بهار و تابستان سال ۱۳۰۸ مرزهای مشهد و خراسان در قرق راهزنان بود. یکی از این راهزنان بزرگ، زلفو است که با همدستی سه برادرش، برای چندسال در اطراف خراسان و مشهد دست به چپاول اموال مردم زد.
نود سال پیش، سکونت شهروندان مسلمان، یهودی و مسیحی در شهر مشهد، سبب شده بود بازار در سه روز اول هفته تعطیل باشد تا شهروندان ادیان مختلف بتوانند به مناسک مذهبی خود بپردازند.
اسم حاجاصغر رفاهیخراسانی برای اهالی کوچهپسکوچههای مهدیآباد آشناست. ۵۰ سالی است که سلمانی دارد و کوچک و بزرگ، او را با پسوند شغلش صدا میزنند؛ «اصغر سلمانی».
بچههای محله پنجتن مشهد سهمشان از آموزش، ورزش و داشتن امکانات مناسب برای پر کردن اوقات فراغت، تل نخالههای ساختمانی و زمینهای خاکی آلوده است که امتداد آن را با دمپاییهای پاره و سرپنجههای خونی طی میکنند.
مسعود عقلی و سمیه ارقبایی زوج هنرمند محله امیریه هستند. یکی بازیگر، نمایشنامهنویس و کارگردان تئاتر و دیگری گریمور برجسته که در پشت صحنه بسیاری از فیلمها و نمایشها حضور دارد.
هادی سروری، طراح و شمایلزن محله آزادشهر تنها کسی است که توی مشهد دارد این هنر را بهطور جدی دنبال میکند. هنری که دوست دارد برای زنده نگه داشتن و ترویجش، آن را به جوانان هم آموزش بدهد.
غلامحسین حدادیبازه یکی از شانزدهسالههای محله مهرآباد است که سال ۶۲ در عملیات والفجر ۳ به شهادت رسید. او دوماه بعد از مراسم عقد، هوایی رفتن به جبهه شد و برای رفتن به هیچ کس چیزی نگفت.