همسایه - صفحه 12

غلامرضا حیران از ۳۴ سال قبل که در محله گلدیس ساکن شده، هرکاری که برای کمک به دیگران توانسته انجام داده و معامله‌اش فقط با خدا بوده است.
سر کوچه می‌ایستادیم و به محض آمدن کفش‌دوز می‌گفتیم: «عمو کفش‌دوز، روزه‌مونو دوختی؟» او هم یکی‌یکی به ما اطمینان می‌داد که روزه‌مان را دوخته و ما با خیال راحت به خانه برمی‌گشتیم.
مجتمع ولایت ۲؛ مهر سال ۹۷ با ۵۲۸ واحد و ۲۲ بلوک بیست‌و‌چهارواحدی آماده سکونت شد و طلبه‌های مشهد و روحانیون این واحد‌ها را با ساز‌وکاری شبیه مسکن مهر خریداری کردند.
یک روز عادی همسایه‌ها دور هم جمع می‌شوند و شروع می‌کنند به پاک کردن سبزی و همین می‌شود اولین جرقه شروع یک اشتغال خانگی!
روایتی از زندگی بی‌بی فاطمه سیدی که با حمایت اهالی، کسب‌وکار خودش را در خیابان پورسینا راه انداخته است.
می‌توان رد حضور زهرا فتحعلی‌‌زاده را در بیشتر اتفاق‌های خوب محله پیدا کرد. انتهای کوچه مؤمن۶ به لطف پیگیری‌های او آسفالت شده است، تیر چراغ‌برق ابتدای کوچه را هم او روشن کرده و...
محمدجمعه صابری را همه اهالی محله چهنو می‌شناسند. پیرمرد آرام و خوش‌رو و مشتری‌مدار که آوازه لبنیات‌فروشی و کره و ماست‌های خوشمزه‌اش همه جا پیچیده و کلی طرف‌دار دارد.
تکتم زرندی، از اهالی محله آقا مصطفی خمینی که هوای همسایه‌هایش را دارد می‌گوید: حالا وقتی مردم می‌گویند خدا پدرت را بیامرزد کلی دلم شاد می‌شود و انرژی می‌گیرم.
کاسب مهربان و دلسوز خیابان وحدت،‌ هوای همسایه‌هایش را دارد.
همه اهل محل، غلامحسن پورملائکه را به مردم‌داری و برخورد خوبش می‌شناسند. از هیچ کمکی دریغ نمی‌کند. بار‌ها در و پنجره خانه اهل محل را بی‌چشمداشت تعمیر کرده است.
«مهدی کارکن» یکی از ساکنان محله امیریه است که خانه اش را در اختیار اهالی نمازخوان و همسایه‌ها قرار داده تا نبود مسجد در محله شان به چشم نیاید.
ساعت ۶:۳۰ صبح با به‌صدا درآمدن بوقی، همسرم بر سر کار می‌رفت و ظهر ساعت ۲ با به‌صدا درآمدن بوق، ما می‌فهمیدیم که کار تمام شده است.
آقای ساغری و خانم منتظری که دو فرزند معلول دارند، نه‌تنها از فعالان فرهنگی محله پنجتن و تقریبا همه‌کاره مجتمع هستند بلکه از زمان افتتاح مسجد کمالی عهده‌دار کار‌های آن هم شده‌اند.
خانواده محمدزاده اولین ساکن محله جاهدشهر است. در واقع اولین خانه، اولین تولد، اولین فوت، اولین ازدواج و اولین سفر مکه در محله جاهدشهر مربوط به این خانواده است.
محمد شوقی از کار تأسیسات آب و برق سر در‌می‌آورد و هر‌کس مشکلی در این زمینه داشته باشد، اول از همه در خانه او را می‌زند.
روابط همسایگی در این مجتمع‌ها پر‌رنگ نیست و مستأجر‌ها شناخت کافی از بقیه ندارند.
بانوان توسی چهارشنبه‌ها سر یک ساعت مشخص به درِ خانه‌ مادران شهدا می‌روند و اجازه می‌گیرند تا برای چندساعتی دخترشان شوند و در حد توان، کار‌های روزانه‌شان را انجام دهند.
هرکس که نذری دارد، می‌آورد. همه دور دیگ نذری جمع می‌شوند و هرکدام به‌نوبت حلوا را هم می‌‎زنند و هر یک حاجتی را در دل می‌گذراند تا اگر برآورده شد، سال آینده نذری را او ادا کند.
برخی اهالی کوچه‌های پورسینا و شهرک شهید رجایی ملازهرا را به خوبی می‌شناسند. کمتر کسی را می‌توان یافت که پیش او قرآن نیاموخته باشد.
بیشتر ساکنان خیابان میثم شمالی‌۴ با هم نسبت خانوادگی دارند و هنوز به همان سبک و سیاق قدیم با هم مراوده دارند.