حسین برادرانفر خبرنگار شهرآرا محله ۱ و ۲ است. او از سال ۱۳۹۹ این مسئولیت را برعهده دارد و هر هفته ظرفیتهای هویتی و فرهنگی محلههای مناطق ۱ و ۲ مشهد را به مخاطبان معرفی میکند.
ورود برادران به دنیای مطبوعات در سال۱۳۸۸ و با روزنامه شهرآرا بوده است.
بزرگترین تبلیغ و پشتیبان منیر قاضی در همه چهل سال فعالیتش، آموزش کامل خیاطی و دوخت لباس در حضور خود اوست. او با وجود مشکلات جسمی، سالها تلاش کرده و با تربیت شاگردان و طراحیهای درخشانش خوش درخشیده است.
هنرستان کشاورزی شهید یوسفی که در زمینی ۵۳ هکتاری در انتهای عصمتیه ۳ جای گرفته، با داشتن ۳۸۰ دانشآموز، بزرگترین هنرستان کشاورزی کشور از لحاظ جمعیت دانشآموزی است.
البرز کریمی مثل خیلی از بچهها آرزوی فوتبالیستشدن داشته و برای رسیدن به آرزویش به هر دری زده است. او حالا در هفدهسالگی در لیگ نوجوانان کشور میدرخشد و مربیانش از او بهعنوان مهاجمی یاد میکنند که میتواند دروازه هر دروازهبانی را فرو بریزد.
نادر غلامی میگوید: اولین خانه پدری من، هفتادسال قبل روی دیوار توس ساخته شده بود. روی باره چند برج نگهبانی قرار داشت. یکی از سرگرمیهای بچگی ما این بود که روی این باره حرکت میکردیم و از یک خانه به خانه دیگر میرفتیم.
مرتضیتاجیک، خواننده جوان، اما کهنهکار و باسابقه مشهد از حدود ۲۰ سال قبل فعالیتش را با صدا وسیمای خراسان رضوی آغاز کرده این روزها برای امرار معاش مغازه سوپرمارکتی دارد.
رضا خوشطینت میگوید: آسیاب آبی در شاهنامه ۱۰، آرد مرغوبی تولید میکرد و افراد زیادی از روستاهای اطراف، گندم خود را به این آسیاب میآوردند. نزدیک آسیاب هم کسانی بودند که آرد را نان میکردند و همیشه تکهنان داغی به ما بچهها میدادند.
مهدی حاذق از روزی که به استخدام کارخانه قند درآمد، وظیفهای خاص در خط تولید محول شد که فقط او از پسش برمی آمد. همین کار و مشغله هر سال، او و همسرش را از یک سفر خانوادگی دور و دورتر میکرد. روزی که پایان دوره کاری اش رسید، سفرکردن را کلید زد.
وقتی صحبت از همسایههای خوب میشود، پیداکردن آدمهایی از این جنس در بولوار شاهنامه کار سختی نیست؛ آدمهایی که محبتشان به ساکنان خانههای اطراف میرسد؛ مثل اهالی شاهنامه ۴۱.