قالیباف - صفحه 2

ناصر الله‌وردی و همسرش تکتم قائناتی کارگاه قالی‌بافی و تابلوفرش را راه‌اندازی کرده‌اند و در ماه حدود ۹۰ کارآموز و ۲۵۰ بافنده فعال دارند.
چند‌سالی است که هنرجویان نازآفرین، دختران توان‌یابی هستند که علاوه‌بر دست‌ورزی، با یادگیری گلیم و قالی، هم مهارت‌هایشان را افزایش داده‌اند و هم به درآمدزایی رسیده‌اند.
سهیلا هاشمی‌نژاد ساکن محله شهید بهشتی می‌گوید: به‌خاطر علاقه زیادم به هنر در کنار عکاسی هر کجا که می‌رفتم، اگر بافت مخصوصی داشتند، سعی می‌کردم از مردم همان منطقه یاد بگیرم.
خدیجه رمضانی، بانوی کارآفرین محله طلاب است. او به دختران زیادی بافت تابلوفرش را به صورت رایگان آموزش داده و می‌گوید: «هر گرهی که می‌زنم، گرهی از زندگی‌ام باز می‌شود.»
علی اکبر عباس‌نژاد اولین کار مستقل خود را با کاشی کاری رواق‌های اضلاع مختلف صحن گوهرشاد آغاز کرد و بعد از آن کاشی کاری داخل آرامگاه فردوسی را به دستش سپردند.
فاطمه وارسته‌الهی از هنرمندان محله امیریه است که تابلوفرش‌هایش در بین اهالی طرفداران زیادی دارد و این هنر را از خواهرش یاد گرفته است.
حبیبه حمیدی‌فیاضی هنرمند محله رسالت است که با رنگ و نخ آثار هنری شگفت انگیزی خلق می‌کند او علاوه بر آموزش قالیبافی به ایرانی‌ها، هنرجویانی از سایر کشورها مثل ژاپن هم داشته است.
مهین بهرامیه بانوی هنرمند محله ایثارگران مشهد می‌گوید: بیشتر ساعات شبانه‌روز را پای دار‌ قالی می‌گذرانم. با گل‌های قالی حرف می‌زنم و قربان‌صدقه‌شان می‌روم که چقدر زیبایند، اگر چند ساعت آنان را رها کنم، دلتنگی غریبی پیدا می‌کنم.
وقتی آذر ظریف‌محبی برای اولین‌بار وارد خانه همسر می‌شود، فرشی دست‌باف پیش پایش پهن می‌کنند. طرح و نقش این فرش که هنر دست مادرشوهر است او را علاقه‌مند به هنر قالی‌بافی می‌کند.
استاد علی ذریه‌حبیب‌تبریزی از هفت‌سالگی شروع به بافت فرش کرده است. قالیچه منحصربه‌فرد «ایران» در طول و عرض ۱.۲۰ در ۹۵ سانتی‌متر از معروف ترین آثار هنری اوست.
تولید و تجارت فرش سه نسل است در خاندان مهندس محمدتقی پیمان یکی از تولید کنندگان فرش شهرمان دنبال می‌شود.
هنر قالی‌بافی با همه فرازوفرود‌هایی که دید، تا دوره حکومت تیموریان بر خراسان، دوام پیدا کرد و در عصر شاهرخ تیموری، باتوجه‌به تقویت هنر و ارج نهادن به هنرمندان، رونق فراوان یافت.
بچه‌های «آسایشگاه معلولان ذهنی بی‌سرپرست شهید‌بهشتی» هنرمندانی هستند که در سکوت و خلوت، نقش هنر می‌زنند، از کارگاه ساقه‌کاری و تولید اسکاچ تا معرق و قالیبافی.
سارا خشنود، دانش‌آموزان پایه سوم رشته طراحی و نقاشی فرش هنرستان «همت مردم» با شرکت در مسابقات کشوری، مقام دوم را از آن خود کرد.
رمضان‌علی ابراهیمی می‌گوید: همه‌چیز خوب پیش می‌رفت تا اینکه در دهه‌۸۰ راه صادرات فرش مسدود شد. دیگر کسی فرش نمی‌خرید. کارگرانم همه رفتند. مجبور شدم زمینی را که خریده بودم، بفروشم.
شیرین باقریان، دانشجوی دکتری و بافنده‌ای کاربلد است. او می‌گوید: گاهی در یکی‌دو ساعت همه لیف‌های پشمی و سایر محصولاتم به فروش می‌رسد و در کل احساس می‌کنم بازاریاب خوبی هستم.
حسین طلوع صادق‌زاده می‌گوید: کارگاه قالیبافی پدرم در خانه بود و ما بچه‌ها باید همگی به او کمک می‌کردیم. من تا سال چهارم دبیرستان نصف روز قالیبافی می‌کردم و نصف روز مدرسه بودم.
بین چند انبار ضایعاتی، پلاک ۷۷  دنیای دیگری است. دیدن آن همه گل و گلدان که رنگ سبز روستا را روی آن پاشیده‌اند، رؤیایی مبهوت‌کننده است و پایمان را سست می‌کند.
قرار‌گرفتن توس در‌زمره مراکز قالی‌بافی ایران، حاصل تلاش بی‌بی‌ربابه تقوی‌شاندیزی معروف به بی‌بی شاه حسینی و همسرش بوده است.
علاقه نوجوان محله گلشور به قالی‌بافی، بعد از شرکت در جشنواره دانش‌آموزی بیشتر شد.