خبرنگار - صفحه 3

غلام‌حسین غلام‌نیا خبرنگار قدیمی مشهد درباره نوشتن پیش از انقلاب می‌گوید: بر اساس سبک کوبیسم می‌نوشتیم، یعنی آن‌قدر حقیقت را بالا و پایین می‌کردیم تا هم خواننده بفهمد و هم برایمان دردسر درست نکند.
محمدحسین ملکی ۹۰ سال دارد، سال‌ها معلمی کرده و از سال ۳۸ در روزنامه خراسان مشغول به کار است، او ۴۰ سال سابقه کار خبرنگاری دارد.
حسین پورحسین که زمانی در خیاط‌خانه‌ای کار می‌کرد که مشتریانش بازیگران سینما بودند، توانست ابتدا خبرنگار حوزه سینما و بعد از انقلاب هم مدیر چندین سینما شود. او آبان سال ۱۳۹۹ دار فانی را وداع گفت.
مهدی عسکری می‌گوید: در طول این سال‌ها یاد گرفتم برای به سرانجام رساندن موضوعی مداومت بسیار داشته باشم، زیرا لازمه ختم به خیر شدن  معضل یا مشکلی، پیگیری در قالب تکرار انتشار گزارش است.
«روزنامه آفتاب شرق» به‌علت فراوانی اخباری که از استان خراسان بزرگ به چاپ رسانده، پراستنادترین منبع دست اول در تحقیقات محلی به شمار می‌رود.
روایت طلبه انگلیسی زبانی که با یک حرف گوردن براون متحول شد و با وجود موقعیت‌های خوب کاری و اجتماعی در انگلستان برای همیشه به ایران آمد.
رضا رحیم زاده چندین سال در کشورهای آمریکای جنوبی مانند هندوراس، نیکاراگوئه، پاناما، ونزوئلا، اکوادور و کلمبیا زندگی و همین چند سال زندگی او را با فرهنگ و آداب و رسوم کشورهایی غریب و پر رمز و راز آشنا کرده است.
منیره فضیلت، خبرنگار ساکن منطقه‌۱۱ شش‌سالی می‌شود که پا در این عرصه گذاشته است. او متولد سال‌۱۳۷۱ است و از کودکی سخنران خوبی بوده است بنابراین دیگران معتقد بودند که می‌تواند یک مجری توانمند باشد.
مجید خروشی خبرنگار بازنشسته و متولد ۱۳۴۵ است که در محله حجاب سکونت دارد، او کارش را از کتابداری در دوران دانشجویی آغاز می‌کند و از سال ۷۰ به استخدام روزنامه خراسان درمی آید.
حمیدرضا ناسخ، پیش‌کسوت روزنامه خراسان، می‌گوید هم‌دوره‌ای‌بودنش با شهید صارمی برای چند روز در زیرزمین تاریک و تاریخی مزارشریف، درس‌های بسیاری از شخصیت این شهید بزرگوار برای او به یادگار گذاشته است.
محمد شهیدالاسلامی روزنامه‌نگار پیشکسوت خراسانی از سختی‌های خبرنگاری در زمان قدیم می‌گوید: برای ارسال گزارش به تهران، باید ساعت‌ها منتظر ارتباط تلفنی می‌ماندیم.
کار «جعفر اسدی فرخد» تنها به جمع‌آوری روزنامه‌های قدیمی خلاصه نمی‌شود، او عاشق است، عاشق اسناد قدیمی و آن‌ها را ربط می‌دهد به حفظ فرهنگ و هویتمان.
مهدیه صمدی، نوجوان محله خاتم‌النبیاء به‌تازگی رتبه اول جشنواره خوارزمی را در بخش انرژی‌پژوهی و با موضوع انرژی‌های نوین کسب کرده است.
عباس ساعی‌مهدی‌آباد، شاعر سرشناسی که کودکی و نوجوانی‌اش در مهدی‌آباد سپری شده است و اکنون نیز در بحرآباد، محله‌ای در یک‌قدمی مهدی‌آباد روزگار می‌گذراند، سال‌ها در آموزش‌وپرورش و در محافل ادبی مشهد، شاگردانی را به دنیای ادبیات مشهد معرفی کرده و شاعران برجسته‌ای برای این شهر پرورش داده است.
بخشی از آنچه امروز ما از دفاع مقدس می‌دانیم، نتیجه زحمات خبرنگاران و عکاسانی است که چشم بیدار مردم در مناطق جنگی بوده‌اند؛ آن‌هایی که دوربین و قلم، سلاحشان بود. به خط مقدم می‌رفتند، دوربین را مقابل تانک‌های دشمن علم می‌کردند و با هر شات و یادداشتی، گزارشگر یک جنگ نابرابر می‌شدند.
اولین روزهای کارم در روزنامه خراسان بود و قرار بود در سرویس فرهنگی و اجتماعی کار کنم، یعنی خودم علاقه داشتم که در این دو گروه باشم. صفحه حوادث نیز در همین گروه بود و سرویس مستقلی نداشت. خبرنگار و نویسنده صفحه حوادث هم آقای توپ‌ریز بود، مردی نازنین دوست‌داشتنی و کاربلد. به من گفت که می‌خواهم بروم دادگاه تو هم می‌آیی؟ گفتم: بله برویم. برای اولین بار دادگاه را از نزدیک می‌دیدم آن‌ هم دادگاهی که پرونده‌ای مربوط به قتل را بررسی می‌کرد. قاتل و خانواده مقتول و داستان‌های روح‌آزاری که در این دادگاه‌ها هست مرا که آدم صلح‌جو و دل‌نازکی بودم به‌شدت تحت تأثیر قرار داد.
او که یکی از اعضای فعال انجمن اسلامی مدرسه و عضو بسیج بود، در سال1362 در عملیات خیبر به اسارت دشمن درآمد. نزدیک به هفت سال اسارت و 45درصد جانبازی، سهم «محمد عالم رودمعجنی» متولد 1345 در شهرستان تربت حیدریه از روزهای دفاع و مبارزه است. هم‌زمان با روز بازگشت آزادگان به وطن با این ساکن محله بهشتی که بهترین دوران جوانی خود را در اردوگاه «رمادیه» زیر بار شکنجه بعثی‌ها گذراند، هم‌کلام شدیم تا خاطراتش را مرور کنیم.
روزنامه‌نگاری مشهد را نباید مرهون هیچ عمل یا عاملی جز شخص «ادیب‌‌الممالک فراهانی» دانست. او که پیش از آمدنش به این دیار، در تبریز روزنامه‌نگار بوده و جریده «ادب» را منتشر می‌کرده است، این روزنامه را با خود به مشهد می‌آورد تا ارض اقدس پس از این، صاحب یک روزنامه شهری شود. ماجرا از این قرار است که ادیب چهل‌ساله بوده است که برای رتق‌و‌فتق امور موقوفاتی خاندانش در مشهد راهی خراسان می‌شود اما این سفر او را پاگیر مشهد می‌کند، آن‌چنان‌که حضورش در این شهر سه سال به درازا می‌کشد.
جوان و بی‌ادعا هستند، خودشان را خادم مردم می‌دانند و جزو افتخاراتشان است که در طول 9سال کاری‌شان، نه‌تنها رقمی بابت کارشان دریافت نکرده‌اند؛ بلکه همیشه خودشان هزینه‌های جانبی را پرداخت می‌کنند. نمی‌شود ساکن محله طرق باشید و رسانه مرتبط با این محله را در فضای مجازی نشناسید. رسانه‌ای که چند سالی می‌شود به‌دلیل افزایش هزینه کاغذ از بین مردم جمع شده وحالا با نام «طریق طرق» در فضای مجازی انعکاس می‌یابد.
زندگی این بانوی چهل‌ویک‌ساله ساکن محله لادن سال‌هاست با شعر و ادب گره خورده است. از نوجوانی دلش می‌خواسته شیوه خودش را در شاعری داشته باشد و در همان سن برای همراه‌شدن با شعر فارسی بهای زیادی پرداخته است، به همین دلیل دغدغه‌اش نوجوانان‌ هستند. او احساس و عاطفه را عنصر غفلت‌شده شعر نوجوان می‌داند. هر جا که ببیند نوجوانی علاقه‌مند ادبیات است بی‌درنگ او را در مسیر درست هدایت می‌کند.