همسایه - صفحه 11

خدیجه گلمکانی می‌گوید: همسرم که بچه‌ها را از نورگیر بیرون آورد، آنها را به داخل خانه بردم. از ترس و سرمای آب لب‌هایشان کبود شده بود و می‌لرزیدند.
«زهرا کاهه» بانوی ساکن محله مهرگان است که گلخانه سرسبزش را بهانه‌ای قرار داده است برای نشر همدلی میان همسایه‌ها. او گل می‌فروشد، کتاب می‌خواند و دیگران را به دنیای آرامش‌بخش دین و طبیعت دعوت می‌کند.
صفورا مالدار می‌گوید: بیایید دستتان را بگیرم و ببرم درِ خانه همسایه‌ها و بگویم پول نیاز دارم تا ببیند آن‌ها چه بی‌ریا به من قرض می‌دهند.
سیدجعفر کشمیری یکی از قدیمی‌های طبرسی، بنیان‌گذار جلسات قرآن، دعای ندبه و خیریه و قرض‌الحسنه مکتب جعفری است.
زکیه رحمان‌زاده تعریف می‌کند: برخی روز‌ها همسایه‌ها مهمانی دارند و حجم زیادی غذا اضافه آمده است. غذا را در ظروف یک‌بار مصرف می‌ریزند و می‌آورند.
حدود ۶۰ نفر از اهالی محله چهاربرج هر جمعه دور هم جمع می‌شدند تا مسجد «علی‌بن‌ابی‌طالب (ع)» را برای ماه محرم آماده کنند، از پسر بچه ۸ ساله تا پیرمرد ۸۰ ساله.
خانم ابریشمی می‌گوید: مدتی بود باغچه روبه‌روی خانه‌ام همین‌طور رها شده بود و کسی به آن توجهی نداشت، تا اینکه یک روز صبح تصمیم گرفتم در آن سبزی بکارم.
سیداحمد یوسفی می‌گوید: وقتی همسایه‌ها در برنامه‌های فرهنگی دورهم جمع می‌شوند، بیشتر از دیگران از احوال هم باخبر هستند. اینجا اگر برای هر کدام از همسایه‌ها مشکلی پیش بیاید، خیلی زود همه ما متوجه می‌شویم و با همدلی و همکاری در رفع مشکلش به او کمک می‌کنیم.
خلیل‌الله نیازی می‌گوید: اینجا از ابتدا با مشکلات بسیاری روبه‌رو بود؛ نه آسفالتی داشت و نه لوله‌کشی گاز و مرکز بهداشت. اوایل فقط صد‌خانوار بودیم، اما هرروز خانواده‌های بیشتری به این محدوده مهاجرت کردند.
طبرسی‌شمالی‌۳۸ همسایگانی دارد که تمام یا بخش زیادی از عمرشان را در‌کنار هم سپری کرده‌اند. علی پاکدل، ۳۴‌سال از عمر چهل‌ودو‌ساله‌اش را در محله طبرسی شمالی سپری کرده است.
فاطمه فرامرزی‌مقدم روان‌شناس محله خواجه‌ربیع است که به همسایه‌ها و هم‌محله‌ای‌هایش مشاوره رایگان می‌دهد.
غلامحسین فروتن ساکن محله امیریه است. او که از نبود مسجد و پخش نشدن صدای اذان در محله امیریه رنج می‌برد، طبقه همکف خانه اش را به نمازخانه‌ای برای اهالی بدل کرده است.
رمضانعلی ایزدی می‌گوید: یابان مصلی قبل از انقلاب یک معبر خاکی باریک بود و باغ‌های انگور و زمین‌های سبزی‌کاری‌شده اطراف آن دیده می‌شد.
چندسالی می‌شود که اهالی محله آب‌و‌برق دست به دست هم می‌دهند تا شب‌های ماه رمضان در مسجد امام‌جعفرصادق (ع) دور هم افطار کنند.
اهالی مهرگان خشت‌خشت این بنا را با دستان خود گذاشته‌اند. بنایی که مثل گوهر در شهرک می‌درخشد و نام زیبای «فاطمه‌الزهرا (س)» را به خود اختصاص داده است.
طرح «خانه بازگشت» با تسهیل در ساخت‌وساز پلاک‌های کوچک، ارائه تسهیلات بیشتر و... به‌دنبال برگرداندن مردم به منطقه ثامن است اما هنوز نمی‌توان درباره موفقیت و شکست آن حرفی زد و باید منتظر ماند.
حاج‌علی سمّامی، ۳۴ سال است که در محله سمزقند مغازه خشک‌شویی دارد. مرد خوش‌رو و خوش‌مشرب شمالی که لحظه‌ای خنده از لبانش محو نمی‌شود.
بازنشسته‌های محله کارمندان دوم به‌واسطه سال‌ها همسایگی نه‌تنها خیلی خوب یکدیگر را می‌شناسند که به یک خانواده بزرگ شبیه شده‌اند و پیوند همسایگی خود را از گذشته تا امروز حفظ کرده‌اند.
حدود ۴۰ سال بعد تعدادی از هم‌کلاسی‌های قدیمی دوباره یکدیگر را دیدند، مادرانی شده بودند پخته و سرد و گرم چشیده. اما چیزی که آنان را به هم رساند، دوستی‌هایی بود که مزه‌اش زیر دندان یاد و خاطره مانده بود.
رسول مصدقیان پدر شهید، معلم بازنشسته و از پایه‌گذاران انجمن‌های محلی است که تمام فکر و ذکرش را برای آبادی محله‌اش گذاشته است، حتی الان که ۹۱ بهار از عمرش می‌گذرد.