یحیی توکلی، حتی پس از قطع نخاع شدن همچنان پرشور و پر امید به زندگی ادامه داده است. او وقتی همسرش، دخترشان را هفت ماهه باردار بود، در یک سانحه تصادف قطع نخاع شد.
مجید عبدی، صله رحم را به شکلی متفاوت و با برگزاری دوهمی بزرگ خانوادگی در سالنها همایش به جا میآورد تا قوموخویشها را مهمان برنامههای مختلفی کند.
کاظم مستحقیراد از ۱۶ سالگی دراین ورزش حضور داشتته که نتتیجه آن ۵۰ رتبه کشوری و ۱۵ مدرک بین المللی شده است.
حاج قربانعلی غلامی معروف به حاجی قهوهچی، ۴۶ سال است که کار استخراج سنگها از کوه های خلج را انجام میدهد. تنها دارایی او کافهای با ۶۲ سال قدمت به نام خلج واقع در روستایی به همین نام است.
تاریخ تولد غلامرضا سلیمانزاده میلانی که حالا شاید مسنترین پدر محله دانشجو باشد را پدرش پشت قرآنی از پوست آهو نوشته که آن را هم سالهاست به آستان قدس رضوی اهدا کردهاند.
جعفر صنوبری که سالها آبنبات و نبات تولیدکند میگوید: «در روزگاری که ما به دنبال نشانهای از شادی میگردیم، کار کردن در دنیای شیرینِ شیرینیها طعم خوبی دارد و زندگی را لذتبخش میکند.»
امید پزشک و همسرش و هردو فرزندشان قهرمانهای آسیایی و کشوری سبک کیوکوشین ریوی کاراته هستند. هشتسالگی آقای پزشک شروع مسیری است که او را تا قهرمانی جهان و داور برتربودن تا سطح بینالملل میرساند.
خانم سعیدی مقدم که همسرش به دلیل شغلش کمترین حضور ممکن را در خانه دارد و عملا در اداره زندگی و رهبری بچهها دست تنهاست، هیچ گلایهای ندارد و قاطعانه پای انتخابش ایستاده است.
خانواده ۲۸ نفری ما هشتخانواده را شامل میشود که بهترتیب رعایت بزرگتر به کوچکتری، اولین جمعه هر ماه را در منزل یک خانواده میهمان هستیم.
عزیز نائینی آموزش هنر را از ۹ سالگی آغاز کرده و در ۱۸ سالگی کارش را با گلدوزی و خیاطی و بافندگی شروع میکند. او ۱۰ فرزند دارد که همگی راه مادر را ادامه داده و صنایع دستی تولید میکنند.
این زوج نیکوکار سه بچه را در شرایط مختلف به فرزندخواندگی قبول کردند اما دست بر قضا اولی به رحمت خدا رفت؛ دومی پس از طلاق قطع ارتباط کرد و تنها فرزندخوانده سوم غمخوار این روزهای تنهایی آقای حسینزاده است.
حجتالاسلاموالمسلمین علیرضا برادرانافتخاری و راضیه تهرانیان، دو طلبه محله بالاخیابان، با داشتن چهارپسر قدونیمقد، هم فعال بسیج و مسجد هستند و هم فعال اجتماعی. هم در دانشگاه تحصیل میکنند و هم در حوزه.
مرحوم حمیدرضا نجفی و همسرش طیبه حقیقی در شب سومین سالگر ازدواجشان بر اثر نشستی گاز فوت کردند. در چهلم آن ها، خانواده تصمیم گرفتند خانه این زوج را وقف حسینیه کنند.
ماجرای روضههای خانه سرور موسوی به سی سال پیش برمیگردد، زمانی که تصمیم میگیرد در دهه آخر صفر در خانهاش روضه بگیرد. روضهای که این روزها بهدست بچهها و نسل جدید خانواده اداره میشود.
سرنوشت، مسیر این زوج ناشنوا را بههم گره زد و امروز سه فرزند شنوا دارند. کاظم آقا با وجود همه چالشهایش میگوید: همین که هوش و حواسم و دستهایم سالم است، خدا را شکر میکنم.
در آن روزهای کرونایی که رنج ورشکستگی، سوز سرمای زمستان را برای خانواده کوچک بختیاری مضاعف کرده بود، دلشان فقط به یک چیز گرم بود؛ اینکه نمیخواهند پیش پای مشکلات، سر خم کنند.
حضور یوسف مقدمپور در آتشنشانی باوجود تمام سختیهای کار، دریچهای برای ورود همسر و پسرش به آتشنشانی شد. الهه عباسی همسر یوسفآقا و مادر سه فرزند دو سال بعداز همسرش وارد آتشنشانی شده است.
عید غدیر که از راه میرسد، بهرسم همیشگی، چند نفر از افراد سرشناس و مسجدیهای محله المهدی به دیدن خانواده شهدا و رزمندگان سادات محله میروند که سابقهاش به سال ۱۳۶۰ برمیگردد.
انسیه وحیدیفر در کنار همسرداری، بزرگ کردن دو فرزند هشت و دو ساله و تحصیل در دانشگاه به حفظ قرآن هم مشغول است و با هفته ای دو روز تمرین، تاکنون دوسوم قرآن را حفظ کرده است.
اگر دغدغه برخی خانوادهها پسانداز برای خرید خانه و ماشین است، در خانواده محسنی، این دلمشغولی متفاوت است. آنها پسانداز میکنند تا بهصورت دستهجمعی در مسابقات رزمی حتی در کشورهای دیگر شرکت کنند.