حاشیه شهر - صفحه 3

خسرو ضعیف فکاهی‌سرای محله قرقی مشهد اولین شعرش را در ۲۴ سالگی درباره یکی از دوستانش سرود. او نه رشته ادبیات خوانده نه مطالعه‌ای در این زمینه داشت، اما قافیه را در اشعارش رعایت می‌کند.
هووی گُلی چهار فرزند به دنیا می‌آورد. او که از نظر ذهنی کمی دچار مشکل است نمی‌تواند به‌خوبی مسئولیت بزرگ کردن فرزندانش را انجام دهد و در این مدت گُلی آن‌ها را تروخشک می‌کند.
هفت جوان محله پنج‌تن ۱۲، ۱۳ ساعت از روز به تولید کفش مشغولند؛ وقت دلتنگی‌ها با هم درددل می‌کنند، گاهی برای آوردن خنده روی لب، به گرفتاری‌هایشان هم می‌خندند و همزمان روزی ۴۰ جفت کفش تهیه می‌کنند.
نفیسه صابری، پزشک خیراندیش محله همه تمرکزش را روی خدمت به بیماران معطوف کرده است و کوشیده از نیازمندان حق ویزیت دریافت نکند. او ترجیح داد یک پزشک عمومی باشد که تخصص اصلی‌اش، درک عمومی از رنج‌های مردم است.
به گفته اهالی به‌دلیل تصادفات جرحی و فوتی بسیار، این مسیر به «جاده مرگ» معروف شده است. اهالی این روستا و روستا‌های اطراف بار‌ها از‌طریق فرمانداری مشهد برای سامان‌دهی این خیابان پیگیری کرده‌اند، اما به نتیجه نرسیده‌اند.
خیریه آبشار عاطفه‌ها سال ۱۳۸۰ تأسیس شده است. دفتر مرکزی سه‌سال است که به چهارراه راه‌آهن منتقل شده؛ چون در این محل، هم به تمام شعبات نزدیک است و هم به حرم که درنتیجه دردسترس زائران هم هست.
حسن و حسین قویدل، دو برادر دوقلو هستند که در حال حاظر تنها تولیدکنندگان دستگاه CNC در مشهد به‌شمار می‌روند. این دستگاه می‌تواند برش، حکاکی و تراش را روی چوب، فلز و سنگ انجام دهد.
بعد از یک ماه کار گروهی، قالی تمام می‌شود. اگرچه که این کار طاقت‌فرسا سختی‌های زیادی دارد اما قصه شروع و اوج و پایان این قالی مثل هر قصه جذابی، آن‌ها را تا پایان کار پای خود نگه می‌دارد
عباس قرآنی می‌گوید: آن روز‌ها فقط چند خیابان محوری در کوی طلاب وجود داشت؛ ۲۰‌متری و ۳۰‌متری. خیابان میثم کنونی از خیابان‌های اصلی بود که عبور‌و‌مرور روستاییان از آن بود مرکز درمانی دیگری وجود نداشت.
باقر احمدی سال ۸۱ عنوان دومین بازیکن لیگ را بعد از محرم نویدکیا از آن خود کرد، اما دچار مصدومیت‌های پی‌درپی شد. او سال ۸۵ وارد تیم استقلال شد، دو سال در این تیم مطرح بازی کرد.
اینکه پیرمرد چطور توانسته ۲۰‌سال در این دکه زندگی کند برای من جای سوال است، دکه‏‌ای که حتی جایی برای درازکشیدن هم ندارد. محمدناصر می‌‏گوید: وقت خوابیدن پاهایم را جمع می‏‌کنم و تابستان‌ها درِ دکه را باز می‌‏گذارم.
جمشید لامی که ۲۴ سال است به خواست خودش در مناطق محروم خدمت می‌کند، طی سه‌سال دبیرستان فردوسی که در فهرست مدارس تخریبی بود را به مدرسه‌ای هوشمند تبدیل کرد.
مهدی ‏و غلامرضا با اینکه در محله محروم التیمور زندگی می‌کنند توانسته‏‌اند با تلاش و البته حمایت‌های کانون بیت‌المهدی در سال ۹۱ در مسابقات استانی مقام دوم را کسب کنند.
پایگاه بسیج شهید محقق را خیلی‏‌ها می‌‏شناسند. مکان مقدسی که در زمان جنگ سپری در مقابل تهاجم دشمن بود و با آرام شدن اوضاع، تربیت نخبگان، قاریان و مسئولان در رده‏‌های مختلف رسالت خود را ادامه داده است.
حسین بیدمشکی، جوانی سی‌ساله، یکی از معدودکارآفرینانی است که نه‌تنها از حاشیه شهر دل نکنده، بلکه همین‌جا دو کارگاه خیاطی راه انداخته و برای ۳۷‌نفر به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم بازار کار فراهم کرده است.
یکی از گسترده‌ترین طرح‌های جهادی سلامت در محله شهیدقربانی اجرا شد. در این طرح، گروه‌های جهادی با استقرار سه یونیت دندان‌پزشکی و گردهم‌آوردن چند دندان‌پزشک و پزشک عمومی افرادکم‌برخوردار را درمان کردند.
حاج ذبیح اولین کسی بود که در محدوده روستاهای اطراف التیمور مجوز تاسیس شعبه نفت را گرفت. او بعد از تاسیس آن التیمور، امرغان، زین‌‏الدین، هلالی، برج‏‌آباد و شیرحصار را در حوزه کاری خود قرار داد.
مرادعلی قازانی بایگی معروف به مراد‌نمکی ساکن محله بلال است. از اول نمکی نبوده، بلکه در پایین‌خیابان شاگرد کبابی بوده اما وقتی بیمه‌اش نمی‌کنند، از آنجا بیرون می‌آید و سه‌چهار شغل عوض می‌کند تا می‌شود نمکی.
محمدتقی خاکی، معروف به حاج‌محمد کله‌پز می‌گوید: «کله‌پاچه خور، پیتزاخور نمی‌شود.» او مشتری خارجی زیاد دارد که بیشتر آن‌ها از کشور‌های عربی هستند، گاهی می‌آیند و در طباخی او کله‌پاچه می‌خورند.
معصومه راسته، معلم ساکن محله بهمن مهتقد است چهارسال تدریس در مدرسه شهید بیگلری، برکات زیادی در زندگی او داشته، چون دانش‌آموزان این مدرسه به‌دلیل مشکلات مالی خانواده، سختی زیادی تحمل می‌کنند.