خیریه - صفحه 17

شروع به کار خیریه‌ها در مشهد، گویی با تاریخ پزشکی این شهر و حمایت‌های درمانی ارتباط تنگاتنگی دارد. تاریخ پزشکی مشهد هم با فعالیت‌های آستان قدس‌رضوی از دوره صفوی گره خورده است، آن هم با موقوفاتی که هدفش دستگیری از زائر، مسکین، بیمار و درراه‌مانده بوده است. شهری که همیشه و در همه دوران‌ها آخرین پناه مردم دردمند است؛ به‌ویژه به وقت آمدن بلایی که در برابرش از خود دفاعی نداشته‌اند.
کوچه به رسم هر ساله مشکی‌پوش شده است. از همان خانه اول، پرچم‌های «باز این چه شورش است» و «یا حسین(ع)» خبر از عزاداری اباعبدالله (ع) در این نزدیکی می‌دهند. در یکی از خانه‌‌ها از دهه اول محرم تا انتهای دهه دوم به روی عزاداران باز است؛ خانه صدیقه سادات قریشی معروف به بی‌بی کلاتی. خانه‌ای در محله امیرالمؤمنین(ع) که برای مراسم عزاداری و ولادت ائمه(ع) درنظر گرفته شده است و هر کس بخواهد مراسم روضه و مولودی برگزار کند، در خانه بی‌بی را می‌زند.
در محلات مختلف منطقه۶ ، زندگی هر آدم، زنجیری است که به زنجیر دیگر قلاب شده است. آدم‌ها دلگرم به بودن یکدیگرند و زندگی را هر چند سخت، در کنار هم پیش می‌برند. این بار به سراغ این زنجیرها رفتیم. کارآفرینانی که باعث مهارت‌افزایی و اشتغال‌زایی دیگران شده‌اند.
یکی از افتخارات دکتر مدبر‌عزیزی راه‌اندازی بیمارستانی برای تسهیل پیوند اعضا در کلان‌شهر مشهد است. بیمارستان منتصریه، ملکی وقفی و قدیمی بود. آستان قدس تصمیم می‌گیرد با مشارکت دانشگاه علوم پزشکی آن را به بیمارستانی مبدل کند. از زمان پیشنهاد تأسیس بیمارستان با هدف پیوند اعضا تا زمان بهره‌برداری چهارسال زمان می‌برد. چهارسالی که دکتر مدبر با رایزنی آستان قدس‌رضوی و دانشگاه علوم پزشکی برای احداث و تجهیز این بیمارستان، مسئول نظارت بر ساخت این بنا و پیگیری‌های مرتبط به آن بود.
دکتر مهسان اخوان مهدوی سال1400 در حالی‌که مدرک دکترای روان‌شناسی بالینی را گرفته بود، کانون «یاریگران زندگی» را در محله تربیت تأسیس کرد. او طی یک‌سال گذشته با همراهی دوستانش با تهیه 580جلد کتاب، کافه کتاب رایگان دایر کرده‌اند، به درمان بیماران دارای اختلالات جنسی و کارآفرینی برای آن‌ها پرداخته‌اند. به شهرک صنعتی رفته و به کارگران و کارفرمایان خدمات مشاوره‌ای رایگان داده‌اند و اکنون هم چند ماهی است که با زندان مرکزی مشهد ارتباط گرفته‌اند و کتاب‌هایشان را برای مطالعه به دست زندانیان می‌رسانند.
همه‌چیز برمی‌گردد به 10سال قبل، زمانی که حاج‌حسین نیلی یک قطعه زمین 500متری در حاشیه بولوار رحمانیه (بین رحمانیه 27 و 29) خرید و قصد تبدیل آن به مسجد را داشت. بالأخره کلنگ ساخت آن به زمین خورد و حاج حسین همه هزینه‌های ساخت این مجموعه فرهنگی و مذهبی را برعهده گرفت، بدون آنکه حتی یک‌ریال از اوقاف و شهرداری و سایر سازمان‌های متولی کمک دریافت کند. ساخت این مسجد که از سال90 آغاز شده ‌بود، بیش از چهار‌سال طول کشید و سرانجام در سال1394 به نام مسجد و مجموعه فرهنگی «امام سجاد(ع)» نام‌گذاری و افتتاح شد، مسجدی که یکی از مساجد فعال فرهنگی و اجتماعی محدوده الهیه به‌شمار می‌رود.
در اوایل دهه80 بیشتر از هزار مترمربع از اراضی شهرک نیروی انتظامی در خیابان تقویه برای ساخت مسجد «الزهرا» در نظرگرفته شد. دراین زمین با همیاری اهالی مبلغ 20میلیون تومان جمع‌آوری شده و با آن سوله‌ای به مساحت 60مترمربع در زمین مسجد بنا گردید که نماز جماعت هم در آن برگزار می‌شود.
شادی هنری می‌گوید: پدر برای سامان‌دهی وضعیت نوانخانه شهرداری و احداث آسایشگاه فیاض‌بخش فعلی از جان مایه گذاشت؛ او باوجود معلولیت و شرایط سخت جسمانی 24ساعت شبانه‌روز پیگیر کار ‌ساکنان نوانخانه بود. سپس پیگیر زمینی شد که ازسوی آستان قدس رضوی برای احداث آسایشگاه دراختیار هیئت‌امنا قرار داشت؛ در نوانخانه‌ در کنار دفتر نگهبانی، اتاقی برای خودش درست کرده بود و بسیاری از شب‌ها هم در همان اتاقک می‌خوابید.‌ پدرم آن‌قدر روی هدفش متمرکز شده بود که به وضعیت جسمانی خودش بی‌توجه بود، طوری که درست چند ماه قبل از افتتاح آسایشگاهی که بنا بود مدیرعاملی آن را به عهده بگیرد، در چهل‌و‌هفت‌سالگی فوت کرد.
یگانه پورمنافی هنرجوی هنرستان فنی‌وحرفه‌ای راه‌نور در بولوار شاهنامه است؛ دختر هجده‌ساله‌ای که در رشته خیاطی تحصیل می‌کند و دنیایش با طراحی، پارچه، لباس و دوخت‌ودوز زیباتر شده است. او از کودکی به‌سراغ نخ و سوزن رفته و اکنون هر هنری را که مستقیم یا غیرمستقیم به پارچه، لباس، دوخت، تزئینات و طراحی آن ارتباط دارد، استادانه بلد است. او در سال1396 وقتی که فقط سیزده‌سال داشت، مدرک فنی‌وحرفه‌ای خیاطی را دریافت کرد و از همان موقع این هنر را به بانوان محله‌شان آموزش می‌دهد.
به «پدر بازار» شهرت دارد. پدری که دل‌سوزانه و عاشقانه بار مشکلات ریزودرشت را به‌دوش می‌کشد و خم به ابرو نمی‌آورد! برایش فرقی نمی‌کند نیاز مراجعه‌کننده چه باشد؛ او همه داشته‌هایش را برای رفع آن حاجت پای کار می‌آورد! حالا برای احمد قدمگاهی از آن زمان که مصمم شد برای زندگی در همسایگی امام‌مهربانی‌ها زادگاهش، باغشن قدمگاه، را به مقصد مشهد ترک کند، 35سال می‌گذرد! سال‌هایی که به قول خودش در آن‌ها چیزی نبوده است که از حضرت بخواهد و خیلی زود و به بهترین شکل برایش جور نشود.
عفت‌السادات موسوی، خیّر، فعال‌اجتماعی و برگزارکننده جشن‌های نیکوکاری، سعی دارد در فضایی شاد و مفرح از مهمانان خاص خود پذیرایی کند. می‌گوید: رسم عمومی برای کمک‌کردن به افراد بی‌خانمان، معلول و نیازمند، در کشور ما این‌طور است که با ایجاد فضایی غمناک و برجسته نشان دادن سختی زندگی، گرسنگی و بیماری فرد نیازمند، از مردم و خیران می‌خواهند به این فرد معلول یا نیازمند که زندگی سراسر تلخ و پراز اندوهی دارد، کمک کنند. من معتقدم که با این روش کار نیکوکارانه، فرد نیازمند، تحقیر و حتی دچار شرمندگی خواهد شد و خود این فرد نیازمند قلبا راضی به این‌گونه کمک نیست. این حرف را با توجه به تجربه 23ساله در فعالیت‌های اجتماعی و نیکوکارانه می‌گویم، به همین دلیل به‌دنبال روشی نو و جدید برای کمک به نیازمندان و افراد بی‌بضاعت بودم، به طوری که عزت و شخصیتشان حفظ شده و به آن‌ها نیز کمک شود.
به سراغ یکی از مراکز نگهداری کودکان بی‌سرپرست و بد‌سرپرست رفتیم. بین فرهنگ ۳۳ و ۳۵ پلاک طلایی رنگ خیریه گلستان رضا خودنمایی می‌کند. از در که وارد می‌شویم درخت کهنسال وسط باغچه سایبان کودکان شده و میز پینگ پنگ همنشین بادهای تابستانی است. آهسته قدم برمی‌دارم سنگفرش این خانه پوشیده از دل‌های شکسته و قلب‌های زخم خورده است. مبادا با نگاه یا کلامی نسنجیده و ترحم‌آمیز درد دیگری بر دلشان بیندازم. با ورودم به داخل خانه یکایک بچه‌ها بلند می‌شوند و سلام می‌کنند.
ستاد ازدواج آسان محله راه‌آهن که به مناسبت سالروز ازدواج حضرت علی(ع) و فاطمه(س) روایت شکل‌گیری و فعالیتشان را می‌خوانید، هم از ظرفیت‌های محلی برای پیشبرد کارها استفاده می‌کنند هم از ظرفیت‌های دیگر مجموعه‌های شهر. به قول خودشان، کارگروه تشریفات دارند و با ظرفیت‌هایی در حوزه ازدواج در ارتباط هستند: شیرینی‌فروشی، گل‌فروشی، طلافروشی، پارچه‌فروشی، لوازم خانگی و ... . این گروه دست دخترها و پسرهای زیادی را به هم داده و آن‌ها را با اشتیاق تا خانه بخت همراهی کرده است.
مساجد از دیرباز افزون بر اینکه جایگاه پرستش و نیایش بوده، محل برگزاری فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی نیز بوده است و مساجد توانسته‌اند با استفاده از ظرفیت‌های خود به امور اجتماعی نیز توجه داشته و به پایگاه‌های محلی تبدیل شوند. یکی از این مساجد «مسجد الرضا» واقع در محله توس است که با کمک‌های مردمی ساخته شده است و هنوز بعد از گذشت حدود 30سال یکی از پایگاه‌های اصلی محله محسوب می‌شود.
علی مروی، جهادگر سابق و مدیر خیریه محبان الائمه(ع)، یکی از چهره‌های شناخته‌شده محله جاهدشهر است. او می‌گوید: سال1358 کار در جهاد سازندگی را با درو کردن شروع کردم و حدود 30 سال بعد با بیل‌مکانیکی به پایان رساندم. هر جایی که احساس کردم مردم نیاز به خدمت و کمک دارند، به همراه نیروهای جهاد وارد عمل شده و با ساخت جاده، حمام، غسال‌خانه، لوله‌کشی آب‌آشامیدنی، برق و تلفن در روستاهای محروم شهر و استان شرایط زندگی بهتری را برای این افراد محروم و نیازمند فراهم کردیم.
اینجا خیران دور هم جمع هستند و هر سال حدود بیست‌سرویس جهیزیه جمع و جور می‌شود. تا حالا هم حدود 500سرویس جهیزیه به نیازمندان داده‌اند. فاطمه شبانی، خانم این خانه که 67سال دارد و بین خانم‌ها به فامیلی همسرش بطحایی معروف است، سال‌هاست که خانه‌اش، خانه امید نوعروسان است و اشک اندوه و شوق آن‌ها را می‌بیند.هرهفته شنبه‌ها و چهارشنبه‌ها، بانوان خیّر در این خانه جمع می‌شوند و دست به دست هم می‌دهند تا وسایل جهیزیه را آماده کنند.
سال 93 بود که یکی از بانوان فعال فرهنگی و پیش‌قدم در کارهای خیر و نیکوکارانه‌ محله تصمیم می‌گیرد کلاس‌های مشاوره‌ برای خانم‌های محله و دختران جوان برگزار کند. کلاس‌های مشاوره،‌ فرزندپروری، اعتماد به‌نفس، خودباوری و ... این اقدام زمینه‌ای می‌شود برای پایه‌گذاری بزرگ‌ترین کانون فرهنگی‌‌ در محله میثم‌شمالی که طبق آمار، نه تنها هزاران نفر از دختران و بانوان محله که از محلاتی چون مهرآباد، حسین‌آباد، دروی، گاز‌ و ... نیز از برنامه‌های آموزشی این کانون بهره‌مند می‌شوند.
مجتمع فرهنگی زنده‌ یاد وحید صادقی‌پور واقع در خیابان ابوطالب دارای 2 طبقه بوده که طبقه فوقانی آن سالن همایشی مجهز و بازسازی شده با ظرفیت 170 نفر است که برای برگزاری مراسم‌های مختلف مانند همایش‌ها، کنفرانس‌های علمی و دانشجویی و .... مناسب است، طبقه اول آن نیز کتابخانه‌ای با 2 هزار جلد کتاب در حوزه‌های مختلف علمی، داستانی، تاریخی و ... بوده که برای استفاده عموم آزاد است.
کبری‌بیابانی مؤسس هفتادوپنج‌ساله این خیریه قدیمی پابه‌پای جوان‌ترها مشغول کار است. همین‌طور که به بسته‌بندی اقلام معیشتی نظارت می‌کند می‌گوید: بیشتر از چهل سال است که به برکت امام چهارم(ع) هیچ نیازمندی را دست خالی برنگردانده‌ایم. در این مدت، هزاران دانش‌آموز و دانشجو را حمایت کرده‌ایم تا درس بخوانند و آدم حسابی شوند. هزینه درمان بیماران زیادی تأمین شده است. تهیه جهیزیه و سیسمونی و لباس عید بچه‌ها و بسته‌های معیشتی هم که حساب و کتاب ندارند و آمارشان از دستمان دررفته است.
الهام ابراهیمی‌مجرد هنر نقاشی را بدون اینکه کلاس یا دوره‌ای ببیند شروع می‌کند. به همین دلیل است که روش نقاشی او روی بوم با سایر نقاشان تفاوت دارد. نقاش محله 17شهریور با تکیه بر همین تفاوت نیز نقاشی و طراحی لباس را با هم ترکیب کرده و تولیداتی روانه بازار می‌کند که طرف‌داران خاص خود را دارد. این هنرمند که اکنون بیشتر وقتش را صرف امور خیریه می‌کند به‌تازگی تولید تابلوهای نقاشی برجسته با کمک مواد مختلف را شروع کرده است.