محله آزادشهر - صفحه 9

محله

آزادشهر

محله آزادشهر یکی از قطب‌های خرید مشهد است. این محله پیش از انقلاب به‌ سبب همسایگی با بوستان «آریامهر» به همین‌نام معروف بوده است. بعد از انقلاب که نام بوستان آریامهر به «ملت» تغییر می‌کند، شهید غلامرضا جنگی پیت حلبی روغنی را صاف می‌کنند و نام «آزادشهر» را به نشانه رهایی از حکومت پهلوی رویش می‌نویسد. 

محله آزادشهر
خیابان آموزگار۱۷ معبری فرعی در محله آزادشهر است که به نام میرزاکوچک‌خان نام‌گذاری شده است. این خیابان در شهریورماه آخرین روزهای آرام خود را سپری می‌کند، چرا که به واسطه قرار‌گرفتن چهار مدرسه از ابتدای مهر تردد دانش‌آموزان و سرویس‌های مدارس به این معبر‌ افزایش می‌یابد.
خیابان استقلال7 به نام میرزاکوچک‌خان نام‌گذاری شده است. این معبر، بازار محلی، چند دفتر شرکت خصوصی و تعدادی ساختمان دولتی را در خود جای داده است. با عبور از خیابان استقلال7 آنچه توجه ما را بیش از هر چیزی به خود جلب می‌کند، وجود ساختمان‌های نوساز و زیبا و همچنین تحرک زیاد سازندگان و کارگران آن‌ها برای بنا کردن ساختمان ‌های جدید است.
دکتر مهسان اخوان مهدوی سال1400 در حالی‌که مدرک دکترای روان‌شناسی بالینی را گرفته بود، کانون «یاریگران زندگی» را در محله تربیت تأسیس کرد. او طی یک‌سال گذشته با همراهی دوستانش با تهیه 580جلد کتاب، کافه کتاب رایگان دایر کرده‌اند، به درمان بیماران دارای اختلالات جنسی و کارآفرینی برای آن‌ها پرداخته‌اند. به شهرک صنعتی رفته و به کارگران و کارفرمایان خدمات مشاوره‌ای رایگان داده‌اند و اکنون هم چند ماهی است که با زندان مرکزی مشهد ارتباط گرفته‌اند و کتاب‌هایشان را برای مطالعه به دست زندانیان می‌رسانند.
از همان کودکی به بازیگری علاقه داشت اما غم از دست دادن خواهر و مادرش که در نه و یازده‌‌سالگی‌ رقم خورد، حس و حالی برایش نگذاشت. در مقابل احساس می‌کرد باید بنویسد تا غمش سبک‌تر شود و در حال حاضر جزو نمایشنامه‌نویسان است. حدیثه عدالتجو اکنون در آستانه بیست‌وهشت‌سالگی با افتخار در عرصه معلمی فعالیت دارد و هم‌زمان در فعالیت‌های هنری مشغول است. او فیلم کوتاه «روشن‌تر از خاموشی» را کارگردانی کرده است.
شایان‌منش که بین بچه‌های بهزیستی به خانم اکبری معروف است، تعریف می‌‎کند: خانم‌های بسیج را به اردوی زیارتی قم و جمکران برده بودم که بچه‌ها زنگ زدند و گریه‌کنان می‌گفتند بهزیستی گفته باید مستقل شویم و این موضوع برای ما سخت است. حق هم داشتند. دختر هجده‌ساله کجا برود و چطور زندگی‌اش را اداره کند. البته آن‌طور نیست که بهزیستی درکل رهایشان کند. حمایت‌هایی دارد اما کافی نیست و این بچه‌ها هم در معرض آسیب‌های زیادی قرار دارند. از فکر و خیال، شب خوابم نمی‌برد و با خودم می‌گفتم این چه قانونی است.
رحیم برگی از چهارسالگی پا در عرصه ورزش گذاشت. آن‌زمان پدرش باشگاه کشتی داشت و در این باشگاه فوت و فن این ورزش را تمرین می‌کرد. کلاس دوم دبستان که بود با ورزش‌های رزمی آشنا شد و از آن‌زمان کیوکوشین کاراته را به کشتی ترجیح داد و بر آن متمرکز شد. باشگاهی در نزدیکی خانه‌شان بود که به آنجا می‌رفت و تمرین می‌کرد. او خیلی زود استعدادش در این رشته را نشان داد و سال79 به مسابقات استانی راه پیدا کرد و مقام سوم را به دست آورد.
کوچه امامت46 یکی از معابر فرعی محله آزادشهر است که به نام شهید علی علیزاده نام‌گذاری شده است. کاربری‌های متفاوتی را در این معبر می‌توان دید از مغازه‌های مختلف گرفته تا مدرسه و اداره‌های دولتی. وجود این مجموعه‌ها و افزایش تردد شهروندان از نقاط مختلف شهر به این کوچه باعث کمبود جای پارک خودرو و همچنین مسدودشدن مسیر پارکینگ ساختمان‌های مسکونی شده است.
مسجدالزهرا(س) که در خیابان جلال40 واقع شده اولین و قدیمی‌ترین مسجد منطقه11 است. کلنگ ساخت آن سال1355 بر زمین خورده است. آن‌زمان فقط 10خانوار در محله آزادشهر سکونت داشتند و باقی زمین‌ها یا بایر بوده یا در آن کشاورزی می‌کردند. حدود سال‌های68 یکی از بزرگ‌ترین هیئت‌های عزاداری مشهد، هیئت این مسجد بوده و چند بار توسط مسئولان وقت قدردانی شده است.
رضا بقایی قرائت قرآن را برای عاقبت به خیر شدن و زندگی درست کافی نمی‌داند و معتقد است باید در این مسیر افرادی که به سمت تلاوت قرآن می‌روند عامل به قرآن هم باشند.قرائت قرآن و فعالیت قرآنی برای زندگی‌ام برکات زیادی داشته است و نکته مهم این است برای اینکه انسان کاملی باشیم، تلاوت و خواندن قرآن کافی نیست.
شهرداری در حال شهر تکانی است و خیابان‌های مختلف در حال آماده‌شدن برای نوروز هستند. منطقه11 هم با نزدیک شدن به بهار 1401 نونوار شده و رنگ و روی تازه گرفته است. در این بین یکی از مکان‌هایی که توجه شهروندان را به خود جلب کرده، تقاطع بولوار معلم با فارغ‌التحصیلان است که از چند هفته پیش، هنرمندان در آن مشغول کار هستند تا پاویونی که «خشت خورشید هشتم» نام دارد، ساخته شود.
یکی از دغدغه‌هایی که آن‌زمان فکر ما را به خود مشغول کرد، این بود که می‌گفتیم ده‌ها سال است هیچ تغییری در دوچرخه‌ها داده نشده است بنابراین تصمیم گرفتیم دوچرخه‌های جدید طراحی کنیم. در نتیجه آن، طرح یک دوچرخه هیدرولیک را دادیم که به جای زنجیر، با سیستم هیدرولیک کار می‌کند و در آن دوچرخه‌سوار می‌تواند مسافت طولانی‌تری را با خستگی کمتر و صرف کالری کمتری رکاب بزند. در واقع تغییراتی در این دوچرخه داده بودیم که موجب بهینه‌سازی مصرف انرژی دوچرخه‌سوار می‌شد.
هستی زامهران می‌گوید: وقتی مدرسه می‌روم مدام معلم‌هایم از نقاشی‌هایم تعریف می‌کنند و بچه‌ها کنارم می‌نشینند تا برایشان نقاشی بکشم و آن‌ها رنگ کنند. هستی در هفت‌سالگی به کلاس نقاشی می‌رود و چند تکنیک مدادرنگی را یاد می‌گیرد. تابستان گذشته هم یک ترم کلاس سیاه قلم رفته است و با همین اندوخته‌ها و استعداد ذاتی خودش، در حال تمرین و خلق تصاویر است.
زنبورداری کار عشق است. باید علاقه داشته باشی و سختی‌هایش را به جان بخری تا بتوانی دنیای زنبورها و حال و روزشان را بفهمی. آن‌قدر باید با زنبور زندگی کنی تا از نحوه بال‌بال زدنش یا از بو و حرارت داخل کندو بفهمی چه دردی دارند و چه دوایی می‌خواهند.به نظر عبدالله وطن‌خواه، یادگیری حرفه زنبورداری بیش از آنکه تئوری باشد تجربی است و فرد باید حداقل یک‌سال از بهار تا بهار، کنار فرد دیگری زنبورداری کند تا با بیماری‌ها، نحوه مراقبت، تغذیه، کوچ‌دهی، تولیدمثل و سایر ابعاد زندگی زنبورها آشنا شود.
علی دهقان‌پور دوچرخه‌سواری را از کودکی شروع کرده است: پنج‌ساله بودم که پدرم برایم یک سه‌چرخه خرید که زین چوبی داشت و با برادرم سوارش می‌شدیم. بزرگ‌تر که شدم فاصله مدرسه تا خانه‌مان زیاد بود و آن را با دوچرخه می‌رفتم. چون پدرم نظامی بود و به اقتضای کارش زیاد مأموریت می‌رفت، وقت‌هایی که او نبود من با دوچرخه تمام خریدهای خانه را انجام می‌دادم تا اینکه دیپلم گرفتم و وارد دانشگاه افسری شدم. از این پس به‌دلیل شرایط شغلی کمتر سوار دوچرخه می‌شده اما ورزش را هیچ وقت ترک نمی‌کند.
راضیه اعتصامی از کودکی می‌خواست با یادگیری مهارت‌ها و هنرهای مختلف، زودتر مسیر زندگی‌اش را مشخص کند. سرانجام به دلیل علاقه‌اش به هنر اصیل ایرانی و کار دست، حرفه چرم‌دوزی را انتخاب می‌کند.او اعتمادبه‌نفس خود را با حمایت خانواده‌اش تقویت می‌کرد. می‌گوید: از همان ابتدا، هر بار کاری تولید می‌کردم، تعریف می‌کردند و حتی از نظر مالی من را تأمین می‌کردند زیرا تا مدتی درآمد نداشتم. اگر بانوان دیگری می‌خواهند این کار را شروع کنند، باید حمایت خانواده را داشته باشند. ضمن اینکه برای شروع فعالیت در این حرفه، بدون دستگاه‌ها، دست‌کم به 100 میلیون تومان سرمایه نیاز است.
بیشتر قله‌های ایران را فتح کرده و بیش از 40بار به دماوند صعود کرده است. سال‌های 89 و 95 و 96 به قرقیزستان و تاجیکستان سفر کرده و سه قله از قله‌های 7هزار متری این کشورها را نیز فتح کرده است که این صعودها از لحاظ درجه‌بندی مدالی فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی کشور، حکم مدال برنز آسیا را دارند.
بزرگ شدن در خانواده‌ای کشاورز، افسانه وطن‌پور را از ابتدا دوستدار طبیعت بار آورده است. او به خوبی ارزش خاک و نهالی را که از آن جوانه می‌زند، می‌داند. قدر قطره قطره‌های باران را با جان و دل احساس کرده و دوستی با حیوانات را از کودکی آموخته است. او با چشمش دیده پدربزرگ دامدارش برای بزرگ کردن یک گوسفند چه زحماتی می‌کشد، ارزش دام را می‌داند و بیراه نیست اگر بگوییم با همه حیوانات دوست است. او ارزش شاخه درخت و میوه‌هایی که از آن رشد می‌کند، می‌داند و هیچ وقت شاخه‌ای را نشکسته است. خانوده او با گل و گلدان انس دارند و همیشه در خانه‌هایشان سبزی گیاه سایه دارد.
سامان زرنگی مسئول تعمیرات تلفن همراه در یکی از فروشگاه‌های گوشی بولوار استقلال است. زرنگی ۷سال است در این کار فعالیت دارد و درباره روزهای کرونایی می‌گوید: «با توجه به نیاز مردم به گوشی همراه، تقاضا برای این کالا در سطح بالایی است. زمانی که این اندازه گوشی در اختیار مردم هست احتمال خرابی آن‌ها هم‌ وجود دارد پس شرایط کاری برای ما فراهم است.
در مدت شیوع ویروس کرونا تعداد این مشتریان کمتر از نصف شده است، چون بسیاری از این زوج‌ها برگزاری مراسم و شروع زندگی خود را به بعد از بین رفتن ویروس کرونا محول کرده‌اند. از طرفی با توجه به شرایط اقتصادی فعلی جامعه بسیاری از خانواده‌ها توان خرید جهیزیه با اقلام زیاد را ندارند بنابراین خیلی از عروس و دامادهایی هم که در این مدت از ما خرید کرده‌اند قید وسایل خانگی‌ای را که کاربرد کمتری دارد زده‌اند که خودش سبب کاهش فروش ما شده است.این دغدغه این روزهای فروشنده‌های این صنف است.
مهدی حسنی می‌گوید: موسیقی رضوی نه‌تنها باید به دور از غنا باشد، بلکه لازم است شنونده را به معرفت و شناخت رضوی برساند. ابیات «ای آستان قدس تو تنها پناه من، بر خاک باد پیش تو روی سیاه من/ می‌آید از درون ضریحت شمیم عشق، پیچیده در هوای حرم سوز و آه من» با وجود اینکه بارها و بارها در محافل مختلف خوانده شده، چون از احساس قلبی شاعر برخاسته باز هم اثرگذاری خود را دارد و هر بار دل شنوندگانش را به آستان حضرت رضا(ع) پیوند می‌دهد. ساخت آهنگ رضوی تأثیرگذار را هم کسی می‌تواند انجام دهد که دل در گنبد و بارگاه شمس‌الشموس داشته و در حریم آن چرخ زده باشد.