شهید - صفحه 17

مادر شهید قائمی هنوز هم لباس‌های پسرش را درون ساکی که همراه همیشگی راه مشهد-کرمانشاهش بود، نگه می‌دارد. لباس‌هایش بعد از گذشت ۳۰ سال هنوز نو و اتوکشیده است.
رضا ایمانی‌راد می‌گوید: فرصت را غنیمت دانستم و برای طرح موضوع «مسدود بودن مسیر ره باغ حضرت زهرا (س) در بولوار امیرالمؤمنین (ع) و مشکلات به وجود آمده برای زائران پیاده به ویژه سالمندان» کنارشان نشستم.
عطایی‌خراسانی می‌گوید ارتباطش با شهید رئیسی به دوران کودکی، مدرسه جوادیه، کوچه جوادیه و محله نوغان برمی گردد.
سید محمد آریا‌نژاد می‌گوید: آفت نشر دفاع‌مقدس ما دهه ۸۰ تا اواسط دهه ۹۰ است. بیشتر کتاب‌هایی که در حوزه دفاع‌مقدس درباره شخصیت‌های مختلف در این دوره چاپ شدند، اطلاعات غلطی دارند. این روند غلط‌نویسی تاکنون ادامه یافته است.
یکی از معاونان از عنوان «آیت‌الله» برای شهید استفاده کرد که ایشان در پاسخ سریع موضع گرفت و گفت: من راضی نیستم کسی در گفتار یا در مکاتبات اداری عنوان آیت‌الله را برای من که طلبه‌ای بیش نیستم، به کار ببرد.
دیدم آیت‌الله رئیسی که تازه تولیت آستان قدس رضوی را عهده‌دار شده بود، وارد شد. چند‌نفری بودیم که می‌خواستیم نامه‌های خود را تقدیمشان کنیم. به محافظ‌هایشان گفتند فاصله بگیرند تا بتوانند نامه‌ها را بگیرند.
احمد منصوب، دیوارنگار طرح های دفاع مقدس می‌گوید: تازه ۱۵‌سالم شده بودکه قرار شد به جبهه اعزام شوم، اما برادرم شهید شد و موضوع اعزام من به خاطر مخالفت خانواده به تاخیر افتاد. برادرم اولین استاد هنری من بود.
۲۲ مرد، ۲۲ رزمنده، ۲۲ دلاور بسیجی از محدوده جمعیتی قرقی به عنوان نخستین بسیجی‌های خراسان بزرگ به رزم دشمن شتافتند که از این افراد نیمی شهید شدند و نیمی دیگر ماندند.
مکیه غلوم یک مادر خرمشهری است که پس از شهادت پسرش، شاعر و مداح اهل بیت(ع) شد.سید نوری موسوی یک روز بی خبر می‌رود و چند ماه بعد، خبر شهادتش به گوش مکیه و دیگر اهل خانه می‌رسد.
شهید اسدالله کشمیری قرقی با ابتکار عمل، گردان بزرگ امام‌سجاد (ع) را تشکیل می‌دهد. او فرمانده واحد طرح و عملیات تیپ ویژه شهدا هم می‌شود تا زمانی که به دیدار یار می‌شتابد.
علی ثقفی می‌گوید: تا اتاقک نقاره خانه حدود ۱۰۶ پله است و بالارفتن از این پله‌ها سخت‌ترین قسمت کار ما بود. به دستور آیت الله رئیسی مسیر از داخل مهمان سرای حضرت عوض شد و از آن به بعد، با آسانسور  بالا می‌رفتیم.
 خیلی از همسایه‌ها به خانه بی بی رفت و آمد داشتند. وقت روضه درِ خانه بی بی نیمه باز بود. اما بعد از ۳۵ سال، چند روز پیش، فهمیدند بی بی عصمت خداداد حسینی، مادر رئیس‌جمهور، آیت الله ابراهیم رئیسی است.
چارچوب خانوادگی که آیت‌الله سید‌حاجی رئیس‌الساداتی بنا نهاده بود، باعث شد سیدابراهیم هرچند به‌دلیل نبود پدر زندگی سخت‌تری نسبت‌به همسالانش داشت، کودکی مقاوم دربرابر سختی‌های زمان شود.
راضیه عرفانیان از همسر شهیدش می‌گوید: در همان زمان کوتاهی که می‌آمد، حواسش خیلی به من بود. هر بار که به خانه می‌آمد، می‌نشست کنارم و می‌گفت بیا برای من صحبت کن و درددل‌هایت را بگو. اگر مشکل و کمبودی داری بگو که رفع کنم.
عباس هریری می‌گوید: نماز را که خواندیم، عزم رفتن کردیم. در راه دیدم آقایی صدایم می‌زند. وقتی برگشتم، آن آقا گفت رئیس‌جمهور هدیه‌ای برای شما داشتند و گفتند آن را به شما برسانم. دستش را که باز کرد، یک انگشتری عقیق در دستش بود. آن را به من داد و رفت.
سردار شهید حمیدرضا طیاری در روز ولادت امام رضا(ع) به دنیا آمد. هرجا نیاز به نیرو بود، آماده‌به‌خدمت بود و برایش فرقی نمی‌کرد؛ کردستان، گنبد، تایباد، خوزستان و... برای شهید مهم ایران بود.
شهید صابر زمانی هرسال تاسوعا و عاشورا را در حرم می‌گذراند و آن سال هم تاسوعا به همراه همسر و پسر دو ساله‌اش حرم رفته بودند؛ روز عاشورا، اما انگار می‌دانست قرار است اتفاقی بیفتد، تنهای تنها رفت.
سردار مجید ایافت که در بیش از ۶۰ عملیات درون‌مرزی و برون‌مرزی حضور داشت و دوشادوش سرداران شهید کاوه، شوشتری و... به مقابله با دشمن پرداخت. ۱۴ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۳ دعوت حق را لبیک گفت.
زمانی‌که پدر شهید شد، زهرا دوسال داشت؛ او هنوز هم همان باور کودکانه‌اش را دارد و منتظر است بابا از جبهه بر‌گردد، با اینکه ۳۶‌بهار و زمستان رفته است و خبری از شهید اصلیان نشده است.
پیکر شهید احمد جهانی، پس از یازده سال بی‌خبری خانواده سال ۷۸ همراه با کاروان «حرم تا حرم» به مشهد بازگشت و به خانواده اش که حالا ساکن محله استتادیوسفی هستند، تحویل شد.