پناهگاه حیوانات مهر تنها پناهگاه خیریه حیوانات آسیبدیده و بیسرپناه مشهد محسوب میشود که خانم فروغ امامی شهیدی سال ۱۳۸۸ تأسیس کرده است.
ربابه قویپنجه مادربزرگ شصتوهفتساله ساکن محله آبوبرق بعد از سالها کمک به دیگران، سال۸۰ خیریه حضرت ابوالفضل (ع) را راهاندازی کرد.
موسسه خیریه جامع امامرئوف (ع) در سال ۱۳۸۸ با همت جمعی از خیران، فعالیت خودش را تحت نظارت سازمان بهزیستی آغاز کرده است.
خیابان مهدیه۱۳ یکی از معابر فرعی محله نقویه است که به نام شهیدمحمدعلی براتنیا نامگذاری شده است. این معبر در آخرین نقطه مسکونی ناحیه متصل شهری منطقه۱۲ قبلاز خروج از شهر بهسمت شمال غرب واقع شده است.
محمدباقر گلکار که کارش را به عنوان مهندس و با ساخت پل و خاکریز در جبهههای جنگ شروع کرده، با دیدن شهادت همرزمانش و تاسف از اینکه نمیتواند به آنها کمک کند، تحصیل را در رشتۀ پزشکی ادامه داد.
در شأن مسجد نبود که محل دپوی خاک و نخاله شود؛ حتی برخی زباله خود را در این قسمت میریختند. تصمیمم را گرفته بودم؛ باید مکان موقتی مسجد هم تمیز میبود.
در مسجد جوادیه، کمک به خانوادههای نیازمند و بیبضاعت جزو برنامههایمان بود. خیران ما نمازگزاران مسجد بودند که با همکاری امام جماعت، شناسایی افراد نیازمند و تهیه بستههای معیشتی را بهعهده داشتند.
آسایشگاه مهر پناهندگان ضامن آهو به بیش از ۶۱ معلول ذهنی بیسرپرست، خدمات ارائه میدهد.
اینجا محل نذر علم و دانش پزشکی است. هر سهشنبه گروه جهادی حضرترقیه (س)، اعم از پزشک و ماما خود را به محله مهدیآباد میرسانند.
علی عسکری، متولی مسجد، در سال ۸۲ با نصب یک چادر گروهی که از سپاه قرض کرده بود، این مسجد را در مجتمع پردیس وکیلآباد برپا کرد.
سرپناه شبانهای در انتهای شهرک شهید رجایی است که پناهگاه بیخانمانهاست؛ محلی که با هزینه بهزیستی و کوشش مجید حشمتی تأسیس شده است.
مهمترین عنصر هویتی کوچه ثبت، خیریه «عمید صفوی» است که بیبیفاطمه، دختر ارشد سیدعبدالله رضوی، معروف به «میرزای ناظر» وقف کرده است.
حدود ساعت ۲۱ هفتم تیر ماه سال ۱۳۶۰ و پس از انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی ۷۳ تن شهید شدند که یکی از آنان حجتالاسلام دکتر قاسم صادقی، نماینده مردم مشهد و همسر «ربابه فتورهچیانی» بود.
هر کدام از ساکنان مرکز توانبخشی و نگهداری از معلولان جسمی و حرکتی «امید» داستان خودشان را دارند؛ از ناصر که به خاطر بیماری ژنتیکی در ۱۱ سالگی ویلچر نشین شده تا امیر که از همان روز تولد با خطای پزشکی زندگیاش برای همیشه عوض شد.
سال ۱۳۸۱ صندوق قرضالحسنه تشکیل شد و اولین مبلغ قرعهکشی ۱۰ هزار تومان بود. اولین برنده قرعهکشی هم جوانی بود که با همین پول انگشتر طلا خرید و به خواستگاری رفت.
مؤسسه خیریه آفتاب، معجزه زندگی من و فرزندانم بود. اعضای واحد عمران این مؤسسه، زمینی را که ارثیه خانوادگی همسرم در یکی از روستاهای دورافتاده مشهد بود، برایمان ساختند. برای حضورشان در زندگیام خدا را شاکرم.
«مرکز درمان و توانبخشی بیماران مزمن روانی جامی»؛ سال ۹۲ به منظور نگهداری زنان ۱۴سال به بالا که با حکم بهزیستی دچار بیماری روانی هستند، در خیابان اقدسیه افتتاح شد.
۴۳ سالی میشود که «مادر همه کودکان» لقبش میدهند؛ صفیه خاتون سرجامی را شاید بتوان پرسابقهترین خیّر محله حافظ دانست.
همسرم حق داشت نگهداری از ۸ فرزند کم سن سال و تهیه مخارج و هزینه خورد و خوراک آنها کار بسیار سختی بود، اما من تصمیمم را گرفته بودم و چون دستور امام بود باید میرفتم.
گروه مردمی «جهاد عاطفهها»، درست ۵ دی ماه سال ۹۵، برای کمکرسانی به خانوادههای زیر خط فقر تشکیل شد؛ گروهی تلگرامی که اعضای نخستین آن را چند خانواده و دوست تشکیل داده بودند.