محمد جهانپا، هنرمند محله شفا، از کودکی با هنر عجین شده و فعالیتهایش را از تئاتر آغاز کرد. او که در حرفه بازیگری و کارگردانی تاکنون در جشنوارههای مختلفی شرکت کرده و موفق به کسب مقام شده است، از نبود انجمن ویژه برای هنرمندان گله دارد.
محله
شفا
محله شفا که فقط بخش کوچکی از انتهای بولوارشفا را در برمیگیرد به اراضی «نخودک» و «سمزقند» معروف بوده است. بعداز انقلاب، زمینهای محله به مردم داده شد تا خانه بسازند.۱۰سال پیش، این خیابان و معابراطرافش به«شهرک امام» شهرت داشت. شمار بالای جوانان ۲۵ تا ۳۴ سال و کودکان کمتر از ۴ سال بیانگر جوانی جمعیت در این محله است.
کمال قربانیان، معلم محله شفا با ۲۴ سال سابقه تدریس با ماشین و لپ تاپ شخصی از زمان استراحتش میگذرد و به خانه دانشآموزان میآید و بدون هیچ چشمداشتی به آنها درس میدهد.
باشگاه رزمی کونگفو در مسجد امامخمینی (ره)، جایی است که سیدهزهرا بیات بیشاز پنجسال است بهعنوان مربی در آن فعالیت میکند. شاگردانش در اینجا تنها برای مبارزه آموزش نمیبینند؛ آنها یاد میگیرند چگونه بدن و ذهن را همزمان کنترل کنند.
در محله شفا، بانوی سرپرست خانواری زندگی میکند که بار زندگی را یکتنه بر دوش کشید و هر بار که زمین خورد دوباره برخاست و چهار فرزند صالح و موفق پرورش داد.
حامد آقایی، ساکن محله شفا با الهام از آیات قرآن، مسیر زندگیاش را تغییر داده و با ثبت «نظریه مهندسی ذهن با نگرش اسلامی»، الگویی بومی برای شادزیستن و مدیریت ذهن ارائه کرده است.
احمد مزیدی از قدیمیهای محله شفاست که از پنجسالگی پشت دار قالی نشستن را رها کرد و به خیاطی پناه برد. حالا پس از ۴۵ سال، خاطرات محله شفا را در قاب دوخت و دوزهایش حفظ کرده است.
همه میدانستند نفسامالبنینخانم به نفس محمد، بند است و اگر یک روز او را نبیند، دوام نمیآورد. اما بازی روزگار شرایط دیگری را برایش رقم زد و هردو پسرش را از او گرفت. او حالا سالهاست با محمد زندگی میکند و هر شب خواب غلامرضا را میبیند.
خیابان شفای۹ پل ارتباطی بین خیابان حرعاملی ۶۵ و شهیدموسویقوچانی ۱۲ است. پایین تابلو کلمه «فتحالمبین» نوشته شده است که اشاره به نام قدیم این محله دارد. این معبر از سال۵۷ به بعد مسکونی شده است.
کبری محمدی، مادر شهیدان غلامرضا و عبدالله صفدرینژاد، چهلسال است در کوچهای زندگی میکند که مزین به نام پسران شهیدش است. هنوز هم در حسرت آخرین خداحافظیاش با هر دو فرزندش مانده است.
بعد از انقلاب به مرور ساختوساز در کوچه برادران شهید صفدرینژاد۲۰ زیاد شد. این کوچه اکنون با داشتن بوستان، زمین ورزشی و کتابخانه محل جمع شدن کودکان، جوانان و بزرگسالان محله شفاست.
بالاخره سال ۱۴۰۰ به این آرزوی دیرینه جامه عمل پوشانده شد و پیشدبستانی طراوت سزاواررحمت تأسیس شد. این پیشدبستانی چهل دانشآموز نابینا و کمبینا دارد.
حمیدرضا داوودینژاد میگوید: پویش واقفین سبزاندیش طرحی است که در آن اولیا همراه مدرسه شدند و با خرید یک یا چند متر از چمن مصنوعی، در بازسازی حیاط به مدرسه کمک کردند.
الهه پژوهي، بازيگر و دوبلور محله شفا میگوید: با وجود فضای سنتی محله، خانوادهام حساسیتهای مرسوم را نشان ندادند؛ مرحوم پدرم که از خیاطهای معروف مشهد بود، مشوق اصلی من برای ورود به عرصه تئاتر بود.
کار ساخت کتابخانه دکتر حری از سال۸۹ با آورده ۹۰میلیونی سفارت ژاپن آغاز شد. کشور ژاپن برای ترویج فرهنگ کتابخوانی در کشورهای دیگر بودجهای دارد که اینبار خیرش به مشهد و این کتابخانه رسیده است.
محمد رجبزاده میگوید: بلندگوی مسجد اعلام کرد که مراسم عزاداری رحلت حضرت امامخمینی (ره) در مسجد برگزار میشود. نهتنها در محله ما، که در همه محلات شهر، مردم بهصورت خودجوش، مراسم عزاداری برپا کرده بودند.
اراضی خیابان شهیدصفدرینژاد پیشاز ساخت، کشاورزی بود و به «زمینهای نخودک» شهرت داشت.
از بیستسال پیش تا حالا خیابان شفای ۵ را با بوستان «سعیدی» میشناسند. این بوستان در ابتدای معبر بین شفای ۵ و ۷ قرار دارد. قدمت خیابان شفای ۵ به بیش از پنجاهسال میرسد.
محله شفا که فقط بخش کوچکی از انتهای بولوار شفا را در برمیگیرد، در گذشته به «سمزقند» معروف بوده است.
کوچه شهید محمدزاده (بابارجب) یا شفای ۲۲/۱ در محله شفا، حدود پنجاهسال قدمت دارد. این کوچه تا چند دهه قبل، زمین مزروعی و کشاورزی بوده است.
تکواندو اولین ورزشی است که احمد انتخاب میکند اما بعد از مدتی دچار دلزدگی شده و این ورزش را کنار میگذارد. چندسالی ورزشهای مختلف از جمله والیبال، فوتسال، بسکتبال و حتی کشتی را دنبال میکند اما هیچکدام از این ورزشها او را راضی نمیکند. سرانجام نیز سراغ ورزش تکواندو میرود که اولین انتخاب ورزشیاش بوده است و تا به امروز آن را ادامه داده است.