تا چند وقت پساز چاپ گزارش، دانشآموزان شفیعی مدام از او سؤالهایی درباره بازیگری میپرسیدند؛ حتی بعضی وقتها والدین میآمدند و با او درباره علایق بازیگری فرزندشان صحبت میکردند.
محله
آزادشهر
محله آزادشهر یکی از قطبهای خرید مشهد است. این محله پیش از انقلاب به سبب همسایگی با بوستان «آریامهر» به همیننام معروف بوده است. بعد از انقلاب که نام بوستان آریامهر به «ملت» تغییر میکند، شهید غلامرضا جنگی پیت حلبی روغنی را صاف میکنند و نام «آزادشهر» را به نشانه رهایی از حکومت پهلوی رویش مینویسد.
طلای ناب که میگویند، در بولوار امامت خوش میدرخشد و این مکان را به بازاری گران و ارزشمند تبدیل کرده است.زرق و برقش توجه هر رهگذری را به خود جلب میکند و باوجود نوسانات اخیر بازار، باز هم مشتریهای خودش را دارد.
همین که فهمیدم سرطان دارم، چشمانم سیاهی رفت. زدم زیر گریه و گفتم من دو تا بچه دارم. فکر میکردم سرطان مساوی مرگ است. پدرم هم دراثر سرطان خون فوت کرده بود. دکتر خیلی دلداریام داد اما من فقط به این فکر میکردم که بعداز مرگم چه بر سر دختر چهاردهساله و پسر دوسالهام میآید.
علی زارعی میگوید: اوایل که لباس مجلسی زنانه میدوختم روی دیوار برای خودم تبلیغات میکردم. بعد که کارم را به تعمیرات اختصاص دادم خجالت میکشیدم تبلیغات بنویسم. به خواهرم که با او کار میکردم میگفتم زشت است بنویسم تعمیرات. مشتریهای تعمیرات خیلی زیاد بود، طوری که در بعضی ایام مثل شبهای عید، پشت در مغازه صف میکشیدند. آنزمان بیشتر لباسهای نو را میآوردند و برایشان اندازه میکردم.
فریده سلطانی از آن دست بانوان دغدغهمند در حوزه فرهنگ و کتابخوانی است که سالهاست تلاش کرده است در کنار چاپ و انتشار کتاب به بانوانی که علاقهمند به نوشتن هستند کمک کند. او آثار زیادی از نویسندگان گمنام و صاحبنام خراسان را توسط نشر«طنین قلم» به چاپ رسانده و مدیر و مؤسس انجمن بانوان ناشر و اهل قلم است. او تا امروز 50 درصد کتابهای نویسندگان مطرح و صاحب نام استان را چاپ کرده است و از نویسندگان تازهکار نیز حمایت کرده است.
کوچه امامت28 یکی از معابر فرعی محله آزادشهر است که انتهای آن به معبر جلالآلاحمد27 متصل میشود. البته از انتهای این معبر فقط رفتوآمد عابران پیاده ممکن است. بهواسطه رونق بازار آزادشهر، بسیاری از مغازههای این معبر فرعی هم فعال هستند. در میان کسبه این کوچه حضور خیاطان پررنگتر است. این خیاطان علاوه بر دوخت لباس، اصلاح اندازه لباسهای نو شهروندان را هم انجام میدهند.
بانوی واقف محله آزادشهر حدود یکسال قبل به یک کار خیر بزرگتر فکر میکند. او پس از مشورت با اداره اوقاف مشهد، تصمیم خود برای یک کار خیر را میگیرد و مبلغ ۸۰میلیون تومان را که پسانداز خدمت سیسالهاش در آموزش و پرورش بوده برای خرید دستگاه آبشیرینکن روستای سنگبر هزینه میکند. کار خیری که باعث شده ۱۰۰خانواده این روستا از نعمت آبشرب بهرهمند شوند.
خیابان آموزگار۱۷ معبری فرعی در محله آزادشهر است که به نام میرزاکوچکخان نامگذاری شده است. این خیابان در شهریورماه آخرین روزهای آرام خود را سپری میکند، چرا که به واسطه قرارگرفتن چهار مدرسه از ابتدای مهر تردد دانشآموزان و سرویسهای مدارس به این معبر افزایش مییابد.
خیابان استقلال7 به نام میرزاکوچکخان نامگذاری شده است. این معبر، بازار محلی، چند دفتر شرکت خصوصی و تعدادی ساختمان دولتی را در خود جای داده است. با عبور از خیابان استقلال7 آنچه توجه ما را بیش از هر چیزی به خود جلب میکند، وجود ساختمانهای نوساز و زیبا و همچنین تحرک زیاد سازندگان و کارگران آنها برای بنا کردن ساختمان های جدید است.
دکتر مهسان اخوان مهدوی سال1400 در حالیکه مدرک دکترای روانشناسی بالینی را گرفته بود، کانون «یاریگران زندگی» را در محله تربیت تأسیس کرد.
او طی یکسال گذشته با همراهی دوستانش با تهیه 580جلد کتاب، کافه کتاب رایگان دایر کردهاند، به درمان بیماران دارای اختلالات جنسی و کارآفرینی برای آنها پرداختهاند. به شهرک صنعتی رفته و به کارگران و کارفرمایان خدمات مشاورهای رایگان دادهاند و اکنون هم چند ماهی است که با زندان مرکزی مشهد ارتباط گرفتهاند و کتابهایشان را برای مطالعه به دست زندانیان میرسانند.
از همان کودکی به بازیگری علاقه داشت اما غم از دست دادن خواهر و مادرش که در نه و یازدهسالگی رقم خورد، حس و حالی برایش نگذاشت. در مقابل احساس میکرد باید بنویسد تا غمش سبکتر شود و در حال حاضر جزو نمایشنامهنویسان است.
حدیثه عدالتجو اکنون در آستانه بیستوهشتسالگی با افتخار در عرصه معلمی فعالیت دارد و همزمان در فعالیتهای هنری مشغول است. او فیلم کوتاه «روشنتر از خاموشی» را کارگردانی کرده است.
شایانمنش که بین بچههای بهزیستی به خانم اکبری معروف است، تعریف میکند: خانمهای بسیج را به اردوی زیارتی قم و جمکران برده بودم که بچهها زنگ زدند و گریهکنان میگفتند بهزیستی گفته باید مستقل شویم و این موضوع برای ما سخت است. حق هم داشتند. دختر هجدهساله کجا برود و چطور زندگیاش را اداره کند. البته آنطور نیست که بهزیستی درکل رهایشان کند. حمایتهایی دارد اما کافی نیست و این بچهها هم در معرض آسیبهای زیادی قرار دارند. از فکر و خیال، شب خوابم نمیبرد و با خودم میگفتم این چه قانونی است.
رحیم برگی از چهارسالگی پا در عرصه ورزش گذاشت. آنزمان پدرش باشگاه کشتی داشت و در این باشگاه فوت و فن این ورزش را تمرین میکرد. کلاس دوم دبستان که بود با ورزشهای رزمی آشنا شد و از آنزمان کیوکوشین کاراته را به کشتی ترجیح داد و بر آن متمرکز شد. باشگاهی در نزدیکی خانهشان بود که به آنجا میرفت و تمرین میکرد. او خیلی زود استعدادش در این رشته را نشان داد و سال79 به مسابقات استانی راه پیدا کرد و مقام سوم را به دست آورد.
کوچه امامت46 یکی از معابر فرعی محله آزادشهر است که به نام شهید علی علیزاده نامگذاری شده است. کاربریهای متفاوتی را در این معبر میتوان دید از مغازههای مختلف گرفته تا مدرسه و ادارههای دولتی. وجود این مجموعهها و افزایش تردد شهروندان از نقاط مختلف شهر به این کوچه باعث کمبود جای پارک خودرو و همچنین مسدودشدن مسیر پارکینگ ساختمانهای مسکونی شده است.
مسجدالزهرا(س) که در خیابان جلال40 واقع شده اولین و قدیمیترین مسجد منطقه11 است. کلنگ ساخت آن سال1355 بر زمین خورده است. آنزمان فقط 10خانوار در محله آزادشهر سکونت داشتند و باقی زمینها یا بایر بوده یا در آن کشاورزی میکردند. حدود سالهای68 یکی از بزرگترین هیئتهای عزاداری مشهد، هیئت این مسجد بوده و چند بار توسط مسئولان وقت قدردانی شده است.
رضا بقایی قرائت قرآن را برای عاقبت به خیر شدن و زندگی درست کافی نمیداند و معتقد است باید در این مسیر افرادی که به سمت تلاوت قرآن میروند عامل به قرآن هم باشند.قرائت قرآن و فعالیت قرآنی برای زندگیام برکات زیادی داشته است و نکته مهم این است برای اینکه انسان کاملی باشیم، تلاوت و خواندن قرآن کافی نیست.
شهرداری در حال شهر تکانی است و خیابانهای مختلف در حال آمادهشدن برای نوروز هستند. منطقه11 هم با نزدیک شدن به بهار 1401 نونوار شده و رنگ و روی تازه گرفته است.
در این بین یکی از مکانهایی که توجه شهروندان را به خود جلب کرده، تقاطع بولوار معلم با فارغالتحصیلان است که از چند هفته پیش، هنرمندان در آن مشغول کار هستند تا پاویونی که «خشت خورشید هشتم» نام دارد، ساخته شود.
یکی از دغدغههایی که آنزمان فکر ما را به خود مشغول کرد، این بود که میگفتیم دهها سال است هیچ تغییری در دوچرخهها داده نشده است بنابراین تصمیم گرفتیم دوچرخههای جدید طراحی کنیم. در نتیجه آن، طرح یک دوچرخه هیدرولیک را دادیم که به جای زنجیر، با سیستم هیدرولیک کار میکند و در آن دوچرخهسوار میتواند مسافت طولانیتری را با خستگی کمتر و صرف کالری کمتری رکاب بزند. در واقع تغییراتی در این دوچرخه داده بودیم که موجب بهینهسازی مصرف انرژی دوچرخهسوار میشد.
هستی زامهران میگوید: وقتی مدرسه میروم مدام معلمهایم از نقاشیهایم تعریف میکنند و بچهها کنارم مینشینند تا برایشان نقاشی بکشم و آنها رنگ کنند. هستی در هفتسالگی به کلاس نقاشی میرود و چند تکنیک مدادرنگی را یاد میگیرد. تابستان گذشته هم یک ترم کلاس سیاه قلم رفته است و با همین اندوختهها و استعداد ذاتی خودش، در حال تمرین و خلق تصاویر است.
زنبورداری کار عشق است. باید علاقه داشته باشی و سختیهایش را به جان بخری تا بتوانی دنیای زنبورها و حال و روزشان را بفهمی. آنقدر باید با زنبور زندگی کنی تا از نحوه بالبال زدنش یا از بو و حرارت داخل کندو بفهمی چه دردی دارند و چه دوایی میخواهند.به نظر عبدالله وطنخواه، یادگیری حرفه زنبورداری بیش از آنکه تئوری باشد تجربی است و فرد باید حداقل یکسال از بهار تا بهار، کنار فرد دیگری زنبورداری کند تا با بیماریها، نحوه مراقبت، تغذیه، کوچدهی، تولیدمثل و سایر ابعاد زندگی زنبورها آشنا شود.