شهردار منطقه ۵ میگوید: طبق اعلام مشاور طرح تفصیلی، فضاهای آموزشی ساختهشده در این محدوده کافی است؛ دلیل اینکه در محدوده گلشهر با کمبود فضای آموزشی روبه رو هستیم، تراکم زیاد جمعیت و وجود چندینهزار دانشآموز مهاجر افغانستانی است.
داییام حاجحسین شیریانی، خرّاط بود و اطراف حرم کارگاه داشت. آن زمانها با دستگاه کمانی کار میکردیم و هنوز دستگاه برقی خرّاطی که بعدها آن را برای نخستینبار در مشهد به مغازهام در این خیابان آوردم، نبود.
محمدحسین جعفری هنرمند نقاش و مجسمهسازی است که با وجود معلولیت «خانه هنر افغانستان» را در گلشهر تاسیس کرد. او همچنین«اتحادیه معلولین و جانبازان افغانستان» و«باشگاه غدیر» را بنا کرد.
«سیدعلی موسوی» بزرگ شده روستای قرهباغ افغانستان از مهاجران مجاهدی است که بعد از مهاجرت به ایران، راهی جبهه شد و در سال ۱۳۷۴ به خاطر ترکشهایی زیادی که در بدنش بود، شهید شد.
سیدحمیدالهاشمی دانشجوی سال سوم دانشکده افسری عراق بود، اما از آنجاکه شیعه و سادات بود، بنا به توصیه مادرش شبانه همراه گروه سینفره از افسران شیعه به جبهه مردان آیتالله خمینی (ره) میپیوندد.
مرضیه ناصری همسر شهید مجاهد، سیدعبدالحمید سجادی و مادر شهیدمدافع حرم، سیداسدالله سجادی است که دیماه امسال، یکی از منتخبان دومین رویداد نشان مشهدالرضا (ع) در حوزه ایثار، مقاومت و شهادت بود.
مشهد گواه خوبی برای یادآوری یک رنگی و همدلی شیعیان است و قومیتهای مختلف که بیشترشان حسینیههایی در مشهد دارند، در محرم هیئتهای منحصر به خودشان را در شهر برپا میکنند.
انتهای خیابان آوینی ۵۷ بعد از سالن شهدای مدافعان حرم، یک کوچه تنگ و تاریک، آسایشگاه و موسسه «باور سبز» قراردارد که برای معلولان و توانیابان مهاجر برپا شده است.
رضا عبدی ۸۳ سال عمر دارد، او تجربههای متفاوتی دارد از سفر به هند و آموختن شگردهای تردستی گرفته تا حضور در سالنهای ورزشی برای تشویق قهرمانان کشتی یا حمله انگلیسیها که با قحطی همراه شد.
یکی از جلوههای وحدت را میتوانید در محله مهدیآباد ببینید، وقتی متوجه میشوید که مسجد مکی این محله درست پهلوبهپهلوی حسینیه علیبنابیطالب (ع) قرار گرفته است، آنچنانکه دیوار میانی آنها مشترک است.
پسوند نام مساجد، تکایا و حسینیههای تاریخی مشهد محکمترین سند تاریخی است که گواه آنست مشهد در همه تاریخ بلندش، شهر مهربانی و مدارا و شهر همزیستی و صلحطلبی بوده است.
سیدعلی حسینی مردی مهاجر از ولایت بامیان است که سقف بالای سرش، یعنی تمام داراییاش را وقف کرده تا با قسمتی از آن، کتابخانهای برای دانشآموزان افغانستانی و مهاجران بازمانده از تحصیل بسازد.
سید محمدباقر مصباحزاده، پژوهشگر، مورخ تاریخ افغانستان و مدیر مرکز پژوهشهای پیام آفتاب است و به عنوان یک مهاجر نخبه در شهرمان شناخته میشود.
بالغبر ۱۵۰نوع بازی سنتی در ایران وجود داشته که بهمرور زمان و با تغییر شیوههای زندگی، از میان رفته است. یکی از همین بازیها بازی «توپ و چوب» یا «زنجیر پله» است که ساکنان محله ثامن، هر روز بعدازظهر انجام میدهند.
محله شهرک شهیدباهنر که به قلعه خیابان معروف است، با شکل مغازهها و ویترینهای رنگووارنگ پارچهها، شما را یاد فیلمهای هندی میاندازد.
عظمت نجاتی خواننده گروه «ساریکا» دستی هم در دوتارنوازی دارد، اما تکخوان گروه محسوب میشود و صدای جادوییاش هر شنوندهای را مسحور میکند. دو پسر کوچکش هم کنار پدر آواز میخوانند.
محمد تربتیفیضآباد از قدیمیترین معلمهای مشهدی است. او از سال ۷۳ بازنشسته شد البته به علت کمبود نیرو دو سال بیشتر خدمت کرد.
تاریخ تولد غلامرضا سلیمانزاده میلانی که حالا شاید مسنترین پدر محله دانشجو باشد را پدرش پشت قرآنی از پوست آهو نوشته که آن را هم سالهاست به آستان قدس رضوی اهدا کردهاند.
نشان وطنش اگر به افغانستان میرسد، نشانی خانهاش میرسد به محله امامخمینی (ره). ۳۰ سال پیش از کابل به اینجا آمده و هر سه فرزندش در این محله به دنیا آمدهاند و اینجا قد کشیدهاند.
حسینیه تهرانیها واقع در خیابان آخوند خراسانی، یکی از کهنترین مجامع آیینی مشهد به شمار میآید و اکنون در آغاز دومین قرن حیات خویش، معماری جدیدی را بر پیکره تاریخ خود تجربه میکند.