خبرنگار - صفحه 2

احمد غایتی تعریف می‌کند: در اردوی زیارت‌اولی‌ها باید در یک روز ۲۵ خبر کار می‌کردیم. دوست داشتم با سرعت عمل کنم، اما نمی‌شد هم‌زمان با مصاحبه، تنظیم هم داشته باشیم. برنامه که تمام شد، از ۱۲ شب شروع کردیم و تا ۴ صبح نوشتیم.
عبدالقدیر سبزواری، معروف به «آزاد سبزواری»، برخلاف اسمش، بیشتر روزگار جوانی را در زندان گذراند. او که روزنامه‌نگار بود، در اواخر دوره قاجار جریده‌ای به نام «آزاد» در مشهد چاپ و منتشر کرد.
محدثه‌ و مهدیه‌سادات خواهران نوجوان خبرنگاری را شغلی هیجان‌انگیز می‌دانند و دو‌سه‌سال است که تمام وقتشان را گذاشته‌اند تا هر مهارتی را که برای بهترشدن کارشان لازم است، یاد بگیرند.
محبوبه راد می‌گوید: «عینک فتوکروم»، یک مجموعه شعر سپید است که از منظر مضمون و محتوا، دغدغه‌ها و تجربیات عاطفی من را شامل می‌شود که حاصل چند دهه زیست من بر این کره خاکی است.
این دانش‌آموز ۱۱ ساله که دچار آسیب مغزی شده، می‌گوید: هر‌زمان فوتبال از تلویزیون پخش می‌شد، گزارشگری می‌کردم و عین مجری‌ها درباره بازی‌ها صحبت می‌کردم. خانم مدیر پیشنهاد کرد خبرنگار مدرسه بشوم.
علی مداح، دیگر شهروند-خبرنگار منطقه ماست که خودش، هم عکاس است و هم فیلم‌بردار. او اعتقاد دارد اخبار باید حقیقت داشته باشد حتی اگر تلخ باشد.
فاطمه ستایش، زهرا زنده‌دل و زینب اخوت، از محلات فردوسی و چهاربرج، خبرنگاری را به‌صورت غیرحرفه‌ای از حدود سه‌چهار سال قبل ضمن ارتباط با مردم و انجام گفتگو‌های عادی شروع کردند.
عشق و علاقه به دانستن درباره جزئیات زندگی فوتبالیست‌ها باعث می‌شد همیشه یک علامت تعجب بزرگ در ذهن جواد باشد که چرا کسی داستان زندگی فوتبالیست‌ها را مستندنگاری نمی‌کند.
این نوجوان با تشویق خانواده و مسئولان مدرسه گزارشگر برنامه‌های مختلف شده است. می‌گوید: بین خانواده و اطرافیانم و حتی در مدرسه، همه از بیان و روابط‌عمومی من تعریف می‌کردند.
اولین علاقه‌مندی حمیدرضا ربانی، خبرنگاری است؛ او یک‌سال‌و‌نیم پیش، کارش را با تهیه گزارش برای کانال مسجد محله شهیدآوینی آغاز کرد و حالا خبرنگار کانال خبرگزاری محلی «بسیج گلشهر» است.
ناهید آذرنوش خبرنگار باانگیزه، سال‌۱۴۰۱ در نخستین رویداد رسانه‌ای «رج» شرکت کرد و با گوشی مدل پایین خودش، گزارشی تصویری از خیابان تاجرآباد تهیه کرد و موفق به کسب مقام سوم این رویداد رقابتی شد.
حسنا داریوش از بین جمعیت، خودش را به مسئول می‌رساند و با همان هیاهوی همیشگی، سؤالات جنجالی‌اش را با اعتماد‌به‌نفس می‌پرسد؛ سؤالاتی که خاص او هستند و از قبل کلی برای آنها مشورت گرفته است.
بهروز محسنی می‌گوید: چندشب بود که به‌خاطر دریافت خبر نشستن آپولو، مجبور بودم در دفتر کارم بمانم. آن زمان، هنوز تلفن وارد زندگی مردم نشده بود و من نتوانسته بودم خانواده‌ام را درجریان دیرآمدنم بگذارم.
 سید‌جواد عطار‌حسنی، معلمي‌که روزنامه‌نگار هم هست می‌گوید: من نان کلماتم را می‌خورم. همه معلم‌های دنیا و آموزگاران زمانی موفق هستند که بتوانند از کلماتشان بهترین استفاده را بکنند.
سیف‌الله عسکری نزدیک به ۸۰ سال دارد و روزگاری خبرنگار بوده است. اما سال‌ها چاقو تیزکرده و از همین راه چرخ زندگی را چرخانده است.
سودابه پارسا کارشناس ارشد تاریخ و یکی از بهترین معلم‌های مشهدی است. او خانم صهبا، معلم تاریخ دوران دبیرستانش را مهمترین علت معلمی این روزهایش می‌داند.
روح‌الله جعفری‌راد خبرنگار خبرگزاری دانشجویی سازمان بسیج دانشجویی کشور، سردبیر و عضو تحریریه نشریه سفیران نور (شهدای ۲۶‌خرداد)، عضو تحریریه نشریه نردبان است.
رضا بهرامی از مهر سال گذشته وارد عرصه خبری شده است و موفق شد در جشنواره فرهنگی‌هنری «امید فردا» که وابسته به آموزش‌و‌پرورش است، در رشته خبرنگاری، مقام اول ناحیه را کسب کند.
محمود صادقی که ساکن محله استادیوسفی است، حالا در چهل‌وهشت‌سالگی، چهارسال از دوران بازنشستگی‌اش را سپری کرده و معاون سردبیریِ روزنامه قدس، آخرین پست او در این روزنامه بوده است.
محمدجواد رضایی، نوجوان توان‌یاب مدرسه استثنایی کوشا هم خواننده است و هم خبرنگار.