ابراهیم کار حرفهای هنریاش را با بازی در فیلم «مهاجر» که ساخته آقای حاتمیکیا بود، ادامه داد و سپس به عنوان کارگردان، منشی صحنه، دستیار، برنامهریز و ... در چند فیلم سینمایی به ایفای نقش پرداخت.
حسن آخوندپور که از سال ۱۳۸۶ بهعنوان مدیرعامل شرکت فیلمسازی فعالیت میکند میگوید: مراحل رشد فکری و فنی یک فیلمساز از لحظه مشخصی شروع نمیشود. همیشه یک دوربین «وی اچ اس» بر دوشم بود و از هرچه که میدیدم فیلم میگرفتم.
محمد جهانپا، هنرمند محله شفا، از کودکی با هنر عجین شده و فعالیتهایش را از تئاتر آغاز کرد. او که در حرفه بازیگری و کارگردانی تاکنون در جشنوارههای مختلفی شرکت کرده و موفق به کسب مقام شده است، از نبود انجمن ویژه برای هنرمندان گله دارد.
محمد سلطانی، از کودکی و چهارراه جلالیه عاشق سینما بود. او حالا با ساخت فیلم تصویرگر زندگی مشهدیهاست و در این باره میگوید: من بچه پایینشهر و به زیروبم تمام محلهها و کوچههای آنجا آشنا هستم.
سیدمحمد محمدیسرشت کارهای مختلفی در حوزه مستند انجام داده است. از مستند «ما بیشماریم» که برگزیده جشنواره فیلم عمار شده تا «هممحلهای مردم» و «امام محله» و ... که همه آنها با موضوع محله است.
حسن یعقوبی میگوید: سال ۵۲ فریدون ظهیری مرا به «هِراند مامنگاساریان» مالک سینما ایران معرفی کرد و از این سال کار من بهعنوان مدیر سینما آغاز شد و این مدیریت تا سال ۷۹ که سینماهای خیابان ارگ به علت ایمن نبودن تخریب شدند، ادامه داشت.
شعرهای جواد حاجیزاده چندین بار در مسابقات شعر فرهنگیان استان به عنوان اثر برتر برگزیده شده است و نمایشنامهها و کارگردانیاش در جشنوارههای تئاتر دانشآموزی حرفهای زیادی برای گفتن داشته است.
مسعودی یا همان علی مشهدی، چهره هنری شناخته شدهای برای مشهدی هاست. در بین کارهایی که کارگردانی کرده است بیش ازهمه به سریال «نوروز رنگی» علاقه دارد و میگوید: «نوروز رنگی» را خیلی دوست دارم. همه چیز در آن درست بود.
علی سلمانی معتقد است روایتگری باید به بهبود جهان منجر شود. همین نگاه باعث شده هم در انتخاب سوژهها جسارت به خرج دهد و هم در انتخاب زیستگاه هنریاش، مشهد را برگزیده است.
خزیدن زیر پوست «پوپول»، دنیای تازه سودابه نیکنیا، دختر صداپیشه محله شیرودی است. نخبهای که با وجود مدرک کارشناسیارشد رشته بیوشیمی سراغ صداپیشگی عروسک رفته است.
محمد دستمالچیان خراسانی فیلم ساز مشهدی که مجموعه مستندهایی را در ارتباط با هویت شهر تولید کرده، اعتقاد دارد که برای پرداختن به موضوع هویت شهری، نیاز به ایجاد مراکزی داریم.
عباس جانفدا، نویسنده و کارگردان تئاتر میگوید: من همیشه سعی کردم به باورهای مردم سرزمینم احترام بگذارم و بیشتر آثار من در مورد باورها، رسوم و اعتقادات خراسانیها است.
هفدهساله که بودم یک دوربین VHS به دستم رسید و همان موقع بدون هیچ آموزشی و فقط با استعداد خودم، در عرض یکیدو روز فیلم کوتاهی به کمک پسرعمویم ساختم و با دو ویدئو آن را مونتاژ کردم.
محمد یداللهزاده دانشجوی رشته عمران، از سالها پیش یعنی زمانی که دانشآموز بوده، وارد گروههای تئاتر شده و حالا چند سالی است با تشکیل گروه «هیراد» در زمینه فیلمسازی در محله بهطور جدی فعالیت میکند.
حمیدرضا حافظشجری در ۱۱ سالگی دیپلم افتخار «مقام اول بازیگری مرد» را در بیستوسومین جشنواره تئاتر استان به دست آورد، همان موقعی که در دبستان منظورالمهدی محله دروی درس میخوانده است.
تجربه و تسلط یاسمین بعد از دادن تست در گروه «مهدویت»، موجب شد برای نقش اصلی انتخاب شود؛ این تجربه، علاقه او به کارگردانی را دوباره زنده کرد و تصمیم گرفت گروهی را برای آموزش در مسجد حضرت ولیعصر (عج) راه بیندازد.
دهقانپور میگوید: دغدغه معیشت همیشه گریبانگیر هنرمندان بوده و هست. سالهای سال در محیط اداری مشغول کار بودم، جایی که قواعد و شرایط آنچندان دستت را برای خلاقیت باز نمیگذارد!
احمد فخرصباحی، قاتل مرموز، باهوش و خطرناک سریال مزد ترس بود که تماشاگران سریال را بیپلک زدن، به دیدن باقی ماجرا ترغیب میکرد.
آخوندپور فیلمهای بسیاری را ساخته و کارگردانی کرده است که همهی آنها در شبکههای سراسری پخش شدهاند. میگوید: بهدنبال این هستم که کاری در ارتباط با مشهد و فضای معنویاش یا یکی از قصههای شاهنامه کار کنم.
آوانس اوهانیانس در پنجسالگی همراه پدر راهی عشقآباد و سپس مسکو شد و در هنرستان هنر این شهر به تحصیل در رشته سینما پرداخت. او پس از پایان تحصیلات همراه خانواده به مشهد آمد و با نام «آوانف» در تالار اعتبارالسلطنه مشغول کار شد.