حاجآقارمضانی این روزها که امام جماعت مسجد امامحسنعسکری (ع) در محله رده است، هر آنچه را دارد، مدیون تشویقهای بابا میداند، وقتی با «شیخاوغلوم» گفتنهایش، محمدحسن را به طلبهشدن تشویق میکرد.
خلیلالله نیازی میگوید: اینجا از ابتدا با مشکلات بسیاری روبهرو بود؛ نه آسفالتی داشت و نه لولهکشی گاز و مرکز بهداشت. اوایل فقط صدخانوار بودیم، اما هرروز خانوادههای بیشتری به این محدوده مهاجرت کردند.
زهرا پوراحمدی، روانشناس و مدیر مرکز «مثبت زندگی» میگوید: سعی کردهام برای اینکه بهتر بفهمم و یاد بگیرم با مردم محله بیشتر همراهی کنم. سر دیگ نذری افرادی که در کلاسم شرکت میکنند، حاضر میشوم.
اشرف کسرائیانفر معلم حاشیه شهر مشهد میگوید: بچههای اینجا آرزوهای بزرگی در سر دارند و با دستهای خالی برای بهدستآوردن آنها میجنگند. بسیاری از آنها در کمتر از بیستسال خودشان را از صفر به صد رساندهاند.
اینجا کلاس ریاضی است، اما برخلاف روال معمول، دانشآموزان برای ورود به رشته ریاضی و حضور در این کلاس سرودست میشکنند. چرایش هم برمیگردد به معلم متفاوت آن که بچهها را عاشق ریاضی کرده است.
هانیه یکی از مددجوهاست که میگوید: آکاسیفهای سقف را قسطی خریده بودیم و بهسختی پولش را میدادیم، اما حشرههایی که کمکم در آن لانه کردند، بچههایم را خیلی اذیت میکردند، بهویژه آن یکی که نوزاد است.
گروه «پایان کارتنخوابی»با هدف ترک معتادان، هر هفته شنبهها در خانه شاملو غذا میپزند و بین کارتنخوابها توزیع میکنند.
کارگاه نمدمالی «مهدی علیزاده» هم که چسبیده به مشهد است، سرد و ساکت و تاریک است؛ جایی در «روستای گرجی» در انتهای «بولوار بهمن» که حالا جزئی از شهر است.
فرشته میرزابیگی میگوید: اگر خودم برای افطار مهمان داشتم، با آنکه پهنکردن سفره افطار در منزل بهمراتب آسانتر از اینجاست، بیشتر خسته میشدم؛ اما کار که برای اهلالبیت (ع) باشد، انرژی میگیرم.
کانون دانشجویی «حس هفتم» با هدف مبارزه با فقر فرهنگی و بیسوادی در مناطق روستایی و کم برخوردار مشهد در دانشگاه فردوسی تاسیس شده است.
«سید اسعد فیض» معلم قدیمی منطقه تبادکان است که کارهای فرهنگی متفاوتی برای روستاهایی که در آن فعالیت میکند انجام داده از آن جمله میتوان به راهاندازی سه کتابخانه و ایستگاه مطالعه اشاره کرد.
«تاجر آباد» شهرک شهیدباهنر از آن جاهایی است که حتما باید ببینید.اصلا انگار زندگی اینجا جور دیگری جریان دارد. چنین تفاوتی را حضور آدمهایی از قومیتهای بلوچ، افغان و فارس رقم زدهاست.
خیریه رویش در بنبست یکی از کوچههای یکمتری انتهای جادهسیمان (قرقی) قرار گرفته، اما گشاینده بنبستهای زندگی مردم منطقه و رویش دوباره آنها از دل مشکلات است.
علیرضا راهچمندی تصمیم گرفت به جای بهرهمندی از نعمت و آسایش در این دنیای مادی، دوران پیری را با قناعت و سادگی بگذراند و تنها اندوختهاش را وقف مسجد کرد.
علیاصغر ساعیطرقی که بین دانشآموزانش به «معلم شکلاتی» معروف است، با وجود داشتن چندین پیشنهاد برای خدمت در مناطق برخوردار مشهد، ماندن در کنار دانشآموزان مناطق محروم را ترجیح داده است.
اهالی محله خلج از همجواری با کال خسته شدهاند. کال به محل دپوی خاک و نخاله تبدیل شده و مکانی برای شبخوابی کارتنخوابها و معتادان و فروش مواد مخدر است.
بعضی از سودجویان در محله بهمن که خانههایی را شبانه در محدوده اراضی بایر میساختند، با شکایت همسایهها یا توسط گشتها و ناظران واحد پلیس ساختمان شناسایی شدند.
پریسا مروی میگوید: خانمهایی که داوطلب بافتن کلاه برای بچههای حاشیه شهر شدند، بهاتفاق طرحی را انتخاب کردند، خودشان کلافها را خریدند و مشغول بافتن شدند. حتی بعضیها که توان بافتن نداشتند، این کلافها را خریدند.
مکانهای پرخاطره منطقه ۶ رهاورد رنگینکمان قومیتها است که نشاندهنده ایرانی کوچک در دل یک منطقه شهری ۱۵۰۰ هکتاری در مشهد است.
کی از مناطق بسیار مهم حاشیه مشهد قدیم که امروز به بخشی از محدوده ایستگاه راهآهن و فضاهای اطراف آن تبدیل شده است، مزرعه مشهور امینآباد است.