زهرا رفیعان چهل سالی میشود خادم حسینیه کرمانیهاست، حسینهای که ۴۰۰ساله قدمت دارد. او سن مسجد را از کتیبهای که ۴۰ سال پیش در نخستین بازسازی آن پیدا شده به خاطر دارد.
نزدیک به یک ماه بینام و نشان، روی تخت بیمارستان مانده بود که پرستارش اسم همه گردانها را روی یک تکه کاغذ مینویسد و نشانش میدهد، انگشتش که روی لشکر ۷۷ میماند، تازه میفهمند مشهدی و همسایه امامرضا (ع) است.
حاج احمدآقای شریفی محضردار قدیمی بالاخیابان مشهد میگوید: بیشترین مهریهای که در دفترم ثبت شده مربوط به سال۱۳۳۶ است که عروس مهرش را ۸کیلو طلا قرار داد و کمترینش یک جلد قرآن و یک شاخه نبات است.
حسن معین گوینده رادیو و از قدیمیهای کوچه ضیاء است. او میگوید:اگر میخواهید درباره مشهد ۵۰ سال پیش بنویسید، باید مشهدی را ترسیم کنید که از میدان توحید و پنجراه، پایینخیابان، گودال خشتمالها و یک میدان آب و برق به آن طرف بیابان است
آن وقتها یک حرم بود و یک صحن کهنه با سقاخانه اسماعیل طلا و کفترهایش؛ دور تا دور صحن هم راسته بازاری بود که ابتدایش حرم میشد و انتهایش یک مغازه قالیفروشی.
شهید عباس دهقان مشغول سنگرسازی بود که حمله هوایی شد، یک ترکش به دستش خورد و دستش را قطع کرد. دستش همانجا در جبهههای سومار جا میماند و خودش را به بیمارستان میرسانند.
حسن مرزی میگوید: مثل هر روز مشغول جارو زدن پیادهروها بودم که کنار ایستگاه اتوبوس پیدایش کردم. خیلیها وقتی مبلغش را میشنیدند وسوسه میشدند و پیشنهادهایی میدادند اما نمیخواستم چک را به غیر از صاحبش به شخص دیگری بدهم.
۵۰ سال پیش که مهرآباد جز زمین کشاورزی، قنات، کاریز و چند خانوار روستایی چیز دیگری نداشت، حاجابراهیم نامی، بانی کشت جارو و رونق حرفه جاروبافی در محله مهرآباد مشهد شد.
استاد کریم محمدیان، پدر کشتی خراسان و یکی از پایههای کشتی ایران در دهههای ۴۰ و ۵۰، پهلوانان بنام بسیاری نظیر مرحوم شورورزی، وفادار، سخدری، بهادری، توکل، معرب، گلمکانی، خادم و وحدت را تربیت کرد.