ازدواج - صفحه 3

نیره الداغی می‌گوید: مدتی پیش عروس و مادرشوهر با داماد آمده بودند. عروس چشمش لباسی را گرفته بود. قیمتش هم زیاد نبود، اما مادر داماد تأکید داشت لباس دیگری انتخاب کند. کار به دعوا رسید.
انیس آغا ساکن قدیمی محله احمدآباد هشتاد سال پیش اسیر خان‌سالار، ارباب دولت‌آباد شد ولی در نهایت نه تنها او را حلال کرد که عاشقش هم شد.
کاظم موسوی و پدرش سال‌هاسر سفره عقد عروس و داماد‌های جاده قدیم نشستند. او و پدرش محضر ازدواج سیار داشتند و برای خواندن خطبه عقد جوان‌های بولوار فردوسی به این جاده می‌رفتند.
خدیجه عرفاتی بانوی انقلابی از خاطرات انقلاب و دفاع مقدس می‌گوید: بهترین خاطره من در زندگی، جاری‌شدن خطبه عقدمان توسط امام راحل در مهرماه ۱۳۵۹ و در جماران است.
عضو شورای اجتماعی محله شهید قربانی می‌گوید: زمانی‌که با خانواده‌های نیازمند در ارتباط بودم، متوجه شدم که یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌های این خانواده‌ها هزینه‌های سرسام‌آور جهیزیه است.
اگر عروس و داماد‌ها در مدت حضورشان در ساختمان شهدای قرقی، چشمشان به نورسیده‌ای روشن و افتخار مادر و پدر‌شدن نصیبشان شود، مدت حضورشان در این منازل، به سه‌سال افزایش پیدا می‌کند.
در طبس قدیم رسم بر این بود سه روز عروس به تخت می‌شد و زن و دختر‌ها به‌اصطلاح می‌آمدند به «سیل عروسی» یعنی تماشای عروس. عروس را در ایوان خانه روی صندلی می‌نشاندند و از دور و نزدیک می‌آمدند به تماشا.
زهره برامکی‌یزدی تعریف می‌کند: ۲۳ اسفند، عملیات بدر بود که ترکش خورد و اسیر شد. همه پانزده‌نفری که با هم بودند، اسیر شده بودند. در این فاصله هر شش‌ماه یک بار نامه‌ای می‌آمد که بدانم زنده است.
علیرضا سعیدی و همسرش برای تامین معاش و مخارج زندگی، به پرورش کرم ابریشم در منزل می‌پردازند؛ کاری که تا آن زمان سابقه نداشت اما آن‌ها به خوبی از عهده کار برآمدند.
پایگاه بسیج مسجد فاطمه‌الزهرا(س) محلی برای برگزاری مراسم ازدواج آسان است. همه این کار‌ها را ۲۰۰ نیروی فعال پایگاه به طور داوطبانه انجام می‌دهند و برای همین هم هست که پایگاه‌شان در کشور نمونه شده است.
روح‌انگیز بیابانی بانوی نیکوکاری است که با کمک تعدادی از افراد خیّر به زندگی بیش از هزار زوج جوان سامان ببخشیده است. این کار با تاسیس موسسه خیریه‌ای که به نام امام‌چهارم(ع) لقب گرفته انجام می‌شود.
طاهره ارفع در هفده‌سالگی در محله فردوسی ازدواج کرد و با مراسمی ساده به خانه بخت رفت. او روز خواستگاری خودش حاضر نبوده است و پدر و مادرش جواب بله را به آقای خواستگار داده‌اند!
حاج احمدآقا شریفی، محضردار قدیمی نوغان با خنده تعریف می‌کرد: توی محل، تقی‌به‌توقی که می‌خورد و از خانه‌ای صدای زن و شوهری بلند می‌شد، فردایش من جوابگوی صدنفر بودم.
ستاد ازدواج آسان مسجد المهدی (عج) شهرک مهرگان زوج‌ها را پس از عقد تنها نمی‌گذارد؛ به همین منظور کمیته تسهیلگری را برای زوج‌هایی که توانایی مالی خوبی ندارند، تشکیل داده است.
اصغر نادری، قدیمی محله نوید از خاطره شب عروسی‌اش می‌گوید: روزی که قرار بود دنبال عروس برویم، هنگام بازگشت گرفتار سیل هولناکی شدیم ومهار اسب همسرم را به دست گرفتم.
سمیه رمضانی می‌گوید: خیلی وقت‌ها در کلاس به دانشجویانم می‌گویم درسی که می‌توانیم در کانون خانواده از بزرگ‌تر‌های فامیل یاد بگیریم، درس زندگی است که از درس‌های دانشگاه خیلی مهم‌تر است.
قبل از ورود به خانه باید آن انار را به‌سمت عروس پرت می‌کرد تا به او ثابت کند مرد خانه است. عروس باید مراقب می‌بود انار به سرش نخورد تا گربه داماد دم حجله کشته نشود.
معصومه شیردل‌بایگی، همسر جانباز قطع نخاع سیدمحمد قریشی خلیل‌آبادی است که هنوز بعد از ۳۰ سال به انتخابش می‌بالد.
خیریه منتظرین ولیعصر (عج)، ازجمله خیریه‌های نام آشنا و فعال در مشهد است که از سی سال قبل، هم‌زمان با ساخت مسجد المنتظر در محله استاد‌یوسفی، فعالیتش را آغاز کرده است.
معین حسینی از کودکی عاشق جهانگردی بوده و بالاخره در یکی از همین سفر‌ها با «مارسلا وارگاس‌سانتاماریا» آشنا می‌شود. ادامه این آشنایی، منجر به ازدواج می‌شود با یک شرط؛ مسلمان شدن عروس.