خانواده محله فاطمیه در مسابقات قرآن و اذان سطح ناحیه تا سطح کشور برگزیده شدهاند.هرچند خود مادر خانواده با وجود موفقیتهایش ترجیح میدهد دیگر در مسابقهای شرکت نکند تا به اعتقاد خودش، فعالیتهای قرآنیاش خالصانه باشد.
قربان اعظمی به همراه همسرش، مولود وطنپرست، که سال۹۳ عنوان زوج برتر ورزش استان را از آن خود کردند و از استاندار وقت لوح تقدیر گرفتند، سالهاست سکاندار این رشته در خراسانرضوی هستند.
با دستهای زمخت مهربانش آجرهای کهنه را میشمارد، آجرها به شماره پنجاه که میرسد، پیرزن به پیرمرد سالخوردهای که با یک تسبیح بلند روبهرویش ایستاده با لهجه شیرینی میگوید: «بابای مرضی، یه دنه تسبیح بنداز!»
آرزوهایشان کوچک است: آرزوی دیدن دوباره همسر، کاسبی در مغازه، سکونت در خانهای که سالها کلید درش همراهشان بوده است.
هر شب خاک شدن و به زمین خوردن باعث شد، کمکم ایمان هم به کشتی روی آورد. موفقیت های ایمان، افشین برادر دیگر را هم راهی رشته کشتی کرد. بدین ترتیب خانواده شبستریان تبدیل به خانوادهای کشتیگیر شد.
مهسا سمسار، کارشناسارشد رشته روانشناسی و کارشناس سلامت روان مرکز احمدی میگوید: افسردگی و اضطراب و استرس و در مرحله بعد وسواس، بیشترین دلایل مراجعه است و بیشترین حضور در این بخش هم به افراد میانسال و سالمند اختصاص دارد.
خانواده میرزا مصطفی رضوی، از ابتدای شروع جنگ خودشان را وقف آن کردند تا در پایان با یک شهید و دو جانباز شناخته شوند.
کمترکسی به خدیجه خانم زنگ میزند و او را به میهمانی دعوت میکند؛ چون میداند او باید خانه بماند و مراقب همسر جانبازش باشد. اصلا خدیجه عصای دست حسن محزونی شده است.
خواهر، برادر، پسرعمو و دخترعمو ازجمله عناوینی است که اکثر اهالی محله چهاربرج هنگام صدازدن یکدیگر به کار میبرند. شاید اگر برای اولینبار در محله چهاربرج قدم بگذارید، از دیدن این همه فامیل یکجا تعجب کنید.
«آپارتمانهای جنگزده»، «۵۰ متریهای غرب مشـهد»، «مجردنشینهای قاسمآباد»، عنوانهایی است برای بخشی از منطقه ۱۰ که خیلی از مشهدیها با این بخش و مکان آشنا هستند.
«بیبی زینت زندهباد» یک شیرزن است که در دوران هشت ساله جنگ تحمیلی، چه با امدادرسانی و مداوای مجروحان، چه با مراقبت از فرزندان و خانواده و چه در لباس رزم، نقشآفرینی کرد.
بانوی سرزنده محله فرهنگیان ۹فرزند، ۳۹نوه، ۴۱نتیجه و ۴نبیره دارد. او در بین اعضای خانوادهاش به چند اسم صدا زده میشود. همسر مرحومش او را «ننه حسین» صدا میزده؛ بچههایش «مامان»، عروسها و دامادها «حاج خانم» و نوهها و نتیجهها «مادربزرگ».
آقا و خانم غفار فلاحتیپور زوج محله صادقیه، ۱۸ سال است به پایگاههای انتقال خون مراجعه میکنند تا به بیماران کمک کنند.
استاد محسن امید خدا نقاش مشهور مشهدی است که بیش از ۱۰ هزار اثر هنری خلق کرده و بیشتر از ۸۰ نمایشگاه نقاشی در ایران و کشورهای اروپایی و عربی برپا کرده است.
غلامرضا زاهدی و صدیقه همدانی هر دو معلول هستند و برای گذران زندگی خیاطی می کنند، اما با شدت گرفتن معلولیت آنها خیاطی هم دیگر کفاف دخل و خرجشان را نمیدهد.
همزمان با آغاز جنگ تحمیلی و اعزام حاجحسین به جبهه بهعنوان اولین داوطلب منطقه تبادکان، خانه شعبانیها تبدیل به پایگاه اعزام نیرو شد؛ عباس، امیر، حاجباقر، علی، حبیبالله و غلامرضا هم راهی جبهه شدند.
مولود وطنپرست و قربان اعظمی زوج رزمیکار مشهدی هستند که سال ۱۳۹۲ به عنوان زوج موفق ورزشی انتخاب شدند. اهداف مشترک درکنار تعهد و عشق به ورزش، موفقیتهای چشمگیری نصیب این زوج ورزشی کرده است.
شبنم و الهام بروتیمقدم در کودکی کمبینا بودهاند، اما بعدها بینایی خود را به طور کامل از دست دادند، با این حال شبنم تا مقطع کارشناسی ارشد رشته فقه و مبانی حقوق تحصیل کرده است.
خیلیها در خیابان ویلا مصطفی یغمایی و دکهاش را میشناسند. او معلول است و از هفت سالگی روی پای خودش میایستد. از فروش آلاسکا و فرفره تا حالا که خوراکی میفروشد.
«علیاکبر مقیمی» بخشی از تاریخ گذشته است، با خاطره جنگها، مهاجرتها، رفتنها، آمدنها، اعتصابها، پیروزیها؛ پیرمردی که باوجود سنوسالش، حافظه نسبتا خوبی دارد.