محله امام رضا - صفحه 3

محله

امام رضا

محله امام‌رضا(ع)

یک قرن پیش بود که قرارشد خیابان جدیدی در ضلع‌های شمالی‌وجنوبی حرم‌مطهر ساخته شود. خیابانی که اکنون ۹۰ سال ازعمرش می‌گذرد و حوادث تلخ‌وشیرین بسیاری را به خود دیده است.نام این خیابان ابتدا به «تهران»معروف شد،بعد به امیراسدالله‌علم تغییریافت و بعد ازپیروزی انقلاب، به‌نام امام‌رضا(ع) نامگذاری شد.

محله امام رضا
سید‌علی سجادی می‌گوید: محضری در کوچه کامیاب‌۷ مستقر شد که چون کوچه بن‌بست بود، بسیاری از محلی‌ها به کوچه کامیاب ۷ نام «بن‌بست محضر» داده بودند. بیشتر ازدواج‌های خانواده ما در همین محضر انجام شد.
چراغ خانه‌ حاج‌محمد داعی شب‌های دهه اول محرم، با نام امام‌حسین(ع) روشن است. طبقه همکف این خانه، سال‌هاست به مراسم مذهبی اختصاص دارد و به گفته حاج‌محمد، وقف اهل بیت (ع) است.
سیدمحمد موسوی‌نژاد تعریف می‌کند: گلوله از پشت سر به مادرم خورده و از صورتش خارج شده بود. بدنش هم زیر تانک له شده بود. از روی لباس و سایر نشانه‌هایی که از او می‌دانستیم، شناسایی‌اش کردیم.
معاون حمل‌ونقل جاده‌ای خراسان رضوی می‌گوید: همه فروش‌ها از‌طریق درگاه اینترنتی انجام می‌شود تا شفافیت برقرار باشد و هزینه‌ای اضافه به مسافر تحمیل نشود.
رفاقتشان از مسجد حضرت‌محمد (ص) آغاز شد و حالا پانزده‌سال است کنار هم زندگی کرده‌اند و دیگر فقط همسایه نیستند؛ با هم خرید می‌روند، گاهی تفریح می‌کنند و اگر یکی‌شان مشکلی داشته باشد، دو نفر دیگر بی‌درنگ خودشان را به او می‌رسانند.
معصومه که به روستای پدری رفته بود، دلتنگ مادرش می‌شود، پدربزرگش، او را با اتوبوس به مشهد می‌آورد. در مسیر اتوبوس تصادف می‌کند و پدربزرگ جان خود را از دست می‌دهد اما معصومه معجزه‌آسا نجات پیدا می‌کند.
این خاطره ۳۵ سال پیش در حرم برای حاج خلیل یداللهی اتفاق افتاد. مردی مقابلم ایستاد و چیزی در کف دستم گذاشت. مشتم را باز کردم و دیدم ژتون غذای حضرت است؛ آن هم درست برای چهار نفر، به اندازه اعضای خانواده‌. دعوت شده بودم! مرد بدون اینکه کلام دیگری بگوید، در بین جمعیت ناپدید شد و حاج‌خلیل که در بهت و شوک بود، مشتش را باز کرد و دید ژتون غذای حضرت است؛ آن هم درست برای چهار نفر، به اندازه خانواده‌اش: «اشک در چشمانم حلقه زده بود. نمی‌توانستم باور کنم. انگار آقا از سبزوار دعوتم کرده بود تا شب میلادش مهمانش باشم.» که
هانیه‌سادات حسینی‌خرم، نوجوان سیزده‌ساله توانسته در مسابقات قرآن و عترت در رشته مداحی و دعاخوانی در آموزش‌وپرورش ناحیه۲ طی چهارسال متوالی مقام بیاورد.
حبیب‌الله کرمی تعریف می‌کند: هنوز صدای نورالله توی گوشم است که کارش تعمیر همین دستگاه‌‎ها بود و یک روز وقت بررسی دستگاه، دستش لای اره‌های آن ماند و قطع شد. کارگر‌ها ترسیده بودند.
تجربه و تسلط یاسمین بعد‌ از دادن تست در گروه «مهدویت»، موجب شد برای نقش اصلی انتخاب شود؛ این تجربه، علاقه او به کارگردانی را دوباره زنده کرد و تصمیم گرفت گروهی را برای آموزش در مسجد حضرت ولی‌عصر (عج) راه بیندازد.
احمدرضا احمدیان می‌گوید: هر‌وقت از روبه‌روی کوچه هویزه‌۴ رد می‌شوم و چشمم به پارکینگ اداره مخابرات می‌افتد، سال‌های کودکی جلو چشمم زنده می‌شود؛ ما بچه‌های محله در آن فوتبال بازی می‌کردیم.
حضور محمدحسین در جمع دوستان مسجدی، او را به تلاوت قرآن علاقه‌مند کرد و این علاقه تا جایی پیش رفت که دو سال پیش، مقام اول مسابقات تلاوت قرآن آموزش‌وپرورش ناحیه ۲ مشهد را کسب کرد.
در دهه چهل مسئولان مشهد مصمم شدند، گاراژ‌ها را سروسامان بدهند و آنها را در یک جا تجمیع کنند و ایده ساخت ترمینال مشهد از همین جا شکل گرفت. البته کار به همین آسانی پیش نرفت و ترمینال مشهد حدود دوازده سال پس از انقلاب راه افتاد.
۳۲ سال از روزی که محمد بخارایی‌گلستانی برای اولین‌بار پا در گود گذاشت، می‌گذرد. او سال‌ها در میان گود بود و دوازده‌سالی می‌شود که در کسوت مرشدی ایفای نقش می‌کند.حالا سه‌سالی می‌شود که پسرش، مهدی را هم به زورخانه می‌برد.
حاج‌حسین فرازآمد می‌گوید: پدرم برای اینکه آبادانی را به محله بیاورد، هزار متر زمین در خیابان امام‌رضا‌۵۹ خرید و در نصف زمین، گرمابه فروردین را ساخت و بخش‌های دیگر را اقساطی به مردم داد تا مغازه‌ بسازند و محله رونق بگیرد.
کوچه مسجد رانندگان و هنرستان شهیدباهنر، پر از خاطرات دانش‌آموزانی است که در تلاطم جنگ و روز‌های سخت آن، از جوانی خود مایه گذاشتند و برای خدمت به انقلاب تلاش کردند.
مسجد ولی‌عصر(عج)، مسجدی کوچکی است که قدمتی ۵۰ ساله دارد و در میان مغازه‌ها و هتل‌های سر‌به‌فلک‌کشیده به چشم می‌آید که انگار گرد پیری بر چهره او هم نشسته است.
جبار قوچان‌نژاد در میان پسران ورزشکار این خانواده سمت والیبال را گرفته و شده یکی از نامداران خراسانی این ورزش است. برادر‌های بزرگ‌تر او همه رشته‌های ورزشی را انجام می‌دهند، اما دست‌آخر فوتبالیست هستند.
سیدحسن رضوی می‌گوید: خانه پدری‌ام همچنان در خیابان امام‌رضا‌۵۹ است. مادرم در تنور حیاط نان می‌پخت و ما را می‌فرستاد که نان‌ها را تحویل هیئت محله دهیم.
هنگامی‌که درباره سیر تاریخی خیابان امام رضا(ع) در چند دهه اخیر می‌گردیم مشخص می‌شود این خیابان به دلیل همان جاگذاری ضدهوایی به نام ضدهوایی یا ضد معرف بوده است.