا جزو منطقه ۱۲ است، ساکن شدند. بعد‌ها به این دلیل که بیشتر ساکنان اولیه این محدوده، جهادگران جهاد سازندگی بودند، این محله به «جاهدشهر» معروف شد.
«نجم‌‏الهدی» عنوان موسسه‌ای است که آموزش تخصصی قرآن از پیش دبستانی تا بزرگسالی را در راس فعالیت‌های خود قرار داده است.
کتابخانه بهمن بزرگ‌ترین و مهم‌ترین کتابخانه در دسترس اهالی محله جاهدشهر است. این کتابخانه که در آذرماه سال ۸۸ تاسیس شده ۱۰۷ متر مساحت دارد. با ۲ سالن مجزای مطالعه برای خواهران و برادران.
اینکه مربی تیم فوتسال بانوان منطقه ۱۲ چگونه توانسته استعداد‌های درخشانی کشف کند و تحویل تیم ملی فوتسال نوجوانان کشور دهد، یک تیم کاملا تازه کار محلی را به دسته ۲ برده باشد و ... داستان شنیدنی دارد که از زبان اکرم تنهایی می‌شنویم.
۸ سالی می‌شود که مصطفی خدادادی در کار ثبت اختراعات مختلف است و توانسته ۱۵ طرح خود را به ثبت برساند و هنوز هم با وجود دغدغه کاری و تحصیلش، زمانی را برای فکر کردن به کار‌های جدید و ارائه آنها می‌گذارد.
خانم محترم بخشی مادر دو شهید مشهدی به نام مجید‌رضا و محمدرضا حکمت‌پور می‌گوید: پشتم به این دو پسر گرم بود. با این حال گلایه ندارم حکمت خداست که این دو کوه استوار خانه من، سهمی از بار جبهه‌ها را به دوش گیرند.
قبرستان میدان نمایشگاه حول‌وحوش ۱۰۰قبر یا شاید بیشتر داشت.شاید قدمت این قبرستان به چهل سال پیش می‌رسید. همان زمانی که قلعه قاسم‌آباد روستایي نقلی بود که تا پای تک‌درخت بزرگ توت این میدان می‌رسید.
می‌خواهی ماشین ارزان و بدون کمیسیون بخری، جمعه‌ها به زمین پشت نمایشگاه بین‌المللی بیا که به آن می‌گویند جمعه‌بازار خودرو. اینجا بازار خرید و فروش خودرو داغ‌داغ است و سرمای هوا هم روی آن اثر نمی‌گذارد.
زهرا ملتی عروسک‌ساز محله جاهدشهر می‌گوید: بیشتر عروسک‌های سنتی درست می‌کنم؛ عروسک‌هایی که لباس‌های محلی خراسان‌شمالی به تن دارند. نواردوزی‌های دورشان را هم با خلاقیت خودم می‌دوزم.
نجمه رحمانی معرق‌کار جوان محله جاهدشهر دانشجوی رشته نقاشی قادر است به تکه‌های بی‌جان چوب شکل و طرحی زنده و پویا ببخشد؛ طرح‌های لیلی و مجنون، طبیعت و انواع خطوط با چوب و مس.
مدتی بعد برای تیم مدرسه انتخاب شدم و در مسابقاتی که در ناحیه برگزار شد مقام اول را به دست آوردیم و از آنجا به تیم ناحیه راه پیدا کردم، تا اینکه یک روز قیاسی، از تیم فرش‌مشهد بازی مرا دیدند و برای این تیم انتخاب شدم.
فاطمه اخوان بیشتر شعر سپید و گهگداری شعر کلاسیک می‌سراید و فضای شعرهایش عاشقانه و اجتماعی است، علاوه بر این، آثارش در‌کتاب برگزیده اشعار شاعران خراسان (کتاب اسب‌ها روسری نمی‌بندند) و کتاب گزیده شعر خراسان حوزه هنری به چاپ رسیده است.
جواد اکبرپور ۲۰سال دارد و آن‌طور که می‌گوید از همان خردسالی انگار نافش را با حلاجی بریده‌اند؛ دو نسل پیش از او هم در همین شغل بوده‌اند و یک جور‌هایی حلاجی در خون خانواده اکبر‌پور است.
در محله جاهد‌شهر و چند قدمی بوستان ۱۵ روز‌بازاری است که تنها پنج‌شنبه‌ها دایر است. این بازار چند سالی می‌شود که در یک زمین نسبتا بزرگ قرار گرفته است و بسیاری از اهالی محله با آن آشنا شده‌اند.
عباس سبزواری یکی از جانبازانی است که در دوران جنگ پای ثابت جبهه بود، حتی چندبار بعد از جانبازی‌اش. او در کردستان پس از اصابت ترکش بیشتر شنوایی‌اش را از دست داد.
مهلا طی دوسال گذشته، عضو خبرگزاری دانش‌آموزی پانا شده و با همین سن کم، راه آینده‌اش را پیدا کرده است و تابستان‌هایش را با فراگیری مهارت بیشتر در حرفه خبرنگاری و مجری‌گری می‌گذراند.
قبلا در مسجد قائم‌المهدی(عج) جاهدشهر برای مردم محله روخوانی و تجوید را آموزش می‌دادم که بیشتر این کلاس‌ها در ماه مبارک رمضان برگزار می‌شد.
سمیرا و پریسا حسین‌قلی‌زاده خواهران نقاش محله جاهدشهر تعریف می‌کنند: همسایه‌ها که به منزل ما می‌آمدند و تابلوهایمان را می‌دیدند، از کارهایمان لذت می‌بردند و سفارش‌ کشیدن نقاشی می‌دادند.