ورزش باستانی به بازوی درشت و سینه ستبر نیست. پیشکسوتان به ما میآموختند وقتی بیرون هستید طوری سر به زیر راه بروید که دیگران فکر کنند با یک دست شما را میاندازند، یعنی ادعایی نداشته باشید. ولی وقتی داخل سالن هستید با توجه به سن و سال و مدت زمانی که ورزش میکنید از کسوت خودتان دفاع کنید همانطور که مرشد از شما داخل گود دفاع میکند.
توکلی که به دلیل زندگی در روستا تا نوزدهسالگی گود زورخانه نرفته بود، به پیشنهاد چند نفر از اهالی روستای خود چند سالی است که گودی را در روستا درست کرده تا بچهها از سن کم بتوانند باستانیکار شوند. او میگوید: «روستای فرزق 800خانوار جمعیت دارد و روستای کوچکی نیست.
بنا به علاقهای که در بچههای روستا با دیدن من به وجود آمده بود سال86 حمام عمومی قدیمی روستا را که سالها خاک میخورد و کاربردی نداشت تبدیل به گود زورخانه کردیم. با همراهی اهالی توانستیم در مدت کمی بنایی و شکل حمام را به زورخانه تغییر بدهیم از همان موقع تعداد افراد علاقهمند به این ورزش در روستا زیاد شده است و جوانان باستانیکار خوبی را تربیت کردهایم.»
در مناسبت های مذهبی، حال و هوای زورخانه شهید احمدی و پهلوانان آن که سال ها به عشق مولای متقیان زندگی و ورزش کرده اند با روزهای دیگر سال متفاوت است. حالا فکر کنید مناسبت بزرگی چون عید غدیر هم در پیش باشد که منتسب به حضرت علی(ع) است.
اگرچه در سال های اخیر شیوع ویروس کرونا تا اندازه ای برنامه های پهلوانان زورخانه را برای این روزهای بزرگ بر هم زده، نتوانسته است ذره ای از اشتیاق آن ها برای برگزاری رسمی دیرینه در روز امامت و ولایت بکاهد. از نخستین بار که آن ها در تکاپوی برگزاری جشن عید غدیر در زورخانه سابق محله خیرآباد بودند 38 سال می گذرد. زورخانه آن زمان در سالنی ورزشی قرار داشت که پهلوانان محدوده بولوار طبرسی با همت خود بنیانش گذاشته بودند.
به نظر من کشتی بیشتر از اینکه بخواهد ورزش باشد، راه و رسم زندگی است، فردی که در پستی و بلندی کشتی قرار میگیرد، چه قهرمان المپیک باشد و چه کسی که فقط به خاطر علاقهای که دارد در این حوزه تمرین میکند، شیوه زندگی را تمرین میکند. اعتقاد دارم کشتی و نوع تمرینات آن باعث میشود تا فرد طعم سختیها را بچشد و درسهایی بگیرد که در زندگی بسیار به درد میخورد، اینکه برخی افراد کشتی را فقط به چشم یک ورزش نگاه میکنند قبول ندارم چون کشتی در تاریخ ما، آیین پهلوانی و جوانمردی ما ریشه دارد.
خیابان شاهنامه68 از معابر محله چهاربرج و جزو هستههای جمعیتی بولوار شاهنامه است. قبل از اینکه ناحیه منفصل توس به فضای شهری الحاق شود، به این محدوده روستای «سید علی» گفته میشد. روستایی که 60سال سابقه سکونت دارد و در ابتدا با حضور 10خانوار شکل گرفت. امروز این خیابان 120خانوار جمعیت دارد. این معبر از ابتدا تا انتها آسفالت است و در سالهای اخیر مورد توجه سازندگان باغ و ویلا قرار گرفته است.
اردیبهشت امسال مقام سوم کشوری را در مسابقات کُشتی آزاد و در رده سنی نونهالان کسب کرده و به تیم ملی این رده سنی نیز دعوت شده است. امیررضا علیپور، دانشآموز سال نهم، ساکن محله شاهد است. خودش میگوید از وقتی این مقام را کسب کرده است، دوستانش در مدرسه نیز به رشته کشتی علاقهمند شدهاند و او در حد توان آنها را راهنمایی میکند. امیررضا از دوستان همسن و سالش میخواهد ورزش را جدی بگیرند و باعث افتخارآفرینی برای خانواده، هممیهنان و کشورشان شوند.
برادرم که سه سال از من بزرگتر است، به ورزش ووشو علاقهمند شده بود اما برای اینکه پدرم ناراحت نشود پنهانی به باشگاه میرفت. من نیز ششساله بودم که همراه برادرم میرفتم. آنجا مجذوب حرکات نرم، هماهنگ و منظم ورزش ووشو شدم. برای مدتی بدون اینکه پدرم متوجه شود باشگاه میرفتیم. اما بالأخره پدرم با دیدن لباسهای رزمی ما در منزل متوجه ماجرا شد. همان شب من و برادرم را صدا کرد و از ما خواست که درباره ورزشی که انجام میدهیم توضیح دهیم. راستش اول کمی ترسیده بودیم. بعد از دقایقی سکوت، برادرم گفت: من و عزیزالله مثل شما قویجثه و تنومند نیستیم که بتوانیم کشتی بگیرم. اما قد و قواره کشیده و چابکی داریم و فرم بدنمان برای ورزشهای رزمی مناسب است.
پهلوانرستم رونق کشتی و مرام پهلوانی در محدوده توس را مدیون فردوسی بزرگ میداند و میگوید: ما هرچه در اینجا از مرام و شخصیت پهلوانی داریم، از حکیم ابوالقاسم فردوسی داریم.حماسهخوانیهای فردوسی بود که سبب شد این مرام در توس بهوجود آید، زیرا خودش پهلوانزاده بود. شما در اطراف توس که نگاه کنید، فرهنگ قند اول در عروسیها بهنشانه جایزه پهلوان قدمت زیادی دارد و از قدیم فرهنگ کشتی پهلوانی و ورزش اصیل ایرانی در اینجا زنده بوده است؛ بهحدی که در حدود پنجاه سال قبل تختی هم برای دیدن شرایط اینجا و کشتیهای اینجا به توس آمد که در تمام مسیر من همراه او بودم.
احمد حاتمی خیّر و سازنده مجتمع ورزشی المهدی(عج) است. کسی که پیش از این هم مدارسی در حاشیه شهر ساخته است.
در کنار ورزش باستانی که جثهای قویپیکر برایش ساخته، سید جواد، روحی لطیف دارد. او ۱۸۰۰ بیت شعر در حال و هوایی که ورزش زورخانهای به او الهام کرده، سروده است.
جمعه روز قرار پهلوانان گذشته و امروز، برای کشتی گرفتن در گود طلاب است. کشتی باچوخه طرفداران زیادی دارد، از مردمان عادی گرفته تا مدیران شهری. محوطه هنوز خاکی است و دستانداز دارد و نباید خیلی وسواس روی تمیزی لباس و کفشهایتان داشته باشید. جمعیت در همان میدان خاکی میجوشد و لحظهبهلحظه بیشتر میشود. حاضران در هر نقطهای که فکر کنند دید و احاطهشان به میدان زیاد است، مینشینند و منتظر شروع مسابقه میمانند تا نبرد ۲ کشتیگیری را تماشا کنند که پنجهدرپنجه هم انداختهاند و قرار است یکی از آنها پشت حریف را به خاک بمالد و قند اول مسابقه را از آن خود کند. صدای صلوات از همان لحظه اول بلند است و هرچه جمعیت بیشتر میشود، فریادها هم بلندتر به گوش میرسد.
«احمد محمدنژاد جوان» کشتیگیر آزادکار است که توانسته بعد از 17سال برای خراسان رضوی در رده نوجوانان سومین مسابقات جهانی کشتی آزاد امیدها، مقام جهانی به دست آورد. او ورزش را از دهسالگی و به تشویق پدرش شروع کرده و با حمایتهای پدر و مربیهایش پلههای موفقیت را یکی از پس دیگری پشت سرگذاشته است. پدر احمد در جوانی کشتی میگرفته و مقامهای کشوری داشته است.
امسال هم مانند پنجسال گذشته روزنامه شهرآرا میخواهد شما چهره ورزشی مشهد را انتخاب کنید. برای همین پس از جمعآوری آرا و دیدگاههای گروهی از نخبگان ورزشی شهر، نامزدهای کسب این عنوان در دو گروه آقایان و بانوان تقسیمبندی شدند.
تختی در زیرگیری استاد بود، تا آمد زیر یکخم بگیرد، احمد کمرش را قاپید و رفت پشتش و سریع آقاتختی را روی پل برد و این در کشتی پهلوانی یعنی تمام، اما داور سوت نزد.
اسماعیل نجاتیان و علی ابراهیمی دوتن از کشتیگیران مشهدی هستند که در قالب تیم هیئت کشتی خراسان در لیگ برتر کشتی کشور حضور داشتند، اسماعیل نجاتیان سه سال پیاپی در وزن 81کیلوگرم مسابقات کشوری مقام قهرمانی را به دست آورده و در قالب تیم ارتش جمهوری اسلامی ایران در مسابقات ارتشهای جهان(سیزم) در کشور فنلاند، مدال طلا را برای کشورمان به ارمغان آورد. علی ابراهیمی هم از کشتی گیران بهنام مشهدی است و در مسابقات بینالمللی جام خلیجفارس با شکست «احمدف» قهرمان روسی المپیک مدال طلا را از آن خود کردهاست. این دو علاوه بر دوبنده کشتی، لباس آتشنشان راهم برتن دارند و در ایستگاه شماره 17 مشهد(ایستگاه جاهدشهر) فعالیت میکنند.
حسن وزیرنژاد شصتوهفتساله که زمانی در فنون «سر زیر بغل» و «درختکَن» کشتی، زبانزد علاقهمندان به کشتی در خراسان بوده، با وجود کارنامه پربار ورزشی همواره مورد بیمهری قرار گرفته است.
احمد محمدنژاد جوان کشتیگیر آزادکار و آیندهدار محله مقدم توانسته است بعد از ۱۷ سال برای خراسان رضوی مقامآوری کند و در رده نوجوانان مقام جهانی به دست بیاورد.
وقتی فردین به پانزدهسالگی میرسد، مدیر و معلمش در مدرسه ناشنوایان سوم شعبان، به او میگویند بدنش برای ورزش کشتی مناسب است و بدین طریق او را ترغیب میکنند تا وارد این رشته شود. در مدت زمان کوتاهی زحمات آنها و تلاشهای فردین به ثمر مینشیند و علاوه بر کسب مقام در استان، او سال95 در مسابقات کشتی آزاد نوجوانان مقام اول کشور را کسب میکند.
محمدجواد یعقوبیان نوجوان هفدهساله هنرستان سیدجمالالدین اسدآبادی در محله مقدم است. او در رشته برق و صنعت این هنرستان تحصیل میکند. انتخاب اول او رشته مکانیک بود، اما به پیشنهاد خانواده تصمیم گرفت تا تحصیلاتش را در رشته برق ادامه دهد. بعد از مدتی به این رشته علاقهمند شد و چون درس و کار را 2موضوع جدای از هم نمیدید، در کنار تحصیل مشغول به کار شد.
حدود یکسال است که در کنار خواندن تئوری درسهای هنرستان و حضور در کارگاههای عملی، در برقکشی پروژههای ساختمانی نیز فعالیت میکند.
میگوید: «نگاه به گوش شکسته و گردن کلفت کشتیگیرها نکنید. کشتیگیرها قلبی لطیف و مهربان در سینه دارند.» با خود فکر میکنم که خودش صاحب یکی از مهربانترین قلبهاست اما دغدغهمندبودنش را بیشتر در پایان گفتوگو حس میکنم. وقتی که میخواهیم از او عکس بگیریم و او حاضر به عکسبرداری در سالن کشتی نمیشود تا مبادا تمرین بچهها مختل شود. «هاشم عفتپناه» به نوعی تاریخ شفاهی کشتی منطقه 6 محسوب میشود. اولین سالن کشتی این منطقه را او به همراه اهالی افتتاح کرده است. کشتارگاهی که تبدیل به یک سالن درب و داغان میشود تا بستری باشد برای محقق شدن آمال و آرزوی انبوه کشتیگیران جوان و پرانگیزه اینجا. سکویی برای پرتاب و رسیدن به عرصههای بزرگتر.