پدر ماریا آقاپور، اهل نقاشی و خوشنویسی و ساز بود و استادان بزرگ هنر در خانهشان رفتوآمد داشتند. به همیندلیل از کودکی گوشش با انواع نواها و چشمش با انواع رنگها آشنا شد.
محله
رضاشهر
رضاشهر از محلات قدیمی و اصیل مشهد است که صاحبان اولیه زمینهایش، کارکنان آستانقدسرضوی بودند. آنها بر اساس طرح موظف شدند خانههایشان را ویلایی و حداکثر در دوطبقه با دیوارهایکوتاه بنا کنند. کسی حق نداشت این الگوی ساختوساز را نادیده بگیرد. طراحی رضاشهر الهامگرفته از شهرکهای حومه پاریس بود.
احمد بختیاری، قاری ممتاز مشهد میگوید: همیشه خداوند را بهخاطر اینکه در خانوادهای قرآنی متولد شدم، سپاس میگویم و اتفاقا خودم هم فرزندانی قرآنی به جامعه تحویل دادم.
علی جمشیدی ایرانگردی است که سفرهایش را با پای پیاده میرود. سفرنامهنویس باید تنها سفر کند تا بتواند بهخوبی حوادث و وقایع سفرش را ثبت کند.
خانواده مرتضایی ماهی یک بار با همدیگر دیدار میکنند. نزدیکبه ۳۰ سالی از این تصمیم میگذرد و حالا فرزندان این خانواده همه بزرگ شدهاند و درمجموع با عروسها و دامادها ۲۰ نفر میشوند.
رمضان حیدری، بیشتر از ۳۰ سال میشود که سرکوچه قدیمی یکی از خیابانهای پیروزی، بقالی دارد. او بهدلیل اینکه قبلا نانوا بوده، طبق همان عادت دیرینه صبح زود مغازهاش را باز میکند.
خانواده شعبانیفر دو فرزند و داماد خود را تقدیم انقلاب کردهاند، در این بین محمد افتخاری، نقش مهمی در مبارزات انقلابی محله رضاشهر داشته است و همین هم سبب میشود پدرزن خودش دامادش را انتخاب کند.
علیرضا دلبریان رزمنده محله رضاشهر و راوی برنامه تلویزیونی روایت فتح است. او خانه خود را به موزه جنگ و دفاع مقدس بدل کرده و میزبان برنامههای فرهنگی بسیاری است.
«مرکز توانبخشی کودک کمشنوا و ناشنوای نغمه» واقع در بولوار رضوی در دوران کوتاه فعالیتش سبب شده کودکان زیادی مشکل شنوایی را پشت سر بگذارند و با کلام زیبایشان با خانوادهشان صحبت کنند.
خانم اسماعیل زاده، ۳۲ ساله که چشم انتظار اثری از فرزند مفقودالاثرش است. او خادم افتخاری حرم است و هر روز از امام رضا (ع) میخواهد تا نشانهای از فرزند شهیدش برای او بیاورند.
شهید محمدجواد صالحیان همراه با برادرش جزء اولین جوانانی بودند که از مشهد به مناطق جنگی اعزام شدند، او در عملیات والفجر یک به شهادت رسید و پیکرش را دوازده سال بعد پیدا کردند.
هیئت کودکان و نوجوانان علوی با مشارکت اداره فرهنگی و اجتماعی شهرداری منطقه ۹ از ابتدای محرم به مدت یازدهشب در بوستان فردوس میزبان کودکان محله رضاشهر است.
در مدت ۱۲ ساعت، محسن نوکاریزی زیر لب ذکر ائمهاطهار (ع) را میگفته و چند بار هم از فرمانده تیپ آب خواسته، اما به دلیل خونریزی شدید، آنها نمیتوانستند به او آب بدهند.
دسته ویژه خطشکن جبهه، گروهی هستند که هرگز برنمیگردند. محسن با علم به این موضوع به عضویت دسته ویژه درآمده بود. او ۵ اردیبهشت۱۳۶۶ در عملیات کربلای۱۰ به شهادت رسید.
احمد و محسن در یکی از دشوارترین عملیاتها یعنی والفجر یک، کنار هم مقابل دشمن جنگیدند. هر دو برادر در این عملیات و در کنار هم به شهادت رسیدند.
محمد سالاران یکی از اهالی محله رضاشهر است که علاقه زیادی به گل و گیاه دارد، او منزل مسکونی خود را به باغی از گل تبدیل کرده است که پیدا کردنش کار چندان سختی نیست.
شهیدمحمدرضا خلیلزاده برای رفتن به جبهه مبلغی پول درخواست کرد که پدرش، چون میدانست برای ثبتنام در جبهه این پول را میخواهد، به او نداد. او هم با پولِ رنگ کردن دیوارهای خانه همسایه، هزینه سفرش را جور کرد.
عذرا صلاحی کارآفرین محله رضاشهر است. بسیاری از رزمندگان دوره جنگ، سرمای زمستانهای جبهه را با لباسهایی که این مادر مهربان برای آنان ميبافت تحمل ميكردند.
اگر شما موتورسوار باشید فرقی نمیکند کجای رضاشهر از خرابی موتورتان مانده باشید چرا که حتما از دو نشانی تعمیرگاهی که از مردم میگیرید، یکی مربوط به تعمیرکار کوچه رز است؛ «برو پیش اوستاعباس.»
ناصر مشایخی معلم آموزش و پرورش و یک روانشناس است که در مسجد به مردم مشاوره میدهد. او گاهی اوقات تا ساعت ۱۲ شب برای حل مشکلات خانوادهها وقت میگذارد.
معصومه یَسبیبجد ۲۵ سال سابقه تدریس در آموزشوپرورش را دارد. او اکنون کلاسهای داستاننویسی برگزار میکند و چندین کتاب به چاپ رسانده که «ذبیح» از جمله آنهاست.