محسن نادی یزدی با توجه به علاقهاش به تخمه و آجیل وارد این کار میشود و از سال۱۳۷۱ اولین تخمه داغی استان خراسان را در محله ابوذر بنا میکند.
عمو نعمت که صبحها عصازنان از خانه بیرون میزند، فقط و فقط به کارتنهایی دل خوش دارد که از مغازههای محله جمع میکند تا بعد آنها را ببرد آخر محله بهمن و به ضایعاتی بفروشد.
استخر روباز جوادی بعد از ۱۵ سال فعالیت، تعطیل شده و رو به فراموشی رفته تا دست کودکان و نوجوانان محله از یک تفریح ثابت کوتاه بماند.
در کارگاه حمید قنبری، از تانک جنگی و فرغونِ عروسکِشان تا باب اسفنجی و ببر تیزچنگال، همه و همه شیرین است و طعم و مزه خامه و ژله میدهد! او ۲۷ سال است انواع کیکها را درست میکند.
مجید ثابتحسنپور مربی فوتبال، فوتسال و والیبال در حاشیه شهر است. تیمهایش در هر سه رشته ورزشی در مشهد درخشیدهاند اما میگوید که ادعایی در ورزش ندارد و اخلاق برایش از همه چیز مهمتر است.
«محمد فیوجی» مسئول نانوایی کاظمی و «علی بخشیپور» شاطر این نانوایی در محله وحید هستند. آنها از ۳۰ سال گذشته نان میپزند و به دست مردم میدهند.
ابوالفضل جهانی با وجود کسب رتبه دوم کنکور فنی و حرفهای کشور در رشته حسابداری وقت و دغدغهاش را برای بهبود اوضاع فرهنگی شهر گذاشته است.
حاج محمدتقی مهشاد از قدیمیترین کاسبهای محله طلاب است. مردم «حاج تقی ماست بند» صدایش میکنند. حاج تقی ۴۵ سال است در پای پاتیل شیر، عرق ریخته است تا امروز یکی از لبنیاتیهای معروف محله بشود.
آشنایی همسایههای محله خلج رنگ دیگری دارد. صحبت از معرفی همسایه خوب که میشود، هرکدام، دیگری را معرفی میکند و معتقد است همسایهاش بهتر از خودش است.
حجت الاسلام جوادشکری مسئولیت گروه تبلیغی سیدالشهدا را بر عهده دارد.مدل تبلیغی این گروه مبتنی بر «تبلیغ گروهی» و دستهجمعی است که آثار و برکات زیادی هم تاکنون داشتهاست. تبلیغ در «تانزانیا» یکی از همین برکات است.
تیم فوتبال المهدی در مسابقات محلهای مشهد خوب کار میکرد. بچههایی که سن بیشتری دارند این تیم را به خوبی به خاطر میآورند. بعد از مدتی به ذهنمان رسید کنار فوتبال یک جلسه زیارت عاشورا هم داشته باشیم.
بچههای محله پنجتن مشهد سهمشان از آموزش، ورزش و داشتن امکانات مناسب برای پر کردن اوقات فراغت، تل نخالههای ساختمانی و زمینهای خاکی آلوده است که امتداد آن را با دمپاییهای پاره و سرپنجههای خونی طی میکنند.
پلاک یک پنجتن ۸۱ با سفرهای ساده پنجشنبههای شلوغی دارد. حاج احمد خرسند ۱۴ فرزند، ۲۴ نوه، ۴ نتیجه دارد. به قول اهالی زندگی حاجی خرسند، خرسند است.
دو سال پیش، گروه سرود «دختران باحیای فاطمی» و سه ماه پیش نیز، گروه سرود «پسران آیندهساز» پایهگذاری شد و حالا هرهفته، زیر سقف مسجد، همآوازیشان طنینانداز میشود که گاهی در حرم رضوی هم اجرا دارند.
مبین مستمری میگوید: در استان خراسان اگر خوشبینانه هم که حساب کنیم قالبکارها به ۱۰ نفر نمیرسند. از ۱۰ شاگردی هم که در این کار داشتم تنها یک نفرشان ادامه داد و کارگاهش را بنا کرد.
سیدحسین کاظمیان سه قاب زندگی متفاوت دارد. هنرمند است و خط مینویسد، ورزشکار است و تکواندو کار میکند و درنهایت به قول همسرش پدری نمونه است و این نمونه بودن را میگذارد پای داشتن ۷ فرزند.
معصومه نظری، کارشناس ارشد روانشناسیبالینی تصمیم به ازدواج با هنرمندی میگیرد که دغدغهاش از جنس نگرانیهای خودش است و حالا او همپای همسر معلول افغانستانیاش شده است.
حاج فتاح، لباسفروش ۷۰ ساله و قدیمی محله طلاب، ۴۰ سال از عمرش را در همین مغازه و در میان لباسهای رنگارنگی که برای فروش میآورده، سپری کرده است. دفتر حسابهای او از سال ۱۳۵۰ موجود است.
عبدالرضا تقیزاده سنگ تراش است و سنگ قبر میسازد. میگوید: در میان مردم وجهه خوبی ندارد. به همین دلیل وقتی کسی از کارم میپرسد، میگویم تابلونویسم.
حاجعباسعلی عباسیقیافهشناس از آن دسته خیّرهایی نیست که پول کلانی داشته باشد با این حال او تاکنون سه مسجد و حسینیه، یک بیتالرقیه(س) و مهد کودک ساخته است.