محله امام رضا - صفحه 2

محله

امام رضا

محله امام‌رضا(ع)

یک قرن پیش بود که قرارشد خیابان جدیدی در ضلع‌های شمالی‌وجنوبی حرم‌مطهر ساخته شود. خیابانی که اکنون ۹۰ سال ازعمرش می‌گذرد و حوادث تلخ‌وشیرین بسیاری را به خود دیده است.نام این خیابان ابتدا به «تهران»معروف شد،بعد به امیراسدالله‌علم تغییریافت و بعد ازپیروزی انقلاب، به‌نام امام‌رضا(ع) نامگذاری شد.

محله امام رضا
علاقه مرحوم زهرا دهنوی به قرآن آن‌قدر بود که از زمان شیرخوارگی فرزندانش، زیر لب آیه‌ای از قرآن، زیارت عاشورا یا دعای توسل می‌خواند. همین پیگیری‌های او باعث شده بود محمدطاها پیش از رفتن به مدرسه، حافظ جزء سی‌ام شود.
خیابان خرمشهر‌۱۳ که در دهه‌۲۰، «مهتاب» نامیده می‌شد و کوچه هم به «سی‌متری بهار» شهرت داشت، اما در زمان جنگ تحمیلی، این محدوده به نام مناطق جنگی نام‌گذاری شد، این معبر هم «دارخوین» نام گرفت.
هفتادوشش سال ملای قرآن هیئت شاهزاده علی‌اصغر (ع) بود. حالا یکی‌دوسال است به‌دلیل کهولت سن کمتر می‌تواند به هیئت برود. شهادت پسرش محمدتقی طوری رقم خورد که گویی زندگی او با حضرت علی‌اصغر(ع) گره خورده است.
وقتی در چهارسالگی در حرم امام‌حسین (ع) روی شانه پدرش نشسته بود، هم‌صدا با مداح ایرانی که آنجا روضه می‌خواند، شروع به خواندن کرد. محمد‌احسن، از همان موقع وارد دنیای مداحی شد.
الیاس وفایی از ورزش فوتسال شروع کرد اما حس می‌کرد چیزی در درونش کم است، تا اینکه یک روز به تماشای مسابقات جوجیتسو رفت و همان لحظه، تصمیم گرفت مسیر تازه‌ای را آغاز کند.
در خانه دهنوی‌ها، انس با قرآن رسم و راهی است که مادر، با علاقه و صبری شیرین، جلوی پای فرزندانش گذاشته است. محمدطاها، پسر پانزده‌ساله و ارشد خانواده حافظ کل قرآن کریم است.
خانه دوم جواد شیدایی‌فر پژو ۴۰۵ زرد‌رنگی است که با آن امرارمعاش می‌کند. او می‌گوید: من فکر می‌کنم مسافری که وارد ماشین من می‌شود حکم میهمانی را دارد که به منزل شخصی من می‌آید.
علی‌اکبر غلام‌زاده‌اصفهانی، سه‌سالی می‌شود در هیئت‌های مذهبی مداحی می‌کند. او فکر می‌کرد می‌تواند هر‌دو را با هم ادامه دهد، اما استادانش می‌گفتند سبک قرائت قرآن و مداحی با هم تفاوت دارد.
ریحانه اسدی در نه‌سالگی، هر بار دلش می‌خواست ا‌نیمیشن‌ها را به زبان اصلی ببیند. همین علاقه پنهان باعث شد پدر و مادرش او را در کلاس زبان ثبت‌نام کنند. او سال گذشته مقام دوم استان را در رشته زبان انگلیسی به خود اختصاص داد.
ثنا اسلام‌پرست چهارساله بود که کنار مادرش می‌نشست تا سوره‌ای جدید از قرآن را حفظ کند. او اکنون دانش‌آموز دبیرستانی و حافظ دو جزء قرآن است و توانسته در مسابقات احکام، مقام اول و دوم ناحیه ۲ را از آن خود کند.
روز‌های اول معلمی برای عادله مسافری پر از تجربه‌های نو بود؛ اما در میان همه خاطراتش یک ماجرا هیچ‌گاه از یادش نمی‌رود؛ روزی که قرار بود نماز به جماعت برگزار شود، اما ورود موش به مدرسه همه‌چیز را تغییر داد.
سیدعلی سجادی یک‌بار پدر دانش‌آموزی که پیچ‌گوشتی آورده بود مدرسه را خواست و تذکر داد. چند سال بعد او را دید که پسرش را نشان می‌داد که در دعوا چاقو خورده است!
پدربزرگ احمدآقا شنیده بود اتوبوسی به‌شکل کاروان شخصی، زائران را تا کربلا می‌برد. خانواده هم وسایل مختصری برداشت و همراه این کاروان راهی شد. مسیری که اتفاقات عجیبی همراه شد.
حسنا صالحی سال گذشته موفق شد در رشته زبان انگلیسی مسابقات خوارزمی، رتبه سوم استان را کسب کند؛ افتخاری که با تلاش و علاقه‌اش به دست آمد.
سیدرضا می‌گوید: این روضه امانتی است که از پدرم به ما رسیده و دهه‌هاست ادامه دارد و امیدواریم بچه‌های ما هم این راه را ادامه بدهند. این مجلس یک سنت است که نسل‌به‌نسل منتقل شده است.
محمدرضا فیض‌آبادی علاوه‌بر اینکه توانسته در پایه ششم و هفتم، مقام دوم و سوم مسابقات تلاوت را در سطح ناحیه‌۴ آموزش‌و‌پرورش کسب کند، حافظ سه جزء قرآن کریم نیز هست.
زهرا از زمانی‌که برای همراهی مادرش که می‌خواست سنتور را یاد بگیرد، آموزشگاه رفت، مجذوب صدای ساز‌های گوناگون شد و حالا دو سال پیاپی مقام اول مسابقات تکنوازی مدارس را از آن خود کرده است.
سعید سجادی سال‌هاست زندگی‌اش را صرف اسب و سوارکاری کرده است. او از نه‌سالگی آموختن را شروع کرد و از هجده‌سالگی تاکنون مربی و پرورش‌دهنده اسب است.
با احداث پایانه مسافربری در سال ۱۳۶۹، به‌مرور خیابان‌های اطراف آباد شد. قدیم خیابان امام‌رضا‌۶۱ به گرمابه فروردینش معروف بود. در دهه‌۷۰ با فوت صاحب گرمابه، آنجا تخریب شد.
حاج‌صادق ابراهیم‌زاده تعریف می‌کند: به درخواست گروهبان دو تا چای ریختم و به اتاق برگشتم. هنوز لب به لیوان نزده بودم که افسر نگهبان مقابلم ایستاد و گفت «ابراهیم‌زاده! پستت را ترک کرده‌ای؟!»