پدر

سهراب سرابی قهرمان پرورش اندام جهان هنگام بالا رفتن از سکوی اول خیال سامان کوچکش را بر همان سکو، نقش می‌‏زد. همینطور هم شد حالا در و دیوار خانه سرابی‌ها پُر است از جام‌هایی که به ترتیب خاصی چیده شده‌اند.
آقای خاورداد چندسالی است که پس از فوت خواهرهمسرش، سرپرستی دو پسر او را برعهده گرفته است. او از رحمت و برکتی می‌گوید که در این چند سال در زندگی‌شان پدیدار شده است. می‌گوید: من فقط نگران مسائل تربیتی آنها هستم.
ما ۵ فرزند داریم، همسرم چند سالی بود که با ماشین کار می‌کرد و از صبح تا شب زحمت می‌کشید و دسترنجش را برای ما می‌آورد، اما روز اول ماه مبارک رمضان با دهان روزه رفت و دیگر نیامد.
غلامرضا ده‌دولانی ۱۲ سال پیش همسرش را به‌خاطر بیماری از دست می‌دهد. او قبل‌از فوت همسرش نذر داشته روز‌های عاشورا و تاسوعا شربت درست کند و سوار بر دوچرخه به عزاداران بدهد.
سید حیدرحسینی شهید محله مهرآباد است. شهیدی که فرزندش را ندید. همسرش می‌گوید: چهل روز از خبر شهادت سید حیدر گذشته بود که دخترمان به دنیا آمد.
اهالی محله کوی سلمان بیش از ۱۰ سال است که هر روز چهارمرتبه نظاره‌گر سیدمرتضی سیدی هستند، درحالیکه با صدای اذان ظهر و مغرب، پدر بیمارش را برای اقامه نمازجماعت کول می‌کند و به مسجد می‌آورد.
شهرداری منطقه۸ امسال با ایده‌ای نو و خاص، با چاپ رایگان تصاویر خانوادگی که پدران در آن حضور داشتند، روی تقویم‌های سال۱۴۰۴ و تحویل آن به خانواده‌ها، خاطره خوشی را برای خانواده‌ها رقم زد.
رجبعلی بسکابادی، نوجوانی بود که با دست‌کاری شناسنامه‌اش خود را به خط مقدم و جبهه‌های دفاع مقدس رساند
ریحانه فرح‌بخش می‌گوید: گر درس‌هایم را بخوانم و کمتر دردسر درست کنم، یا مثلا در خانه کمک مادرم باشم، پدر خوشحال‌تر می‌شود.
۳۲ سال از روزی که محمد بخارایی‌گلستانی برای اولین‌بار پا در گود گذاشت، می‌گذرد. او سال‌ها در میان گود بود و دوازده‌سالی می‌شود که در کسوت مرشدی ایفای نقش می‌کند.حالا سه‌سالی می‌شود که پسرش، مهدی را هم به زورخانه می‌برد.
تاریخ تولد غلامرضا سلیمان‌زاده میلانی که حالا شاید مسن‌ترین پدر محله دانشجو باشد را پدرش پشت قرآنی از پوست آهو نوشته که آن را هم سال‌هاست به آستان قدس رضوی اهدا کرده‌اند. 
انیس خوش‌قدم حسن‌کیاده و همسرش ولی‌الله حقانی هر دو در راه انقلاب شهید شدند. انیس خانم در راهپیمایی‌های پیش از انقلاب و ولی‌الله زمانی که درحال آوردن مهمات از سنگ بست بود به شهادت رسید.
خانواده ۲۸ نفری ما هشت‌خانواده را شامل می‌شود که به‌ترتیب رعایت بزرگ‌تر به کوچک‌تری، اولین جمعه هر ماه را در منزل یک خانواده میهمان هستیم.
بهروز جوانشیر پدر چهار فرزند معلول زندگی‌اش را مرهون لطف و کرم امام رضا (ع) می‌داند.
محمد برادران، پیرمرد ۸۲ ساله که هنوز دست از تلاش برای به‌دست‌آوردن روزی حلال برنداشته است، می‌گوید: جوان که بودم، همیشه از خدا می‌خواستم محتاج و زمین‌گیر نشوم، خدا را شکر تا امروز محتاج نشدم.
مرکز توان‌بخشی و نگهداری سالمندان صفا سال۱۳۸۸ با هدف خدمات‌رسانی و دسترسی آسان و سریع سالمندان به خدمات جامع توان‌بخشی و نگهداری تاسیس شد.
پدر و مادر شهیدان مجاوری سال‌ها است در محله گلشور زندگی می‌کنند، از هر کسی در این محله آدرس خانه‌شان را بپرسی آنجا را بلدند. آنها نگین محله گلشور هستند.
خانواده مرتضایی ماهی یک بار با همدیگر دیدار می‌کنند. نزدیک‌به ۳۰ سالی از این تصمیم می‌گذرد و حالا فرزندان این خانواده همه بزرگ شده‌اند و درمجموع با عروس‌ها و داماد‌ها ۲۰ نفر می‌شوند.
احمدآقا و زهرا خانم چه آن‌زمان که زیر باران بمب‌ها و آوارگی بین کوه‌های ایلام، لحظه‌های سختشان را با یکدیگر قسمت کردند و چه حالا که با رفتن فرزندانشان به خانه بخت، دوباره زندگی دونفره‌ای را تجربه می‌کنند.
زهرا عرفانی‌پور (فعله) تعریف می‌کند: همسرش پس از شهادت مهدی، متوجه شد باردار است و برادرم هرگز نفهمید که پدر شده است. مهدی به‌شدت منتظر روزی بود که پدر شود، اما هرگز فرصت تجربه این حس را پیدا نکرد.