فائزه مهدیپناه و بابک منتظری زوج هنرمندی هستند که آثار هنری پاپیهماشهشان با کاغذهای بازیافتی در دستان هنرمندشان خودنمایی میکند.
زهرا هدایتپور و علیرضا شریعتی ملکآباد زوج ورزشکاری هستند که هم مدالهای کشوری و بین المللی زیادی کسب کرده اند و هم با تاسیس باشگاهی درمحلهشان به ورزش حرفهای جوانان کمک میکنند.
مرتضی عرفانیانعصار و مژگان غفوری، زوج پرستاری هستند که سالهاست در بیمارستانهای شهر مشغول خدمت به بیماران مختلف هستند. کارشان را از بیمارستان ۱۷ شهریور آغاز کردند، همان جا عاشق هم شدند و امروز همراه یکدیگر در محل کار و زندگی هستند.
یلدا در خراسان به «شب چله» یا «چله نشینی» معروف است و دور هم نشستن در این شب و خواندن شاهنامه فردوسی و گرفتن فال حافظ از سنتهایی است که در گذر زمان سینه به سینه محفوظ مانده است.
خانواده رضوی سبک زندگی روستایی را در شهر حفظ کردهاند. پدر خانواده کشاورز است و مادر خانواده صبح زود با دوشیدن شیر گاو و پخت نان، صبحانه اعضای خانواده را مهیا میکند.
مرکز نگهداری و توانبخشی سالمندان «پروین» در حاشیه بولوار وکیلآباد قرار دارد، شب چله در این مرکز برنامههای متنوعی برگزار میشود.
رمضان جابریصومعه بزرگ، شهروند صد و پنج ساله محله، ولی عصر است. شناسنامهاش میگوید او متولد دی ماه ۱۲۹۷ خورشیدی است.
فاطمه در اوج جوانی، زندگی خود را وقف مادربزرگش کرده است. او کارش در شبانهروز این است که کنار مادربزرگ بنشیند، نگاهش را بخواند و در آنی، خواستهاش را برآورده کند.
نوید سموزاد و فاطمه دراجی، زوج جوانی هستند که مراسم ازدواج خود را در مسجد فاطمهالزهرا (س) محله خاتم الانبیاء برگزار کردند. خطبه عقد این زوج جوان در حرم امیرالمومنین(ع) و شهر نجف جاری شده بود.
اکرم حمیدنژاد و رضا اخترشناس زوج نابینایی هستند که سالها است کنار هم خوش و خرم زندگی میکنند. آنها به درستی نمونه یک ازدواج آسان را معنا میکنند که این روزها کمتر در بین جوانان خریدار دارد.
حجتالاسلاموالمسلمین دکتر حاججواد نمازیمکی برای بار دوازدهم بود که مشرف میشد. اینبار بهدلیل اینکه دوتن از روحانیون کاروان نتوانسته بودند، در این حج حضور پیدا کنند، به او پیشنهاد این ماموریت داده شد.
عباس شماعی هم پزشک است و هم در ورزش دستی بر آتش دارد. او به واسطه هدیه دادن بادبادک و قلم و خودکار و ... به بچههای بیمار به «دکتر بادبادکی» شهرت دارد.
سحر وزیری و امیر ارجمند، زوج موفق و ورزشکار محله ولیعصر، هستند که ورزش را از کودکی و نه برای تناسب اندام بلکه به خاطر سلامتشان دنبال کردهاند و حالا ورزش حرفه اصلیشان نیز هست.
مادر شهیدان رجبپور تعریف میکند: گوشی تلفن را کنارم گذاشته و منتظر بودم که محمد زنگ بزند. از خستگی خوابم برد. در خواب دیدم که پدرش درحالیکه تاج گلی به سرش گذاشته، وارد خانه شد.
مرضیه خانم و خانواده اش در یک کانکس ۲ در ۴ در محله ایثارگرانِ قاسمآباد میگذرد؛ کانکسی که روزهای تابستان آدم از گرما لَهلَه میزند و زمستان از همهجایش سرما به درون رخنه میکند.
علیرضا خسروی میگوید: در این سالها که دیگر مادرم هیچ حرکتی نداشت، قرار شد هر ۱۰ روز مهمان خانۀ یکی از ما باشد، اما این هم سخت بود. در همین فواصل مادرم دچار زخم بستر شد و نمیتوانست حرکت کند.
بیشتر اعضای خانواده ۸۵ نفره حاجاکبر ایزدی، مدیر مدرسه علمیه کرمانیها، با الگو گرفتن از پدر، طلبگی را انتخاب کردهاند.
موسیقی نقطه اتصال چند نسل خانواده شجاعی پویاست؛ پدربزرگ، پسرها و نوهها.
گلیها چهار نفرند. سه نویسنده و آرمیتای ششساله که نقاشی میکشد و خیال دارد در سالهای آتی مجسمهساز شود. پدر خانواده (محمد) ۱۹ عنوان کتاب نوشته است. مادر خانواده و دخترِ خانواده (ملیکا) نیز هر دو نویسنده هستند.
خاندان ادیب که سابقه سکونت ۲۵۰ ساله در محله فردوسی را دارند، از حامیان همیشگی فردوسی بوده و نام خانوادگی ادیب را به عشق همین ارادت برگزیدهاند.