امام حسین(ع) - صفحه 8

سید حسین محمدنیا، سال‌هاست افتخار خدمت در دستگاه سیدالشهدا دارد و در کار خوانندگی برای اهل‌بیت (ع) شاگرد مرشد قاسم ثابت بوده است.
محمدیعقوبی سال ۱۳۲۳ در شهر بیرجند به دنیا می‌آید و تنها چیزی که او را پایبند و علاقه‌مند به این شهر می‌کند، مراسم عزاداری ماه محرم است. او بیشتر از ۶ دهه است که تمام سال را منتظر محرم می‌ماند.
آخرین سال قبل از سقوط صدام با بچه‌های کشیک‌هفتم کفشداری حرم رضوی رفتیم، کربلا، وقتی وضعیت حرم امام حسین (ع) را دیدیم خیلی ناراحت شدیم.
همه کاره هیئت «عزاداران حسین مظلوم (ع)» مادر خانواده طلوعیان است، از حمایت مالی تا تهیه مواد اولیه غذا و ترشی، سبزی، نان و شربت به عهده اوست.
هزینه هیئت را از مغازه اغذیه‌فروشی که دارم و کم‌کم جمع می‌شود، تأمین می‌کنم. خدا را شکر می‌کنم. به امید خدا تا زنده‌ام مجلس امام‌حسین (ع) را برپا می‌کنم.
23آذر 1357 و حمله به بیمارستان امام رضا(ع) مشهد یکی از غمگین ترین حوادث انقلاب اسلامی ایران است که همچنان پس از گذر چهار دهه و اندی از آن، روایتش درد دارد. قصه این تراژدی با یک جمله شروع می شود: «حرکت چماق به دست ها».
هاجر‌خانم سال‌های اولی که خادم مسجد شد، هنوز بنای آن بازسازی نشده بود؛ پنجره‌ها چوبی و دیوارها کاهگلی بود. جاروبرقی نداشت و باید با دست جارو می‌کرد و تمیزکاری به‌دلیل قدیمی‌بودن بنا زمان‌بر بود ولی هیچ‌گاه در این‌زمینه گلایه‌ نمی‌کرد. جاروی اول هر روز را به نیت سلامتی امام‌زمان (عج) می‌زند و هم‌زمان زیر لب برای جوان‌ها، درگذشتگان، دوست و آشنا دعا می‌کند و صلوات می‌فرستد؛ خدا را ممنون‌ هستم که گذاشت نوکر خانه‌اش باشم. نظافت خانه او برایم سخت نبوده و نیست، چون تمام زندگی‌ام از برکت نگاه و لطف و کرم خدا و حضرت ابوالفضل(ع) است.
قضیه از این قرار است که خانم ظهور ابراهیمی به همراه برادر و خانم برادرش در چند سفر گذشته که به کربلا رفته‌اند و میزبانی عراقی‌ها را دیده‌اند، با خود گفته‌اند چرا ما مشهدی‌ها زائران امام رضا(ع) را همان‌طور پذیرایی نکنیم تا کلی خاطره خوش از میهمان‌نوازی مجاوران نداشته باشند؟ جرقه این کار هم وقتی خورده که آستان قدس رضوی اعلام کرده است؛ مشهدی‌ها پویش هر خانه یک زائرسرا را راه بیندازند و نگذارند زوار امام رضا(ع) احساس غربت کنند. حالا قرار است خانه مریم‌ خانم و احمد آقا زائرسرایی باشد برای میهمانان آقا علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع)
خانواده فتحانی به محض ساکن شدن در منطقه11 که به حدود 15سال قبل برمی‌گردد، تلاش برای برپایی روضه‌ها و مراسم مذهبی را به همراه بقیه ساکنان شهرک ارمغان آغاز کرده‌اند. مهدی آقا می‌گوید: ما در آن‌زمان در این اطراف، نه مسجد داشتیم و نه هیچ فضایی برای برگزاری مراسم مذهبی. به همین دلیل از فضای کنار خیابان و پارکینگ ساختمان‌ها مراسم را شروع کردیم و تاکنون که مسجد فتاح به بهره‌برداری رسیده این برنامه‌ها را پیش برده‌ایم.
همه این عاشقان که رنج راه را به جان خریده‌اند دوست دارند در مشهد هم در نزدیک‌ترین نقطه به حرم ساکن شوند تا هرلحظه دلتنگی را با حضور در این بارگاه یا سلام و نگاهی به گنبد طلا آرام کنند. موضوعی که طبق گفته‌های سرپرست شهرداری منطقه ثامن مدنظر بوده و محل‌های اسکان در نزدیک‌ترین نقاط به این بارگاه آماده شده‌ است. آن‌طور که ساسان نورین‌مقدم گزارش داده‌ است محل‌های اسکان در خیابان شهید شوشتری1 و 3، شهدای حج3، انتهای نوغان و پنج‌راه قرار دارد. محل‌هایی که کمتر از 1300متر با بارگاه منور امام هشتم(ع) فاصله دارند.
سی سالی می‌شود که این خیمه به‌یاد امام‌حسین(ع) و امام‌رضا(ع) برپا می‌شود و دویست نفر هم با عشق و علاقه‌ای که به اهل‌بیت(ع) دارند، رخت خادمی به تن کرده‌اند و میزبان زائران آقا می‌شوند. میزبانی‌شان هم در حد اعلاست؛ چون نام سید‌وسالار شهیدان و امام غریبان درمیان است. به همین دلیل است که نمی‌توان از چای و نباتش تعریف نکرد، از قهوه عربی‌اش نگفت و از وعده شام و ناهاری که شکم هزاران نفر را سیر می‌کند، حرف به میان نیاورد.
در محله ایثارگران زوج عاشقی هستند که چشم انتظار مهمان‌ هستند. محمدرضا قمری مقدم و ملیحه ماکوکار درب خانه‌شان را در دهه اول و آخر صفر به روی عزاداران باز می‌کنند. آن دو که دخترخاله و پسرخاله هستند، رسم دیرینه مادربزرگ را زنده نگه داشته‌اند و روضه دهه اول صفر را که قدمتی پنجاه‌ساله دارد برگزار می‌کنند. هر دل‌شکسته‌ای می‌تواند به این روضه بیاید. سخنرانی، خواندن زیارت عاشورا و مداحی از برنامه‌های دهه اول صفر است.هشت‌سالی می‌شود که روضه خانوادگی حاج محمدرضا و ملیحه خانم گره خورده است به میزبانی از زائران پیاده امام رضا (ع).
محله رضائیه یکی از محله‌های قدیمی منطقه5 مشهد است که مرور تاریخش حکایت از آن دارد که این محله مذهبی‌های زیادی را در خود جای داده و وجه دینی و مذهبی‌اش بر جنبه‌های دیگر آن غلبه دارد. به همین سبب این محله در ایام محرم و صفر از محله‌های شلوغ به شمار می‌رود و هنوز که هنوز است چراغ هیئت قدیمی آن در این ایام روشن و پذیرای عزاداران ابا عبدالله الحسین(ع) است. هیئت مردمی مسجد امام رضا(ع) در این محله مصداقی بر این سخن است. هیئت قدیمی که در دو ماه محرم و صفر شور حسینی در آن به پاست و شش دهه عزاداری می‌کنند.
دختر هنرمند محله الهیه تا ده‌سالگی تعزیه‌خوان بوده و بعد از آن ارادتش به آستان حضرت دوست را طور دیگری نشان داده است. مونا پهلوان پنج‌سالی می‌شود که پای کار دوخت لباس‌های تعزیه‌خوانی است و بیشتر وقتش را پای چرخ می‌نشیند و لباس های اولیا و اشقیا را سردوز می‌زند. لباس‌هایی که برای اهالی محله متبرک است و از سرقیچی پارچه‌ها برای خودشان می‌برند.
رضا برزانی اربعین هر سال به دیار اجدادی‌اش می‌رود و یکی از کارهای مهمی که در این ایام انجام می‌دهد، این است که در موکب‌ها نقش مترجم را برای ایرانیان ایفا می‌کند. این نذری است که از 11سال پیش آغاز کرده است و به گفته خودش، علاوه بر زیارت سیدالشهدا(ع)، خواسته در این سال‌ها دینش را به میزبانانی که به او فارسی یاد داده‌اند ادا کند.
حاج‌محمد اخوان و رفقایش در محله بالاخیابان نیز از آدم‌هایی هستند که اسباب رسیدن دل‌دادگان اباعبدالله الحسین(ع) به آن تربت اعلا هستند. آن‌ها هرسال دور هم جمع می‌شوند و تعدادی از افراد نیازمند آرزوبه‌دلی را که تاکنون زیارت کربلا نصیبشان نشده است، با همراهی خیران به راهپیمایی اربعین گسیل می‌کنند. امسال آن‌ها نزدیک به سیصد نفر را راهی کربلا کردند.
پویش عروسک‌های «رضا» و «رضوان» نخستین بار امسال از میلاد امام هشتم(ع) به کوشش بانوان در اداره انتظامات حرم مطهر شروع شد. «رضا» و «رضوان» دو عروسکی هستند که قرار است فرهنگ رضوی، رضایت و عفاف را با خودشان به خانه کودکان ببرند. سه هفته است که حدود دوازده نفر از خادمیاران رضوی در حال ساخت عروسک‌های اربعین هستند.
محمدحسین رضایی سیزده‌ساله روزهای شنبه مکبری نماز جماعت در حرم را برعهده دارد. او از شش‌سالگی با قرآن انس گرفته و در مداحی، تلاوت، روخوانی و حفظ قرآن کریم هم مهارت دارد. محمدحسین لباس خادمی‌اش را پوشیده تا در حرم اباعبدالله(ع) هم با همین لباس زیارت کند. دلش می‌خواهد همانند نمازهای مسجد محله و حرم امام رضا(ع)، تکبیر نماز مغرب حرم اباعبدالله(ع) را هم بگوید.
رضا رستمی که مؤسس هیئت منتقم‌الحسین(ع) است، می‌گوید: هیئت ما، هیئت مادر است، یعنی نوجوان‌ها را جمع می‌کنیم، هیئت‌داری را به بچه شیعه‌ها یاد می‌دهیم و بعد می‌فرستیم بروند در کوچه‌پس‌کوچه محله‌شان موکب و هیئت برپا کنند.او وقتی تنها 16سالش بود، هیئت «منتقم‌الحسین(ع)» را به‌عنوان هفتمین هیئت سازمان تبلیغات ثبت کرده و به گفته خودش تاکنون بیش از بیست هیئت از آن منشعب شده‌است.
اصغر مجیدیان 67سال دارد. از آن خوب‌های روزگار که وقتی هم‌کلامش می‌شوی زلالی وجودش را خوب حس می‌کنی. هشت سالی می‌شود که با موتورسیکلت فاصله 2هزار و 600کیلومتری حرم امام رضا(ع) تا حرم اباعبدالله(ع) را می‌پیماید تا روز اربعین در کربلا باشد. او بیشتر سفرهای دوران بازنشستگی را با موتورسیکلت سپری کرده‌ است؛پنج‌بار دور ایران را با موتور پیموده و با این سن و سال عضو فدراسیون موتورسواری ایران است.می‌گوید: اگر بخواهم خیلی صریح و شفاف بگویم من با امام حسین(ع) عشق می‌کنم و حالم با نام حسین(ع) و دیدن گنبد و بارگاهش خوب می‌شود.